چرا اضطراب در مغز پدیدار میشود ولی قلبمان میتپد؟!
ارتباط شگفت انگیز قلب و مغز انسان باور نکردنیست!
چرا اضطراب در مغز پدیدار میشود ولی قلبمان میتپد؟!
اضطراب بر عملکرد مغز، به ویژه در مناطقی که مسئول پاسخ به تهدیدات و مدیریت استرس هستند، تاثیر می گذارد. هنگامی که اضطراب رخ میدهد، بخشهای خاصی از مغز بیش از حد فعال میشوند و در عین حال فعالیت بخشهای دیگر مسدود میشود. به عنوان مثال در این حالت قشر جلوی مغز، که به ما در پردازش اطلاعات و تصمیمگیری منطقی کمک میکند، ممکن است عملکرد پایینتری از خود نشان دهد.
این امر به این دلیل اتفاق میافتد که اضطراب ارتباط بین قشر جلوی مغز و آمیگدال، بخشی از مغز که مسئول پردازش ترس و خطر است، را ضعیف میکند. در نتیجه، مقابله با استرس و ترس برای افراد مبتلا به اضطراب دشوارتر است و باعث میشود چالشهای روزمرهی آنها بسیار طاقتفرسا به نظر برسند.
پردازش اضطراب در مغز در بخشی به نام «سیستم لیمبیک» انجام میشود. این بخش شامل هیپوکامپ، آمیگدال، هیپوتالاموس و تالاموس است. سیستم لیمبیک به طور مستقیم با احساسات، حافظه، انگیزه، ترس و استرس مرتبط است و بخش زیادی از فرآیندهای خودکار یا ناخودآگاه بدن را تنظیم میکند.
- هیپوکامپ مسئول تثبیت و ذخیرهسازی اطلاعات و حافظههای کوتاهمدت، بلندمدت و فضایی است. اگر هیپوکامپ ارتباطی میان خاطرات اضطرابآور و واکنش شما به آنها برقرار کند، احتمال دارد اضطراب شما در شرایط مشابه آینده تشدید شود.
- آمیگدال نقش اصلی را در پردازش هیجانات، بهویژه ترس، ایفا میکند. همچنین پرخاشگری و واکنشهای اضطرابی در این بخش ریشه دارند. آمیگدال با تصمیمگیری و حافظه نیز مرتبط است و همین موضوع باعث میشود تجربههای گذشته بر نحوه واکنش شما در زمان حال اثر بگذارند.
- هیپوتالاموس فعالیتهای سیستم عصبی خودمختار را تنظیم میکند و بخشی از محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال (HPA) است؛ محوری که واکنشهای استرس را مدیریت میکند. این بخش همچنین دمای بدن و اشتها را کنترل میکند؛ دو موردی که بهطور مستقیم تحت تأثیر اضطراب قرار میگیرند.

واکنش مغز به اضطراب
اغلب با اصطلاح «واکنش جنگ یا گریز» آشنا هستیم؛ اما روانشناسان امروز از چهار واکنش اصلی یاد میکنند: جنگ (Fight)، گریز (Flight)، انجماد (Freeze) و تسلیم (Fawn).
- جنگ: فرد پرخاشگر میشود، ضربان قلب و فشار خون افزایش مییابد و احساس خشم و بیقراری به او دست میدهد.
- گریز: فرد به شدت تمایل دارد از موقعیت فرار کند، احساس تنگنا میکند و ممکن است دچار وحشتزدگی شود.
- انجماد: واکنشی است که بیشتر با تروما و اضطراب شدید مرتبط است. فرد ممکن است دچار کرختی، قطع ارتباط ذهنی با بدن یا حتی ناتوانی در حرکت و سخن گفتن شود.
- تسلیم: در این حالت، فرد برای کاهش خطر به اطاعت و جلب رضایت روی میآورد، حتی اگر به ضرر او باشد. این واکنش بیشتر در افرادی دیده میشود که در تعیین مرزهای شخصی مشکل دارند.
دکتر مارشال: «وقتی واکنش اضطراب فعال میشود، آمیگدال کنترل را به دست میگیرد. در موقعیتهای تهدیدکننده، این امر میتواند تفاوت بین بقا و مرگ باشد. این فرآیند باعث میشود لوب پیشانی که مسئول تفکر منطقی و کنترل تکانههاست، کنار گذاشته شود. بنابراین، فرد ممکن است رفتاری نشان دهد که در حالت عادی از او سر نمیزند.»
ترس و مغز
از آنجایی که عواطف از مغز منشأ میگیرند، این بدن شما است که دستورات مغز را اجرا میکند. آمیگدال که ناحیهی کوچک و بادامیشکلی است که در نزدیکی گوش شما قرار دارد، حالت عاطفی موقعیت و نحوه واکنش به آن را تشخیص میدهد.
زمانی چیزی را میبینید، آمیگدال تعیین میکند که آیا باید آن را بخورید، به آن حمله کنید یا از آن فرار کنید. تشخیص تهدید بخش حیاتی این فرآیند است و باید سریع باشد. وقتی حیوانی به سمت انسانهای اولیه میدوید، آنها زمان زیادی برای فکر کردن نداشتند و باید سریع عمل میکردند.
آمیگدال برای دور زدن نواحی مغزی تکامل پیدا کرده است که در تفکر منطقی نقش دارند و میتواند بهطور مستقیم پاسخهای فیزیکی را برانگیزد. بهعنوان مثال، دیدن چهرهای خشمگین روی صفحه کامپیوتر میتواند بلافاصله موجب واکنش آمیگدال شود؛ بدون اینکه بیننده حتی از این واکنش آگاه باشد.
هیپوکامپ نزدیک آمیگدال قرار دارد و اتصال محکمی با آن دارد. هیپوکامپ در به خاطر سپردن موارد ایمن و موارد خطرناک خصوصاً در واکنش به محیط نقش دارد. برای مثال، دیدن ببری خشمگین در باغ وحش و دشت هر دو موجب واکنش ترس در آمیگدال میشود. اما وقتی در باغ وحش هستید، هیپوکامپ وارد عمل میشود و پاسخ را مهار میکند، زیرا درمعرض خطر قرار ندارید.
سیستم عصبی سمپاتیک به سیستمهای دخیل در واکنش جنگ یا گریز سرعت میبخشد.
قشر پیشپیشانی که بالای چشمان شما قرار دارد، بیشتر در جنبههای شناختی و اجتماعی پردازش ترس نقش دارد. بهعنوان مثال، ممکن است از یک عقرب بترسید، تا اینکه که علامتی مبنیبر غیرسمی بودن آن ببینید یا شخصی به شما بگوید که خطرناک نیست.
اگرچه قشر پیشپیشانی معمولاً بهعنوان بخشی از مغز درنظر گرفته میشود که عواطف را تنظیم میکند، میتواند براساس محیط اجتماعی شما ترس را نیز به شما آموزش بدهد. برای مثال، ممکن است هنگام ملاقات با رئیس خود احساس خاصی نداشته باشید، اما به محض اینکه یکی از همکاران شما درمورد شایعه اخراج حرف میزند، احساس نگرانی کنید.

ترس و تاثیر آن درعضوهای دیگر بدن
اگر مغز به این نتیجه برسد که پاسخ ترس در موقعیت خاصی موجه است، آبشاری از مسیرهای عصبی و هورمونی را فعال میکند تا شما را برای اقدام فوری آماده کند. برخی از واکنشهای جنگ یا گریز مانند افزایش توجه و تشخیص تهدید در مغز اتفاق میافتد، اما بدن جایی است که بیشتر اعمال در آن اتفاق میافتد.
چندین مسیر وجود دارد که سیستمهای مختلف بدن را برای اقدام فیزیکی شدید آماده میکند. قشر حرکتی مغز سیگنالهای سریعی را به عضلات میفرستد تا آنها را برای حرکات سریع و نیرومند آماده کند. این عضلات شامل عضلات قفسه سینه و شکم شما میشود که به محافظت از اندامهای حیاتی کمک میکنند. این امر ممکن است در ایجاد احساس سفتی در قفسه سینه و شکم در شرایط استرسزا نقش داشته باشد.
سیستم عصبی سمپاتیک پدال گازی است که به سیستمهای دخیل در واکنش جنگ یا گریز سرعت میدهد. نورونهای سمپاتیک در سراسر بدن پراکندهاند و تراکم آنها در مکانهایی مانند قلب، ریه و روده بیشتر است. این نورونها غده آدرنال را تحریک میکنند تا هورمونهایی مانند آدرنالین ترشح کند که ازطریق خون حرکت میکند و به این اعضا میرسد و سرعت واکنش ترس را در آنها را افزایش میدهد.
برای اطمینان از خونرسانی کافی به ماهیچه در زمانی که تقاضای بالایی دارند، سیگنالهای سیستم عصبی سمپاتیک ضربان قلب و نیروی انقباض آن را افزایش میدهد. در این شرایط، هم افزایش ضربان قلب و هم نیروی انقباض را در قفسه سینه خود حس میکنید، به همین دلیل است که ممکن است احساس این عواطف شدید را با قلب خود مرتبط بدانید.
در ریهها، سیگنالهای سیستم عصبی سمپاتیک راههای هوایی را گشاد میکند و اغلب سرعت تنفس و عمق آن را افزایش میدهد. گاهی اوقات این امر منجر به احساس تنگی نفس میشود.
ازآنجا که در شرایط جنگ یا گریز، گوارش آخرین اولویت است، فعالشدن سیستم سمپاتیک، روده را کند میکند و جریان خونی را که به معده میرود، کاهش میدهد تا اکسیژن و مواد مغذی را برای ارگانهای حیاتیتری مانند قلب و مغز ذخیره کند. این تغییرات در سیستم گوارشی میتواند به شکل ناراحتی مرتبط با ترس و اضطراب احساس شود.

مغز
تمام احساسات بدن ازجمله احساسات درون قفسه سینه و معده ازطریق مسیرهایی از نخاع به مغز منتقل میشوند. سپس مغز مضطرب و بسیار هشیار شما این سیگنالها را در سطح خودآگاه و ناخودآگاه پردازش میکند.
اینسولا بخشی از مغز است که در آگاهی از عواطف، درد و احساسات بدن نقش دارد. قشر پیشپیشانی مغز در خودآگاهی نیز نقش دارد و برچسب زدن و نامگذاری احساسات فیزیکی مانند احساس سفتی یا درد در معده و نسبت دادن ارزش شناختی به آنها مانند اینکه «مشکل خاصی نیست» یا «وحشتناک است و دارم میمیرم» توسط این بخش از مغز صورت میگیرد. این احساسات فیزیکی گاهی اوقات میتوانند حلقهای از افزایش اضطراب فزاینده را ایجاد کنند، زیرا موجب میشوند مغز به دلیل احساس آشفتگی که در بدن دارید، موقعیت را ترسناکتر درک کند.
اگرچه احساس ترس و اضطراب در مغز شروع میشود، آنها را در بدن خود نیز احساس میکنید، زیرا مغز عملکردهای بدن شما را تغییر میدهد. عواطف هم در بدن و هم در مغز شما اتفاق میافتد اما شما به کمک مغز خود از آنها آگاه میشوید.

کلام آخر:
اضطراب مزمن میتواند باعث تغییر در بخشهای کلیدی مغز، تشدید واکنشهای استرس و بروز مشکلات جسمی و روانی شود، اما با درمان و اصلاح سبک زندگی قابل مدیریت است.
اضطراب مزمن باعث بزرگتر شدن آمیگدال میشود؛ یعنی همان بخشی که واکنشهای ترس را هدایت میکند. در نتیجه، فرد بیش از پیش به محرکهای تهدیدآمیز واکنش نشان میدهد و حتی خطر را بیش از حد واقعی ارزیابی میکند.
این تغییرات همچنین بر هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی اثر میگذارند؛ بخشهایی که مسئول حافظه، پردازش اطلاعات و شخصیت هستند. دکتر سابرینا رومانوف، روانشناس بالینی، توضیح میدهد: «وقتی اضطراب در طولانیمدت ادامه یابد، توانایی تصمیمگیری منطقی مختل میشود، زیرا ذهن همه چیز را از زاویهی مرگ یا زندگی میبیند. این امر به تصمیمهای افراطی و برآورد بیش از حد تهدید منجر میشود.»
از نظر جسمی نیز، استرس مزمن میتواند فشار خون بالا، بیماریهای قلبی، افزایش وزن و حتی ابتلا به بیماریهای مزمنی چون دیابت یا سرطان را به دنبال داشته باشد.
اصلاح عادات خواب، ورزش منظم، تغذیه سالم با کاهش مصرف کافئین و قند، و تمرین مدیتیشن همگی در کاهش علائم اضطراب موثرند. پژوهشها نشان دادهاند که حتی کارهای کوچکی مانند مرتب کردن تخت یا خوردن صبحانهی سالم میتوانند حس کنترل و اعتماد به نفس را در طول روز افزایش دهند.








