بهترین کتابها برای غلبه بر اضطراب؛ 7 کتاب نجاتبخش و کاربردی
راهنمای جامع آرامش؛ ۷ کتابی که غول اضطراب را رام میکنند
بهترین کتابها برای غلبه بر اضطراب
همه ما طعم تلخ و گس اضطراب را چشیدهایم؛ همان مهمان ناخواندهای که گاه و بیگاه پشت درِ ذهنمان سبز میشود. حقیقت این است که اضطراب در مقادیر کم، نه تنها دشمن ما نیست، بلکه مثل یک موتور محرک عمل میکند.
این همان نیرویی است که باعث میشود پروژههایمان را به موقع تحویل دهیم و برای رسیدن به اهدافمان از خوابمان بزنیم. اما داستان از جایی ترسناک میشود که این سدِ محافظ، سرریز کند.
وقتی اضطراب از حد طبیعی خارج شود، مثل یک طوفان سهمگین، تعادل میان جسم و روح را به هم میزند و درست همانجا است که اعتمادبهنفس، عزتنفس و قدرت تصمیمگیری ما زیر آوار استرس دفن میشود.
یکی از در دسترسترین و موثرترین پناهگاهها برای عبور از این طوفان، پناه بردن به دنیای کلمات و مطالعه کتاب است. کتابها به ما یاد میدهند که در این مسیر تنها نیستیم و ابزارهایی علمی و عملی برای بازگشت به آرامش را در اختیارمان میگذارند.
در ادامه این مطلب از مجله ویانامگ، قصد داریم شما را با گلچینی از بهترین آثار مکتوب آشنا کنیم که هر کدام مثل یک نقشه راه، مسیر خروج از دالان تاریک اضطراب را نشانتان میدهند.

اضطراب: زخمی که بر تن مینشیند
باید بپذیریم که اضطراب صرفاً یک حس ذهنی نیست؛ بلکه اختلالی پیچیده است که ریشههایش را در تمام زوایای وجود ما میدواند. جالب است بدانید بسیاری از پزشکان معتقدند ریشه بخش بزرگی از دردهای جسمی که روزانه با آنها دست و پنجه نرم میکنیم، در واقع همان اضطراب پنهان است.
این فرسایش روحی خودش را با زبان بدن به ما دیکته میکند؛ از تپش قلبهای ناگهانی، لرزش و تعریق دستها گرفته تا احساس ضعف مفرط، درد قفسه سینه و حالت تهوع.
حتی مشکلاتی مثل جوشهای پوستی، بیقراری، خستگی مزمن و گرفتگیهای دردناک عضلانی همگی فریادهای بدن برای جلب توجه ما به وضعیت سلامت روانمان هستند.

جعبهابزار کاربردی برای مهار بیقراری
اما نگران نباشید! برای مهار این هیولای هزارچهره، روشهای بسیار متنوع و لذتبخشی وجود دارد که میتوانید در سبک زندگی روزمره خود جای دهید.
از فعالیتهای فیزیکی مثل ورزش منظم، یوگا و تمرینات تنفس عمیق گرفته تا تغییرات کوچک در رژیم غذایی مثل کاهش مصرف کافئین و استفاده از مکملها.
جالب است بدانید حتی کارهای سادهای مثل جویدن آدامس، نوشتن خاطرات، یا روشن کردن یک شمع معطر میتواند سطح استرس شما را به شکل معجزهآسایی پایین بیاورد.
علاوه بر اینها، تقویت مهارتهای اجتماعی مثل وقتگذرانی با عزیزان، یادگیری مهارت حیاتیِ «نه» گفتن و غلبه بر عادت مخربِ پشت گوش انداختن کارها، در کنار گوش دادن به موسیقی ملایم و تمرین ذهنآگاهی (Mindfulness)، همگی قطعات پازلی هستند که تصویر زندگی آرامتری را برای شما میسازند.
در ادامه با ما همراه باشید تا در بخشهای بعد، ۷ کتابی را معرفی کنیم که این مسیر را برایتان هموارتر میکنند.

۱. وقتی اضطراب حمله میکند؛ سلاحی بدون نسخه در برابر یک بحران جهانی
امروزه اضطراب دیگر یک مشکل شخصی نیست، بلکه به یک معضل جهانی و همهگیر تبدیل شده است. در تمام دنیا، میلیونها نفر هر روز با این غول بیشاخودم پنجه در پنجه میاندازند.
بسیاری از این افراد به کلینیکهای مشاوره و رواندرمانی پناه میبرند و یا به دارودرمانی روی میآورند. در حالی که عدهای از این مسیر به آرامش میرسند، گروه بزرگی هم هستند که در نیمهراه ناامید شده یا به داروها وابستگی شدید پیدا میکنند و در نهایت، به یک «همزیستی مسالمتآمیز اما تلخ» با اضطراب تن میدهند.
اما آیا راه دیگری هم هست؟ شاید کلید حل این معما در صفحات یکی از معتبرترین کتابهای این حوزه نهفته باشد که قدرت عمل را دوباره به دست خودِ فرد بازمیگرداند.
دکتر دیوید برنز، نامی درخشان در دنیای روانپزشکی و از اساتید برجسته دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب تحسینشدهی خود با عنوان «وقتی اضطراب حمله میکند»، به دنبال انقلابی در درمان است.
او که از پیشگامان “شناختدرمانی” در جهان به شمار میآید، این کتاب را با یک هدف بزرگ نوشته است: ارائه روشهای کاملاً کاربردی و عملی که هیچ نیازی به داروهای شیمیایی ندارند. دکتر برنز معتقد است که با تغییر در الگوهای فکری، میتوان بر سختترین حملات اضطرابی هم غلبه کرد.
در این اثر که به حق یکی از بهترین کتابها برای غلبه بر اضطراب شناخته میشود، نویسنده با زبانی صمیمی، ساده و به دور از پیچیدگیهای آکادمیک، به شما یاد میدهد که چطور علائم اضطراب را در همان لحظات اولیه شناسایی کنید و پیش از آنکه شما را از پا درآورد، آن را تسکین دهید.
این کتاب در واقع یک نقشه راهِ چهلمرحلهای است؛ یعنی ۴۰ توصیه و تکنیک دقیق که با اجرای آنها، نهتنها اضطراب مهار میشود، بلکه رفتهرفته قدرت تخریبی خود را در زندگی شما از دست میدهد.
در بخشی از این کتاب که با ترجمهی روان مهدی قرچهداغی توسط نشر ذهنآویز روانه بازار شده، به نکتهای بسیار ظریف و تاملبرانگیز اشاره میشود:
«اغلب اوقات، احساسات منفی به شکل یک بستهبندی خالص و مشخص عرضه نمیشوند. در واقع، معمولا اضطراب و افسردگی دست در دست یکدیگر حرکت میکنند. با این حال، این احساسات با هم تفاوتهای عمده دارند. اضطراب ناشی از احساس خطر کردن است. تا زمانی که به خود نگویید اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است، مشوش نمیشوید.»
این کتاب به ما میآموزد که اضطراب بیش از آنکه حاصل دنیای بیرون باشد، محصول گفتگوهای درونی ماست. با مدیریت این گفتگوها، میتوانیم افسار این غول سرکش را در دست بگیریم.

۲. هنر ظریف رهایی از دغدغهها؛ وقتی «بیخیالی» تبدیل به یک فضیلت میشود
همه ما بارها شنیدهایم که «مثبتاندیشی» کلید جادویی خوشبختی است. اما حقیقتِ تلخی پشت این ویترین زیبا نهفته است؛ اگر این خوشبینی از حد بگذرد و به یک وسواس تبدیل شود، فرد را در توهمی بیپایان حبس میکند که نتیجهای جز اضطراب شدید و هدر رفتن عمر ندارد.
نکتهای که اکثر ما از آن غافل میشویم این است که خوشبختی واقعی، پیش از هر چیز نیازمند آرامش است، نه تلاشی جنونآمیز برای بینقص بودن.
ما در جهانی بزرگ شدهایم که مدام در گوشمان زمزمه میکند باید «بهترین» باشیم؛ ثروت بیحدوحصر، جایگاه اجتماعی خیرهکننده و شهوت دیده شدن در فضای مجازی، بذرهایی هستند که در ذهن ما کاشته شدهاند.
میوه این بذرها چیزی نیست جز کمالگرایی سمی و اضطرابی که مثل خوره به جانمان میافتد. درست در همین نقطه است که مارک مانسون، نویسنده و وبلاگنویس جنجالی و پرطرفدار آمریکایی، با کتاب تحسینشدهاش یعنی «هنر ظریف رهایی از دغدغهها» وارد میدان میشود.
مانسون که آثارش همیشه در صدر پرفروشهای نیویورکتایمز است، در این کتاب با تلفیقی هوشمندانه از یافتههای علمی و تجربیات زیسته خودش، به ما یاد میدهد که چطور در دنیای امروز ببازیم، از دست بدهیم و رها کنیم، اما در عین حال ناامید و مضطرب نشویم.
او با نثری گزنده، جذاب و بسیار روان، ما را با یک واقعیت تکاندهنده روبهرو میکند: «فرار از اضطراب غیرممکن است.» اضطراب بخشی از طبیعت و DNA ما انسانهاست.
اما راز زنده ماندن و رسیدن به آرامش، در فرار کردن نیست؛ بلکه در یادگیری روشهایی است که به ما کمک میکنند با این حقیقت کنار بیاییم و آن را مهار کنیم. او به ما میگوید که نباید نگرانِ نگران بودنمان باشیم!
در بخشی از این کتاب که با ترجمه دقیق میلاد بشیری توسط نشر میلکان منتشر شده و بدون شک یکی از ضروریترین کتابها برای انسانِ مدرن است میخوانیم:
«اگر یک لحظه دست نگه دارید، متوجه می شوید که توصیه های مرسوم زندگی، تمام توصیه های مثبت و خودیارانه ای که هر روز می شنوید، در واقع بر نداشته هایتان تمرکز دارند. آن ها آنچه را اکنون به عنوان کمبودهای شخصی و شکست هایتان قلمداد می کنید، نشانه می گیرند، و همان ها را برایتان برجسته می کنند.»
این کتاب به شما میآموزد که به جای تلاش برای عالی بودن، یاد بگیرید که کدام دغدغهها واقعاً ارزش جنگیدن دارند و کدام را باید با کمال احترام، به حال خود رها کرد.

۳. فکر و خیال زیادی ممنوع؛ پایانی بر شکنجهی بیپایان ذهن
اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم، فکر و خیال کردنِ بیش از حد، یک عادت ساده نیست؛ بلکه یک فرآیند خانمانبرانداز است که میتواند ریشهی انواع بیماریها، معضلات روانی و حتی در موارد شدید، فرسودگی جسمی منجر به مرگ باشد.
فشار روانی و اضطرابی که از دلِ این «بیشاندیشی» بیرون میآید، چنان سنگین است که بدن را از وضعیت طبیعی خارج کرده و سیستم دفاعی روح را فلج میکند. اما این همه فکر و خیال از کجا میآید؟
ریشههای آن اغلب در تجربیات تلخ گذشته نهفته است؛ از تحقیر شدن و بیتوجهی دیدن در دوران کودکی گرفته تا مقایسههای ناعادلانه و تعیین اهداف دستنیافتنی توسط والدین و معلمان.
وقتی اعتمادبهنفس و عزتنفس ما زیر ضربات کمالگرایی و حس «کافی نبودن» خُرد میشود، ذهن ما به سنگری برای افکار مزاحم تبدیل میگردد.
نتیجهی این وضعیت، چیزی جز بلاتکلیفی و فلج شدن قدرت تصمیمگیری نیست. ما شجاعت اشتباه کردن را از دست میدهیم و ترجیح میدهیم به جای حرکت، در جای خود درجا بزنیم و زمینگیر شویم.
درست در همین لحظات است که آن بوگل، نویسنده و وبلاگنویس مشهور آمریکایی، با کتاب درخشان خود یعنی «فکر و خیال زیادی ممنوع» به کمکمان میآید.
او در این اثر، با روایت قصهی زندگی شخصیاش و اشتراکگذاری راهکارهایی که خودش امتحان کرده، به مخاطب نشان میدهد که چطور میتوان از شر این افکار سمی و اضطراب همراهشان رها شد.
آن بوگل معتقد است که بیش از حد فکر کردن، در واقع نوعی «محاکمهی دائمیِ خودمان» است. ما مدام در دادگاه ذهنمان از خودمان میپرسیم:
«فلانی در موردم چه فکری کرد؟»، «نکند با فلان حرفم او را رنجانده باشم؟»، «چرا جواب تماسم را نداد؟»، «نکند تصمیمی که گرفتم اشتباه بود؟».
این سوالات تکراری مثل یک زندان نامرئی ما را محصور میکنند. آن بوگل با ارائه روشهای عملی و آزموده شده، به ما یاد میدهد که چطور قفل این زندان را بشکنیم و اجازه ندهیم ذهنمان علیه خودمان شورش کند.
در بخشی از این کتاب که یکی از بهترین راهنماها برای مهار اضطراب است و با ترجمهی شیوا و خواندنی مهناز ترابیمقدم توسط نشر مون روانه بازار شده، آمده است:
«صحبتهای زیادی با زنانی داشتهام که میگویند: ای کاش میتوانستم بیشاندیشیام را متوقف کنم. اما هیچ تلاشی برای تغییر عملکردشان به کار نمیبندند. باور نمیکنند که این کار شدنی است و به همین دلیل هم برای حل این مشکل هیچ اقدامی نمیدهند. وضعیتشان را خیلی خوب درک میکنم، زیرا من هم یکی از آنها بودهام.»
این کتاب به ما نوید میدهد که اگر بخواهیم، میتوانیم افسارِ فکر و خیالهایمان را در دست بگیریم و به جای اینکه قربانی ذهنمان باشیم، فرماندهی آن شویم.

۴. حملات اضطرابی؛ راهنمای تخصصی برای گذار از وحشت به آرامش
واژههایی مثل «اضطراب»، «وحشت» و «نگرانی»، کلمات سنگینی هستند که بلافاصله سایهی ترس و ناامنی را بر ذهن ما میاندازند.
متأسفانه این مفاهیم برای بسیاری از ما در ایران، به دلیل سبکهای سنتی تربیت، بیش از حد آشنا هستند. ریشهی بسیاری از بیقراریهای امروز ما در دوران کودکی نهفته است؛
یعنی همان زمانی که والدین برای ساکت کردن یا سربهراه ساختن فرزندانشان، آگاهانه یا ناآگاهانه از ابزارهایی مثل تحقیر، ترساندن، بیاعتنایی، تنهایی و حتی تنبیه بدنی استفاده میکردند.
خروجیِ این نوع تربیت، نسلی است که با هر تلنگر کوچکی در زندگی، دچار لرزش میشود و مدتها طول میکشد تا بتواند خودش را دوباره جمعوجور کرده و به حالت عادی بازگردد.
در این میان، کتاب «حملات اضطرابی» به عنوان یک منبع علمی و در عین حال کاربردی، مثل یک لنگرگاه آرامش عمل میکند. این اثر به قلم دکتر زهرا یداللهی، روانپزشک برجسته و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، نوشته شده است.
ایشان که از پژوهشگران بنام انستیتو روانپزشکی تهران هستند، در این کتاب به زیبایی مرز میان ترس و اضطراب را روشن میکنند.
از نظر ایشان، ترس یک واکنش هیجانی منطقی به خطرات واقعی است، اما اضطراب همان هیولای بیدلیلی است که بدون هیچ علت مشخصی، نشانههای ترس را در بدن ما بیدار میکند.
دکتر یداللهی معتقد است که اضطراب و وحشت، اگرچه همراهان همیشگی انسان مدرن هستند، اما به هیچ وجه شکستناپذیر نیستند.
این کتاب با یک پرسش بنیادین آغاز میشود: «آیا ترس و اضطراب آموختنی هستند؟». نویسنده با پاسخ به این سوال، به بررسی سن شروع اضطراب و تغییراتی که در شخصیت و رفتار فرد ایجاد میشود، میپردازد. نکتهی قوت این اثر، تشریح دقیق «حملات پانیک» یا همان حملات هراس است. دکتر یداللهی با زبانی ساده و همهفهم، روشهای متنوع کنترل و درمان—از دارودرمانی گرفته تا خوددرمانی و آموزشهای پیشگیرانه برای جلوگیری از بازگشت دوبارهی اضطراب—را در اختیار خواننده قرار میدهد.
در بخشی از این کتاب ارزشمند که توسط نشر قطره به چاپ رسیده و خواندن آن برای هر کسی که با تپشهای ناگهانی قلب دست و پنجه نرم میکند ضروری است، میخوانیم:
«اضطراب در سه سطح مختلف بر ارگانهای بدن اثر میگذارد و آنها را درگیر میکند که عبارتند از: سطح اعصاب و غدد، ،سطح روانی، سطح جسمانی. اضطراب در سطح اعصاب و غدد با ترشح هورمونهای آدرنالین یا اپینفرین از غدد فوق کلیوی، منجر به آشفتگیهای خلقی و افسردگی میشود.»
این کتاب به ما کمک میکند تا مکانیسمهای پیچیدهی بدنمان را بشناسیم و با آگاهی، ترمزِ حملات اضطرابی را بکشیم.

۵. زندگی بدون استرس؛ مهار طوفان در روزهای آرام و ناآرام
شاید تعجب کنید، اما استرس همیشه حاصل اتفاقات تلخ زندگی مثل از دست دادن عزیزان، بیماری یا مشکلات مالی نیست.
گاهی حتی شیرینترین لحظات زندگی —مانند ازدواج، به دنیا آمدن فرزند، مهاجرت به کشوری جدید یا حتی رسیدن به یک ثروت بادآورده— میتوانند باری سنگین از استرس را روی شانههای ما بگذارند.
حقیقت این است که مشکل در خودِ اتفاقات نیست، بلکه در «نوع نگاه ما» به آنها نهفته است. وقتی ذهن ما هر موقعیت جدیدی را به عنوان یک «تهدید» یا «خطر» برچسب بزند، بدن قدرت مدیریت خود را از دست میدهد و زنگ خطر استرس با تمام توان به صدا درمیآید.
درست است که واکنش هر فرد به فشارهای روانی متفاوت است، اما سوال اصلی اینجاست: آیا استرس برای ما لازم است؟ واقعیت این است که این واکنش، سیستم عصبی و هورمونی ما را به شدت آشفته میکند و اگر راهی برای مهار آن پیدا نکنیم، جسم و روحمان فرسوده خواهد شد.
دکتر شهربانو قهاری، از اعضای برجسته هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در کتاب ارزشمند خود با عنوان «زندگی بدون استرس»، دقیقاً به همین دغدغه پاسخ میدهد.
او در این اثر که یکی از بهترین راهنماها برای مقابله با تنشهای روزمره است، نهتنها آگاهی ما را نسبت به این پدیده بالا میبرد، بلکه تکنیکهای عملی برای شکست دادن استرس را در اختیارمان میگذارد.
دکتر قهاری در این کتاب به ما یاد میدهد که استرس یک فرآیند ناگهانی نیست، بلکه مراحلی دارد که شناخت آنها اولین قدم برای درمان است. در بخشی از این کتاب که توسط نشر قطره منتشر شده است، میخوانیم:
«پاسخ فرد به استرس از سه مرحله میگذرد و در هر مرحله فرد علائمی را تجربه میکند. این سه مرحله عبارتند از: مرحلهی آگاهی از خطر، مرحلهی مقاومت و مرحلهی فرسودگی»
این کتاب به شما کمک میکند تا پیش از رسیدن به مرحلهی فرسودگی، افسارِ فشارهای روانی را در دست بگیرید و آرامش را به زندگیتان بازگردانید.

۶. آدم بسیار حساس؛ وقتی ظرافتِ روح، دلیل اضطراب میشود
احتمالاً بارها شنیدهاید که به کسی برچسب «نازکنارنجی» یا «بیش از حد حساس» میزنند. واقعیت این است که افراد حساس، دنیا را با وضوح و شدت بیشتری تجربه میکنند و همین موضوع باعث میشود در مواجهه با فشارهای زندگی، موقعیتهای دشوار و فراز و نشیبهای ناگهانی، زودتر از دیگران آسیب ببینند و دچار اضطراب شوند.
اما آیا شما هم جزو این دسته هستید؟ اگر پاسخ این سوال را نمیدانید، کتاب «آدم بسیار حساس» دقیقاً همان چیزی است که به آن نیاز دارید.
دکتر الین آرون، روانشناس و نویسندهی سرشناس آمریکایی، در این کتاب که بلافاصله پس از انتشار به فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز راه یافت، آینهای تمامقد مقابل شما میگیرد تا کشف کنید که آیا با یک سیستم عصبیِ بسیار حساس به دنیا آمدهاید یا خیر.
او به زیبایی تبیین میکند که اگر در این دسته قرار بگیرید، طبیعی است که بخش زیادی از روزهایتان را با تحریکپذیری، عصبی بودن و نگرانی سپری کنید؛ زیرا سنسورهای روانی شما بسیار دقیقتر از دیگران عمل میکنند.
دکتر آرون در این اثر که یکی از منابع حیاتی برای مدیریت اضطراب است، مجموعهای از ابزارهای کاربردی را در اختیارتان میگذارد: از آزمونهای خودارزیابی برای شناخت دقیق حساسیتها گرفته تا روشهایی برای بازنگری در تجربههای تلخ گذشته و ترمیم عزتنفس.
او به شما میآموزد که چگونه حساسیت بالا بر روابط عاطفی و شغلیتان سایه میاندازد و چطور میتوانید برانگیختگیهای شدید ذهنیتان را کنترل کنید.
همچنین در این کتاب با زمان دقیقِ نیاز به کمک حرفهای، دارودرمانی و روشهای غنیسازی روح و روان با زبانی بسیار ساده و تاثیرگذار آشنا میشوید.
در بخشی از این کتاب ماندگار که با ترجمهی تحسینشدهی مینو پرنیانی توسط نشر آشیان منتشر شده، میخوانیم:
«هر کس در دورانی از زندگی خود، بیش از حد حساس میشود. مثلا وقتی که فردی برای یک مدت در کلبه کوهستانیاش تنها باشد. و بالاخره اینکه همه با بالا رفتن سنشان حساس میشوند. اکثر مردم چه بخواهند چه نخواهند در شرایط خاص سیمای حساسشان رو میشود.»
این کتاب به شما یاد میدهد که حساس بودن یک ضعف نیست، بلکه ویژگی خاصی است که اگر راه مدیریت آن را بلد باشید، میتواند به جای اضطراب، به بزرگترین نقطه قوت شما تبدیل شود.

۷. من مضطرب؛ چگونه در عصر تکنولوژی جان سالم به در ببریم؟
اضطراب دقیقاً مثل تیزآب است؛ مایعی خورنده که بیصدا و ذرهذره وجود آدم را از درون میخورد و تخریب میکند. در دنیای پرشتاب امروز که سرعت همهچیز سرسامآور شده، زندگی به خودیِ خود اضطرابآور است.
در این میان، یادگیری روشهایی برای ایجاد تعادل میان استفاده از تکنولوژی و زندگی واقعی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای بقای روانی ماست.
کتاب «من مضطرب» به عنوان یکی از کاربردیترین منابع در این حوزه، به ما یاد میدهد که چگونه اجازه ندهیم ابزارهای مدرن، آرامش ما را به یغما ببرند.
استفانی برتولون، روانشناس متخصص فرانسوی که سالها در زمینه درمان اضطراب تجربه دارد، در این کتاب دست روی موضوعی حیاتی گذاشته است. او با نگاهی منتقدانه، از اینکه تاثیرات مخرب تغییرات سریع تکنولوژی بر روان انسان نادیده گرفته میشود، گلایه میکند.
برتولون معتقد است دسترسی همیشگی به اینترنت، اعتیاد به گوشیهای هوشمند و غرق شدن در دنیای بیپایان شبکههای اجتماعی و پیامرسانها، نهتنها اضطراب را در ما بیدار کرده، بلکه آن را به مرحلهای حاد و نگرانکننده رسانده است.
این کتاب که در سه بخش و دوازده فصل تنظیم شده، مثل یک دوره آموزشی فشرده عمل میکند. نویسنده با ارائه تمرینهای گوناگون و راهکارهای علمی، به شما یاد میدهد که چگونه مرزهای سالمی میان خودتان و دنیای دیجیتال ترسیم کنید و تعادلِ از دست رفته زندگیتان را بازگردانید. او به ما میگوید که میتوان همگام با تکنولوژی بود، اما اجازه نداد که این ابزارها ضربآهنگ قلب ما را تندتر کنند.
در بخشی از کتاب «من مضطرب» که با ترجمهی روان مائده هروی توسط نشر شمعدونی منتشر شده، به یک دغدغه مهم درباره نسل جوان اشاره شده است:
«شاید برای برخی از جوانان این سؤال پیش آمده باشد که چه تأثیری بر دوستان خود یا دوستانِ دوستانشان و در حالت وسیعتر کل دنیا میگذارند. هر چند شبکههای اجتماعی برای نوجوانان کمتر از 13 سال ممنوع شده است، اما بهتازگی شاهد حذف شدن حساب 20 هزار نوجوان بودیم. به این منظور، یک سرویس ویرایشگر به اسم فیسمود (Facemoods)، مخصوص نوجوانان ایجاد شده است تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری و به آنها در نحوه استفاده از شبکه اجتماعی کمک کند.»
این کتاب یادآوری میکند که برای رهایی از اضطراب، گاهی لازم است دکمهی “آف” (Off) دنیای مجازی را بزنیم تا دنیای واقعیمان دوباره روشن شود.








