موسیقی چگونه مغز را از استرس خارج و آرام میکند؟

موسیقی چگونه مغز را از استرس خارج و آرام میکند؟
موسیقی فقط گوشنوازی برای فرار موقت از فشارهای روزمره نیست؛ پژوهشی تازه نشان میدهد که گوش دادن به موسیقی میتواند نحوه ارتباط بخشهای مختلف مغز را تغییر دهد و به بدن و مغز کمک کند پس از یک تجربه پراسترس، سریعتر به وضعیت آرامتری برگردند.
پژوهشگران آکادمی علوم چین در مطالعهای جدید دریافتند که تأثیر موسیقی بر استرس با چیزی که از صداهای آرامشبخش طبیعی مانند صدای آب یا جنگل تجربه میکنیم، یکسان نیست. به گفته پژوهشگران، ساختار منظم موسیقی میتواند مغز را از مرحله برانگیختگی و تنش به سمت شرایط آرامتر هدایت کند؛ فرایندی که با تغییر در ارتباط میان شبکههای مختلف مغزی همراه است.
موسیقی میتواند واکنش بدن به استرس را کاهش دهد
وقتی فرد با یک موقعیت استرسزا روبهرو میشود، بدن وارد حالت آمادهباش میشود. ضربان قلب افزایش پیدا میکند، هورمونهای مرتبط با استرس ترشح میشوند و مغز برای واکنش سریعتر آماده میشود. حتی بعد از پایان عامل استرسزا نیز ممکن است این وضعیت برای مدتی ادامه داشته باشد.
یی دو، پژوهشگر آکادمی علوم چین و نویسنده ارشد مطالعه، توضیح میدهد که مغز پس از یک تجربه پراسترس ممکن است همچنان در حالت هشدار باقی بماند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد موسیقی میتواند به مغز کمک کند از این حالت خارج شود و دوباره به شرایط متعادلتری برسد.
نکته مهم این است که پژوهشگران اثر موسیقی را صرفاً به احساس ذهنی آرامش نسبت نمیدهند؛ بلکه تغییرات فیزیولوژیک و فعالیت مغزی شرکتکنندگان نیز بررسی شده است.
موسیقی در برابر صدای طبیعت؛ کدامیک مغز را بهتر آرام میکند؟
برای بررسی این موضوع، پژوهشگران موسیقی را با صداهای طبیعی مقایسه کردند. در گروه دوم، شرکتکنندگان به صداهایی مانند جریان آب و صداهای طبیعت گوش دادند؛ صداهایی که معمولاً بهعنوان محرکهای آرامشبخش شناخته میشوند.
نتایج نشان داد که موسیقی و صداهای طبیعت الزاماً تأثیر یکسانی بر مغز ندارند. صداهای طبیعی میتوانند محیطی آرام ایجاد کنند، اما موسیقی به دلیل داشتن ریتم، توالی و ساختار مشخص ظاهراً مسیر متفاوتی را در مغز فعال میکند.

از دید پژوهشگران، همین ساختار موسیقی ممکن است به مغز کمک کند تا پس از تجربه استرس، روند مشخصتری برای کاهش برانگیختگی و بازگشت به حالت آرام طی کند.
آزمایش چگونه انجام شد؟
پژوهشگران برای بررسی دقیقتر این فرضیه چند مرحله آزمایشی را طراحی کردند. در نخستین آزمایش، ۶۰ نفر شرکت کردند و به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه پس از قرار گرفتن در یک موقعیت استرسزا به موسیقی گوش داد و گروه دیگر صداهای طبیعی دریافت کرد.
برای ایجاد استرس کوتاهمدت، از شرکتکنندگان خواسته شد در مدت محدودی مسائل ریاضی ذهنی را حل کنند. علاوه بر محدودیت زمانی، بازخوردهایی نیز به آنها داده میشد که برای افزایش فشار روانی طراحی شده بود.
این روش به پژوهشگران اجازه داد واکنش افراد را در شرایطی نسبتاً کنترلشده بررسی کنند و سپس ببینند پس از پایان عامل استرسزا، موسیقی یا صدای طبیعت چگونه بر روند بازگشت بدن به وضعیت عادی اثر میگذارد.
ضربان قلب و کورتیزول چه چیزی را نشان دادند؟
پژوهشگران برای اینکه اثر موسیقی را فقط بر اساس احساسات گزارششده شرکتکنندگان ارزیابی نکنند، شاخصهای فیزیولوژیک بدن را نیز اندازه گرفتند. ضربان قلب و میزان کورتیزول موجود در بزاق پیش و پس از آزمایش بررسی شد.
کورتیزول یکی از هورمونهایی است که در واکنش بدن به استرس نقش دارد و تغییر سطح آن میتواند اطلاعاتی درباره وضعیت فیزیولوژیک فرد در شرایط فشار روانی ارائه کند.
نتایج نشان داد شرکتکنندگانی که پس از فعالیت استرسزا به موسیقی گوش داده بودند، سریعتر نشانههای بازگشت به وضعیت عادی را نشان دادند. این یافته با این ایده سازگار است که موسیقی ممکن است فراتر از ایجاد احساس خوشایند، در تنظیم واکنشهای بدن پس از استرس نیز نقش داشته باشد.
مغز چگونه از حالت آمادهباش خارج میشود؟
بر اساس تفسیر پژوهشگران، موسیقی ممکن است مانند پلی میان پردازش صدا و سیستم تنظیم استرس مغز عمل کند. پس از پایان یک رویداد استرسزا، بدن برای بازگشت به وضعیت عادی نیاز دارد از حالت آمادهباش خارج شود و کاهش برانگیختگی را آغاز کند.
در این شرایط، ساختار منظم موسیقی میتواند به شکل متفاوتی نسبت به صداهای تصادفی یا محیطی با مغز تعامل داشته باشد. تغییر در ارتباط میان مناطق مرتبط با پردازش صوت و تنظیم برانگیختگی میتواند یکی از توضیحهای احتمالی برای سرعت بیشتر بازگشت افراد به وضعیت آرام باشد.
یی دو معتقد است موسیقی صرفاً حواس فرد را از استرس پرت نمیکند؛ بلکه ممکن است مسیر سازمانیافتهای برای تنظیم دوباره فعالیت مغز ایجاد کند.
آیا موسیقی مورد علاقه هر فرد تأثیر بیشتری دارد؟
با وجود نتایج قابل توجه، هنوز نمیتوان گفت هر نوع موسیقی برای همه افراد دقیقاً چنین اثری دارد. یکی از محدودیتهای پژوهش این است که موسیقی مورد استفاده در آزمایشها توسط خود پژوهشگران انتخاب شده بود و شرکتکنندگان بر اساس سلیقه شخصی خود آهنگ انتخاب نمیکردند.
این مسئله میتواند در تحقیقات آینده اهمیت زیادی داشته باشد. موسیقی مورد علاقه یک فرد ممکن است به دلیل خاطرات، احساسات و ارتباط شخصی با آن، واکنش متفاوتی در مغز ایجاد کند.
در مقابل، یک قطعه موسیقی که برای فردی آرامشبخش است، ممکن است برای شخص دیگری هیجانانگیز یا حتی آزاردهنده باشد. بنابراین هنوز به مطالعات بیشتری نیاز است تا مشخص شود سلیقه موسیقایی و ویژگیهای خود موسیقی تا چه اندازه در این فرایند نقش دارند.
جمعبندی نهایی
مطالعه جدید پژوهشگران آکادمی علوم چین نشان میدهد موسیقی میتواند بیش از ایجاد یک حس آرامش موقت روی مغز و بدن اثر بگذارد. افرادی که پس از یک تجربه استرسزا به موسیقی گوش دادند، در آزمایشها سریعتر به وضعیت عادی بازگشتند و بررسیهای مغزی نیز تغییر در ارتباط میان بخشهای مرتبط با پردازش صدا و تنظیم استرس را نشان داد.
با این حال، نباید نتایج این پژوهش را بهعنوان اثبات یک روش درمانی برای استرس یا اضطراب در نظر گرفت. شرکتکنندگان جوان و سالم بودند، استرس ایجادشده کوتاهمدت بود و موسیقی نیز از سوی پژوهشگران انتخاب شده بود. تأثیر موسیقی مورد علاقه افراد و اثر آن بر استرس مزمن همچنان به بررسیهای بیشتری نیاز دارد.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد موسیقی ممکن است نهتنها یک تجربه احساسی یا سرگرمی، بلکه یکی از محرکهایی باشد که به تنظیم فعالیت مغز و بازگشت بدن از حالت استرس به شرایط آرامتر کمک میکند. نتایج این مطالعه در مجله علمی PNAS منتشر شده است.










