فیلمهای مهم جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ از «پرایمتایم» تا برنده شیر طلایی

فیلمهای مهم جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ از «پرایمتایم» تا برنده شیر طلایی
جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار شد که نشانههای تغییر در رابطه میان هالیوود و مهمترین فستیوالهای سینمایی اروپا بیش از گذشته دیده میشد. بسیاری از استودیوهای بزرگ ترجیح میدهند آثار پرهزینه خود را پیش از اکران عمومی در معرض قضاوت سختگیرانه جشنوارهها قرار ندهند؛ زیرا واکنش منفی منتقدان میتواند از همان ابتدا روی نگاه مخاطبان و حتی عملکرد تجاری یک فیلم تأثیر بگذارد. به همین دلیل، بعضی از فیلم های مورد انتظار سال در این دوره ونیز حضور نداشتند و میدان بیشتری برای آثار اروپایی، آسیایی و فیلمسازان مستقل فراهم شد.
با وجود حاشیههایی درباره ترکیب بخش مسابقه اصلی و حضور محدود فیلمسازان زن، دوره امسال در مجموع مجموعهای متنوع از آثار روانشناختی، تلخ، جنایی و تاریک را در برابر مخاطبان قرار داد. حالا که نتایج جشنواره مشخص شده است، فرصت مناسبی است تا سراغ فیلمهایی برویم که در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ بیش از سایر آثار مورد توجه قرار گرفتند یا به دلیل موضوع، سازندگان و بازیگرانشان سروصدای زیادی به پا کردند.
۱. پرایمتایم (Primetime)؛ وقتی رسانه به شکارچی تبدیل میشود
- کارگردان: لنس اوپنهایم
- بازیگران: رابرت پتینسون، مریت ویور، اسکایلر گیزوندو، فیبی بریجرز، بوکیم وودبین، آنا فاریس، جاناتان لیپنیکی
- تاریخ اکران: ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳ مهر ۱۴۰۵)

رئالیتیشوی «به دام انداختن یک شکارچی» که در سال ۲۰۰۶ از شبکه NBC پخش شد، خیلی زود به یکی از برنامههای بحثبرانگیز و پربیننده تلویزیون آمریکا تبدیل شد. محور برنامه، شناسایی و افشای افرادی بود که با هدف سوءاستفاده جنسی از افراد کمسنوسال با آنها ارتباط برقرار میکردند. حالا لنس اوپنهایم در «پرایمتایم» سراغ نسخهای داستانی از این ماجرا رفته و به جای ساخت یک مستند مستقیم، آن را در قالب یک تریلر سینمایی روایت کرده است.
رابرت پتینسون در این فیلم نقش کریس هنسن، خبرنگار شناختهشده آمریکایی را بر عهده دارد؛ فردی که تلاش میکند مجرمان جنسی را هنگام ارتکاب جرم شناسایی و مقابل دوربین افشا کند. نکته جذاب فیلم فقط بازسازی این ماجراها نیست، بلکه پرداختن به مرزهای اخلاق در روزنامهنگاری و رسانه است. پتینسون نیز پس از حضور در چند پروژه مهم در سال ۲۰۲۶، با «پرایمتایم» بار دیگر توجه منتقدان را به بازی خود جلب کرده است. در ادامه سال نیز حضور او در «تلماسه: بخش سه» میتواند جایگاهش را بیشتر مورد توجه قرار دهد.
۲. پناهگاه (Bunker)؛ معاملهای که ممکن است پایان دنیا را رقم بزند
- کارگردان: فلوریان زلر
- بازیگران: پنهلوپه کروز، خاویر باردم، استیون گراهام، پل دینو، پاتریک شوارتزنگر، مارک گیتیس، آیلین اتکینز
- تاریخ اکران: نامشخص
فلوریان زلر که با فیلمهایی مانند «پدر» و «پسر» نشان داده علاقه ویژهای به درامهای روانشناختی و روابط پیچیده انسانی دارد، این بار داستانی با حالوهوای آخرالزمانی را دنبال کرده است. ایده مرکزی «پناهگاه» بر یک دوراهی اخلاقی عجیب بنا شده است: اگر شغلی فوقالعاده و پردرآمد به شما پیشنهاد شود، اما بدانید پذیرش آن به نوعی با پایان جهان ارتباط دارد، چه تصمیمی خواهید گرفت؟
خاویر باردم در نقش یک معمار سرشناس ظاهر میشود که برای انجام پروژهای محرمانه استخدام شده است. اما خیلی زود مشخص میشود مأموریت او ساخت پناهگاهی فوقپیشرفته برای یک میلیاردر مرموز حوزه فناوری است. فیلم از همین نقطه به پرسشی بزرگتر میرسد: آیا ثروتمندان و صاحبان قدرت برای آیندهای آماده میشوند که در آن دیگر جایی برای بخش بزرگی از مردم وجود ندارد؟ زلر با استفاده از فضاهای بسته و خفقانآور، این بحران اخلاقی و وجودی را به مرکز داستان تبدیل کرده است.
۳. به عقب نگاه کن (Look Back)؛ دوستی، مانگا و مسیر خلق هنر
- کارگردان: هیروکازو کورئیدا
- بازیگران: ناتسوکی دگوچی، آجو ماکیتا، فوری نانسی، روکا اوکادا، کایو نورو، کانکورو کودو، ماساکی سودا
- تاریخ اکران: نامشخص

هیروکازو کورئیدا پس از موفقیت جهانی «دزدان فروشگاه» و دریافت نخل طلای جشنواره کن در سال ۲۰۱۸، مدتی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و بخشی از پروژههایش را خارج از ژاپن ساخت. «به عقب نگاه کن» اما بار دیگر او را به قلمرو آشنای روابط انسانی و شخصیتهایی بازمیگرداند که در آثار قدیمیترش نیز جایگاه مهمی داشتند.
داستان درباره دو دختر است که رابطه آنها از دوران کودکی آغاز میشود و تا سالهای بزرگسالی ادامه پیدا میکند. نقطه اتصال این دو، علاقه شدید به نوشتن و خلق مانگا است؛ علاقهای که به تدریج دوستی آنها را عمیقتر میکند. کورئیدا در این فیلم به سراغ فرایند خلق هنر، شکستها، رقابتها و تأثیر روابط انسانی بر خلاقیت میرود. فضای اثر در عین اینکه لحظات تلخ و جدی دارد، از ظرافت و حسوحال دلنشینی هم برخوردار است و یادآور بخشی از آثار احساسی سینمای ژاپن خواهد بود.
۴. عشق ممکن (Possible Love)؛ وقتی دو رابطه وارد منطقهای ناشناخته میشوند
کارگردان: لی چانگ دونگ
بازیگران: جون دو یون، سول کیونگ گو، جو این سونگ، چو یو جونگ
تاریخ اکران: ۶ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۵ آبان ۱۴۰۵)

لی چانگ دونگ، فیلمساز برجسته کرهای و کارگردان «سوزاندن»، پس از موفقیت آن فیلم در جشنواره کن ۲۰۱۸، مدت زیادی از ساخت یک اثر بلند داستانی فاصله گرفت. او حالا با «عشق ممکن» دوباره به سینما بازگشته؛ فیلمی که روابط انسانی و بخشهای پنهان شخصیت آدمها را در مرکز توجه قرار میدهد.
داستان درباره دو زوج است که در جریان ساخت یک مستند، به شکلی غیرمنتظره با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. این آشنایی باعث میشود لایههایی از زندگی و روابط آنها آشکار شود که پیش از این پنهان مانده بود. فیلم در کنار بررسی عشق، رابطه و خیانتهای عاطفی، به جنبههای تاریک شخصیت انسان نیز توجه دارد. موفقیت آن در ونیز باعث شده «عشق ممکن» به یکی از آثار مهم سینمای کره در سال ۲۰۲۶ تبدیل شود و حضورش در مسیر رقابت اسکار نیز اهمیت بیشتری به پروژه داده است.
۵. جوهر (Ink)؛ پشت پرده تولد یک امپراتوری رسانهای
- کارگردان: دنی بویل
- بازیگران: جک اوکانل، گای پیرس، کلر فوی، بلیک هریسون، پاتریک کندی، انگس ایمری، برتی کارول، جاناتان هاید
- تاریخ اکران: ۱۱ دسامبر ۲۰۲۶ (۲۰ آذر ۱۴۰۵)

دنی بویل پس از بازگشت به دنیای «۲۸ سال بعد»، این بار به سراغ موضوعی کاملاً متفاوت رفته است. «جوهر» یک درام تاریخی و زندگینامهای درباره شکلگیری روزنامه سان و گسترش امپراتوری رسانهای روپرت مرداک است؛ با این حال، تمرکز اصلی فیلم روی لری لمب، سردبیر روزنامه با بازی جک اوکانل قرار دارد.
گای پیرس نیز نقش روپرت مرداک را ایفا میکند؛ چهرهای که فعالیتهای تجاری و نگاه او به رسانه، تأثیر قابل توجهی بر صنعت روزنامهنگاری گذاشت. فیلمنامه اثر بر اساس نمایشنامهای از جیمز گراهام ساخته شده و به موضوعاتی مانند قدرت، رسانه، حقیقت و فریب میپردازد. بویل تلاش کرده فضای مطبوعات بریتانیا و رقابت برای جلب توجه مخاطبان را به شکلی دراماتیک بازسازی کند؛ جایی که مرز میان اطلاعرسانی و جنجالسازی بهتدریج باریکتر میشود.
۶. پدر جو (Father Joe)؛ روحانیای در قلب جنگ با مافیا
- کارگردان: لوک بسون
- بازیگران: کیفر ساترلند، آل پاچینو، اِور اندرسون، مایکل لاکربی، فرد ملامد
- تاریخ اکران: نامشخص

لوک بسون، کارگردان آثاری مانند «لئون»، «عنصر پنجم» و «لوسی»، در پروژه جدید خود شخصیت متفاوتی را به مرکز داستان آورده است. در «پدر جو»، کیفر ساترلند نقش یک روحانی را بازی میکند که با تصویر کلیشهای کشیشهای سینمایی فاصله زیادی دارد. او زندگی خود را وقف مبارزه با شبکههای جنایتکار و گروههای مافیایی کرده که زادگاهش را به منطقهای ناامن تبدیل کردهاند.
شخصیت پدر جو در ظاهر مردی آرام و مذهبی است، اما در مبارزه با افراد قدرتمند مافیا از خشونت ابایی ندارد. حضور آل پاچینو در نقش یکی از سران جنایتکار نیز جذابیت پروژه را بیشتر کرده است. فیلم به جای اینکه صرفاً یک داستان جنایی معمولی باشد، روی تضاد میان ایمان، اخلاق و خشونت تمرکز میکند و قهرمانی را نشان میدهد که برای محافظت از افراد بیگناه حاضر است از مرزهای معمول عبور کند. برای طرفداران کیفر ساترلند و فضای سریالهای جنایی، این فیلم میتواند تجربهای متفاوت باشد.
۷. اسب وحشی نهم (Wild Horse Nine)؛ کمدی تلخ در سایه یک دوره تاریخی
- کارگردان: مارتین مکدونا
- بازیگران: جان مالکوویچ، سم راکول، استیو بوشمی، ماریانا دای جیرولامو، آیلین سالاس، تام ویتس، پارکر پوزی
- تاریخ اکران: ۶ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۵ آبان ۱۴۰۵)

مارتین مکدونا در سینما به ساخت داستانهایی شهرت دارد که تراژدی، طنز سیاه و شخصیتهای عجیب را در کنار یکدیگر قرار میدهند. پس از «بنشیهای اینیشرین»، او با «اسب وحشی نهم» دوباره به همین فضای تلخ و غیرمعمول بازگشته است. داستان در جزیره ایستر و در سال ۱۹۷۳، همزمان با دورهای پرتنش در تاریخ شیلی، جریان دارد.
جان مالکوویچ نقش مأمور سالخورده سازمان سیا را بازی میکند که در روزهای پایانی زندگی خود با مشکل از دست دادن حافظه دستوپنجه نرم میکند. در گذشته او نیز اتفاقات تاریکی رخ داده و حتی احتمال ارتباطش با ترور جان اف. کندی مطرح میشود. در کنار مالکوویچ، حضور سم راکول و استیو بوشمی ترکیب بازیگران را جذابتر کرده است. البته استفاده مکدونا از حوادث تاریخی و رنجهای واقعی ملتها برای ساخت یک درام شخصی، میتواند بحثبرانگیز باشد و واکنش مخاطبان، بهخصوص در شیلی، اهمیت زیادی خواهد داشت.
۸. دائو (DAU)؛ پروژهای سینمایی که نزدیک به دو دهه طول کشید
- کارگردان: ایلیا خرژانوفسکی
- بازیگران: تئودور کورنتزیس، رادمیلا شوگولیوا، الکساندر آرکادیویچ میگدال، دیوید گراس، کارلو روولی، پیتر سلرس
- تاریخ اکران: نامشخص

کمتر پروژهای در سینمای معاصر مسیری به پیچیدگی «دائو» طی کرده است. فیلمبرداری این پروژه ابتدا بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ انجام شد و بعدها مجموعهای از نسخههای مختلف از متریال آن شکل گرفت. خرژانوفسکی در سال ۲۰۲۴ نیز فیلمبرداریهای تازهای انجام داد تا در نهایت بتواند نسخهای منسجم و طولانی از این پروژه عظیم را آماده کند.
بخش مهمی از فیلمبرداری در دکوری عظیم با حالوهوای اتحاد جماهیر شوروی انجام شد؛ محیطی که بازیگران و تعداد زیادی سیاهیلشکر برای مدت طولانی در آن زندگی میکردند. همین شیوه تولید، «دائو» را از یک فیلم معمولی به نوعی آزمایش سینمایی و اجتماعی تبدیل کرد. پروژه طی سالهای مختلف با حاشیههایی درباره شرایط فیلمبرداری و اتهامهای مطرحشده پیرامون رفتارهای رخداده در محل تولید مواجه شد. با این حال، تبدیل صدها ساعت راش ۳۵ میلیمتری به یک اثر حدود سهساعته، از نظر فرایند تولید اتفاقی کمسابقه است و همین موضوع «دائو» را به یکی از کنجکاویبرانگیزترین فیلمهای این دوره تبدیل کرده است.
۹. زن ناشناس (Woman Unknown)؛ رازهایی که میتوانند یک زندگی را نابود کنند
- کارگردان: مای الطوخی
- بازیگران: ماتیلدا آرسل، کارستن بیورنلوند، توربژن هیدگارد، مارینا بوراس
- تاریخ اکران: ۵ فوریه ۲۰۲۷ (۱۵ بهمن ۱۴۰۵)

«زن ناشناس» ساخته مای الطوخی، یکی از مهمترین آثار ونیز ۲۰۲۶ بود و توانست شیر طلایی بهترین فیلم جشنواره را به دست آورد. داستان فیلم حالوهوایی رازآلود و روانشناختی دارد و از نظر فضای روایی میتوان شباهتهایی میان آن و «ربهکا»ی آلفرد هیچکاک پیدا کرد.
داستان در سال ۱۹۴۵ و پس از پایان جنگ جهانی دوم در دانمارک رخ میدهد. ماری، خدمتکار و پرستاری جوان، قرار است با کارفرمای سابق خود که مردی ثروتمند و بیوه است ازدواج کند. اما زمانی که خانواده برای برگزاری مراسمی باشکوه آماده میشوند، رازی از گذشته ماری آشکار میشود؛ رازی که میتواند جایگاه اجتماعی و آینده او را به خطر بیندازد. حالا مسئله اصلی این است که ماری برای جلوگیری از افشای گذشته خود تا چه اندازه حاضر است پیش برود. فیلم با تمرکز بر فشار اجتماعی، رازهای خانوادگی و تصمیمهای اخلاقی، یکی از آثار قابل توجه ونیز امسال بود.
۱۰. تالار پژواک (The Echo Chamber)؛ عشق، وابستگی و مرز باریک وسواس
- کارگردان: آندرا پالائورو
- بازیگران: لوکا مارینلی، آلیسیا ویکاندر، سوزان ساراندون
- تاریخ اکران: نامشخص

«تالار پژواک» یکی از پروژههای ویژه ونیز ۲۰۲۶ است؛ زیرا فیلمنامه آن آخرین نوشته سینمایی برناردو برتولوچی فقید محسوب میشود. برتولوچی، فیلمساز صاحبسبک ایتالیایی که آثاری همچون «آخرین تانگو در پاریس» و «رویاپردازان» را در کارنامه داشت، این داستان را همراه با ایلاریا برناردینی و لودوویکا رامپولدی توسعه داده بود، اما فرصت ساخت آن را پیدا نکرد.
آندرا پالائورو وظیفه کارگردانی پروژه را بر عهده گرفته و داستانی عاشقانه اما پیچیده را روایت کرده است. آن با بازی آلیسیا ویکاندر و لئو با بازی لوکا مارینلی، مدام وارد زندگی یکدیگر میشوند و دوباره فاصله میگیرند؛ رابطهای که نه بهسادگی به پایان میرسد و نه میتواند به مرحلهای پایدار برسد. مرز میان عشق و وسواس در این رابطه به تدریج محو میشود و شخصیتها را در چرخهای فرسایشی گرفتار میکند. فیلم در ونیز واکنشهای کاملاً یکدستی دریافت نکرد، اما حضور ویکاندر و سوزان ساراندون و همچنین ارتباط آن با میراث برتولوچی، «تالار پژواک» را به اثری قابل توجه برای علاقهمندان سینمای مؤلف تبدیل کرده است.
جمعبندی نهایی
جشنواره ونیز ۲۰۲۶ مجموعهای از فیلمهای متفاوت را در اختیار مخاطبان قرار داد؛ از تریلرهای روانشناختی و داستانهای جنایی گرفته تا درامهای تاریخی و آثاری که مستقیماً به رابطه انسان با قدرت، رسانه، عشق و اخلاق میپردازند. نکته قابل توجه این دوره، حضور پررنگ فیلمهایی با فضای تاریک و شخصیتهای چندلایه بود؛ آثاری که بیشتر از سرگرمی صرف، تلاش میکردند مخاطب را با یک پرسش اخلاقی یا انسانی روبهرو کنند.
در میان این آثار، فیلمهایی مانند «پرایمتایم»، «عشق ممکن»، «جوهر»، «اسب وحشی نهم»، «دائو» و «زن ناشناس» هرکدام از زاویهای متفاوت به مسائل اجتماعی و انسانی نگاه میکنند. در نهایت، ونیز ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که حتی در دورهای که برخی پروژههای بزرگ هالیوود ترجیح میدهند مسیر دیگری را برای معرفی خود انتخاب کنند، جشنوارههای اروپایی همچنان میتوانند محلی برای کشف فیلمسازان، داستانها و نگاههای تازه باشند.










