رانش عظیم و فاجعه بار سنگ و یخ در نپال؛ خطر فروپاشی سایر کوهستان ها در کمین

رانش عظیم و فاجعه بار سنگ و یخ در نپال؛ خطر فروپاشی سایر کوهستان ها در کمین
رانش عظیم تودهای از یخ و سنگ در هیمالیا که در نپال قربانی گرفت، تنها یک حادثه طبیعی دیگر در یکی از مرتفعترین مناطق جهان نیست. این رویداد بار دیگر توجه دانشمندان را به پیامدهای پیچیده تغییرات اقلیمی در مناطق کوهستان جلب کرده است؛ مناطقی که افزایش دما میتواند در آنها تعادل میان یخ، سنگ، خاک و آب را بر هم بزند.
سیلاب ویرانگری که بخشهایی از نپال و تبت را تحت تأثیر قرار داد، صدها نفر را به کام مرگ کشاند و هزاران نفر نیز همچنان مفقود گزارش شدهاند. بررسیهای اولیه نشان میدهد که احتمالاً فروپاشی بخشی از یک یخچال و حرکت گسترده تودههای سنگ و یخ، آغازگر زنجیرهای از اتفاقات بوده است؛ زنجیرهای که در ادامه حجم بزرگی از آب، گل و آوار را به سمت مناطق پاییندست هدایت کرد.
بااینحال، اهمیت این حادثه برای دانشمندان تنها به ابعاد انسانی و خسارتهای آن محدود نمیشود. مسئله مهمتر این است که آیا گرمتر شدن زمین میتواند شرایط را برای تکرار حوادث مشابه در آینده فراهم کند و آیا کوهستانهای جهان در حال ورود به دورهای ناپایدارتر هستند؟
کوهستانها با تغییر اقلیم ناپایدارتر میشوند
در ارتفاعات بسیار زیاد، عوامل مختلفی در کنار یکدیگر باعث حفظ پایداری دامنههای کوهستانی میشوند. یخ، برف و خاک منجمد در بسیاری از این مناطق مانند یک چسب طبیعی عمل میکنند و سنگها و رسوبات را در جای خود نگه میدارند. اما افزایش دمای هوا میتواند این تعادل ظریف را بهتدریج برهم بزند.
یکی از مهمترین نگرانیها، گرم شدن و ذوب شدن لایههایی از خاک منجمد است. این لایهها زمانی که دمای خود را حفظ میکنند، به تثبیت سنگ و خاک کمک میکنند؛ اما با از بین رفتن یخ موجود در آنها، شکافهای سنگی میتوانند بزرگتر شوند و دامنهها آمادگی بیشتری برای حرکت پیدا کنند.
افزایش دما همچنین باعث عقبنشینی یخچالهای طبیعی و تغییر ساختار بخشهایی از کوهستان میشود و میتواند احتمال سقوط ناگهانی تودههای بزرگ سنگ و یخ را افزایش دهد.
رژین هوک، دانشمند علوم زمین در دانشگاه اسلو، معتقد است ذوب شدن خاک منجمد میتواند شرایط لازم برای ناپایدار شدن یخچالها و دامنههای سنگی را فراهم کند. در چنین شرایطی، یک تغییر کوچک ممکن است آغازگر رویدادی بسیار بزرگتر باشد.
یخچالهای طبیعی خود نیز بخشی از سیستم پایدارکننده کوهستان هستند. این تودههای عظیم یخی فقط منابع ذخیره آب محسوب نمیشوند، بلکه در برخی مناطق مانند یک تکیهگاه طبیعی برای دامنهها عمل میکنند. هنگامی که یخچال عقبنشینی میکند، بخشی از این حمایت طبیعی از بین میرود و سنگها و رسوبات باقیمانده میتوانند راحتتر حرکت کنند.
از طرف دیگر، آب حاصل از ذوب یخها میتواند وضعیت را پیچیدهتر کند. آب با نفوذ به شکافها و درزهای موجود در سنگ، اصطکاک میان سطوح مختلف را کاهش میدهد و در برخی شرایط احتمال لغزش ناگهانی تودههای سنگی را افزایش میدهد.

خطر فقط محدود به هیمالیا نیست
هیمالیا به دلیل ارتفاع بسیار زیاد، گستردگی یخچالها و حساسیت بالای محیط طبیعی، یکی از مهمترین مناطق جهان برای مطالعه پیامدهای گرمایش زمین محسوب میشود. بااینحال، شرایط مشابه فقط در این رشتهکوه دیده نمیشود.
هر منطقه کوهستانی که ترکیبی از افزایش دما، ذوب خاک منجمد، عقبنشینی یخچالها و دامنههای بسیار شیبدار داشته باشد، میتواند در معرض خطر قرار بگیرد. به همین دلیل، پژوهشگران تغییرات مناطق کوهستانی در بخشهایی از رشتهکوه آند در آمریکای جنوبی، رشتهکوه کسکید در شمالغرب آمریکا و مناطق مختلف آلاسکا را نیز با دقت دنبال میکنند.
نکته مهم این است که خطر تنها از ذوب شدن یخها ناشی نمیشود. آنچه نگرانی دانشمندان را بیشتر کرده، تغییر همزمان چند جزء از یک سیستم طبیعی است. زمانی که یک بخش از این سیستم ضعیف میشود، فشار بیشتری به بخشهای دیگر وارد میشود و احتمال وقوع یک واکنش زنجیرهای افزایش پیدا میکند.
به بیان ساده، ممکن است یک یخچال عقبنشینی کند، در نتیجه دامنهای ناپایدار شود، بخشی از کوه فروبریزد و حجم زیادی از سنگ و یخ وارد مسیر آب شود. همین اتفاق میتواند مسیر رودخانه را تغییر دهد یا موجی از آب و آوار را به سمت مناطق مسکونی هدایت کند.
[محل قرارگیری تصویر بخش «خطر فقط محدود به هیمالیا نیست»]چرا پیشبینی این فجایع دشوار است؟
پیشبینی بسیاری از بلایای طبیعی مانند زمینلرزه و فوران آتشفشان دشوار است، اما حوادث زنجیرهای در مناطق کوهستانی یک مشکل اضافی دارند: هر رویداد میتواند محرک رویداد بعدی باشد.
برای نمونه، یک رانش زمین ممکن است مسیر رودخانه را مسدود کند و در مدت کوتاهی یک دریاچه موقت شکل بگیرد. اگر دیواره طبیعی این دریاچه در ادامه فروبریزد، آب ذخیرهشده میتواند با سرعت زیادی آزاد شود و سیلابی مخرب ایجاد کند. در این حالت، آنچه در ابتدا یک رانش زمین به نظر میرسید، در نهایت به یک سیلاب گسترده تبدیل میشود.
بن اورلاو، پژوهشگر خطرات اقلیمی در دانشگاه کلمبیا، توضیح میدهد که بررسی چنین خطرهایی نیازمند توجه همزمان به شرایط زمینشناسی، وضعیت یخچالها، احتمال وقوع زمینلرزه و همچنین محل زندگی انسانها و زیرساختهای منطقه است.
همین موضوع نشان میدهد که بزرگی یک پدیده طبیعی بهتنهایی تعیینکننده میزان فاجعه نیست. ممکن است رانش کوهی بسیار عظیم در منطقهای دورافتاده اتفاق بیفتد و تقریباً هیچ تلفات انسانی به دنبال نداشته باشد؛ درحالیکه رویدادی کوچکتر در نزدیکی یک روستا، جاده، سد یا تأسیسات حیاتی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی ایجاد کند.
رانش زمین تریسی آرم در آلاسکا در سال ۲۰۲۵ نمونهای قابل توجه از این مسئله بود. این رانش با قدرت بسیار زیاد باعث شکلگیری سونامی با ارتفاع نزدیک به ۵۰۰ متر شد، اما به دلیل جمعیت بسیار پایین منطقه، تلفات انسانی در پی نداشت.
یکی از چالشهای جدی مدیریت بحران نیز این است که سامانههای هشدار معمولاً برای یک خطر مشخص طراحی میشوند. یک سامانه ممکن است افزایش سطح رودخانه را بررسی کند و سامانهای دیگر حرکت یک دامنه را زیر نظر داشته باشد، اما در یک حادثه زنجیرهای، این پدیدهها دیگر از یکدیگر جدا نیستند.
به همین دلیل، دانشمندان معتقدند پایش مناطق کوهستانی باید به سمت مدلهایی حرکت کند که ارتباط میان خطرهای مختلف را نیز در نظر میگیرند، نه اینکه هر تهدید را بهصورت جداگانه بررسی کنند.

آیا میتوان جلوی این حوادث را گرفت؟
جلوگیری کامل از فروپاشی یخچالها، رانش زمین یا ریزشهای عظیم کوهستانی عملاً امکانپذیر نیست. طبیعت همچنان تحت تأثیر فرایندهای زمینشناسی و اقلیمی قرار دارد، اما میتوان با شناسایی زودهنگام خطرها و ایجاد سامانههای هشدار، شدت پیامدهای انسانی این حوادث را کاهش داد.
یکی از مهمترین اقدامات، پایش دریاچههای یخچالی است. این دریاچهها معمولاً در نتیجه عقبنشینی و ذوب یخچالها شکل میگیرند و گاهی پشت دیوارههایی از یخ، سنگ و رسوبات قرار دارند. اگر چنین دیوارهای ناگهان فروبریزد، حجم زیادی از آب میتواند در مدت کوتاهی آزاد شود و سیلابی بسیار سریع ایجاد کند.
در برخی مناطق، مهندسان با تخلیه تدریجی و کنترلشده بخشی از آب این دریاچهها تلاش کردهاند فشار واردشده به دیوارههای طبیعی را کاهش دهند. این روش میتواند در بعضی شرایط خطر شکست ناگهانی را کمتر کند، اما برای همه سناریوها راهحل قطعی محسوب نمیشود.
در حوادث بسیار بزرگ، بهویژه زمانی که احتمال فروپاشی ناگهانی یک یخچال یا حرکت یک توده عظیم کوهستانی وجود دارد، تخلیه بهموقع ساکنان همچنان یکی از مؤثرترین راههای کاهش تلفات انسانی است. برای اجرای چنین اقدامی نیز به دادههای دقیق، سامانههای هشدار سریع و برنامهریزی مناسب نیاز است.
با ادامه روند گرمایش زمین، اهمیت این اقدامات بیشتر خواهد شد. پایش مداوم یخچالها، بررسی دامنههای ناپایدار، کنترل دریاچههای یخچالی و شناخت مسیرهای احتمالی حرکت آب و آوار میتواند به جوامع محلی فرصت بیشتری برای واکنش نشان دهد.

جمعبندی نهایی
حادثه اخیر در نپال و تبت بار دیگر نشان داد که تغییرات اقلیمی فقط به افزایش دمای هوا یا کاهش سطح یخچالها محدود نمیشود. گرمتر شدن زمین میتواند مجموعهای از تغییرات را در ساختار مناطق کوهستانی ایجاد کند و در شرایط خاص، این تغییرات به شکل حوادث زنجیرهای ظاهر شوند.
فروپاشی یخچال، ذوب خاک منجمد، ناپایداری دامنهها، رانش سنگ و یخ و در نهایت شکلگیری سیلاب یا موج عظیمی از آوار میتوانند بخشهای مختلف یک زنجیره واحد باشند. همین ارتباط، پیشبینی و مدیریت این حوادث را دشوارتر از بسیاری از خطرهای طبیعی دیگر میکند.
هنوز برای تعیین نقش دقیق تغییرات اقلیمی در حادثه نپال و تبت به بررسیهای بیشتری نیاز است و جزئیات زنجیره رخدادها ممکن است با انتشار دادههای جدید تغییر کند. بااینحال، پیام کلی برای دانشمندان روشن است: کوهستانهای جهان در حال تغییرند و با گرمتر شدن زمین، برخی از سازوکارهایی که به حفظ پایداری آنها کمک میکنند نیز دستخوش تغییر میشوند.
بنابراین، آینده فقط به میزان یخ باقیمانده در ارتفاعات وابسته نیست؛ بلکه به این موضوع نیز بستگی دارد که جوامع تا چه اندازه بتوانند تغییرات این مناطق را زود تشخیص دهند، خطرهای زنجیرهای را بشناسند و پیش از تبدیل شدن یک رویداد طبیعی به فاجعه انسانی، واکنش مناسبی نشان دهند.





