آیا زنان بیشتر از مردان سرمایی هستند؟
در باور عمومی این تصور وجود دارد که زنان نسبت به مردان بیشتر احساس سرما میکنند و در دمای اتاق نیازمند پوشش بیشتری هستند. اما آیا این ادعا واقعاً صحت دارد؟ بهرغم این کلیشه، تعداد اندکی از مطالعات علمی بهصورت کنترلشده به بررسی نحوه واکنش بدن مردان و زنان در برابر سرما پرداختهاند. تازهترین پژوهشها نشان میدهد که تفاوتهای جنسیتی در درک سرما و پاسخهای فیزیولوژیکی بدن بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود.
فهرست محتوا:
- کلیشههای رایج درباره سرما و جنسیت
- بررسی جدید NIH: آزمایش کنترلشده روی تحمل سرما در زنان و مردان
- نتایج مطالعه: تفاوتهای قابل توجه و نامحسوس
- مدل علمی برای اندازهگیری تنظیم حرارت بدن
- تأثیر اندازه و ترکیب بدن بر تحمل سرما
- نقد فرضیات گذشته درباره تفاوتهای جنسیتی
- اهمیت گستردهتر نگاه به تنظیم حرارت و جنسیت
- نتیجهگیری و پیشنهادات محققان
- سؤالات متداول
کلیشههای رایج درباره سرما و جنسیت
عموماً باور عمومی بر این است که زنان در محیطهای سرد بیشتر احساس سرما میکنند و به پوشش بیشتری نیاز دارند. این دیدگاه تا حد زیادی بر پایه مشاهدات شخصی و اجتماعی شکل گرفته است، اما آیا این ادعا بر اساس دادههای علمی قابل اثبات است؟ مطالعات علمی محدود و بعضاً متناقض وجود دارد که به این موضوع پرداختهاند، اما آخرین یافتههای علمی به ارائه پاسخهای دقیقتر کمک میکنند.
بررسی جدید NIH: آزمایش کنترلشده روی تحمل سرما در زنان و مردان
محققان مؤسسه ملی بهداشت ایالات متحده (NIH) در مطالعهای دقیق، ۲۸ شرکتکننده (شامل مردان و زنان سالم، لاغر و جوان) را در شرایط دمای کنترلشده قرار دادند. شرکتکنندگان پنج ساعت در اتاقی با دمای متغیر بین ۱۷ تا ۳۱ درجه سانتیگراد حضور داشتند و تنها لباسهای سادهای مانند پیراهن، شلوارک یا دامن و جوراب پوشیده بودند.
در طول این مدت، محققان به بررسی فیزیولوژیکی شرکتکنندگان پرداختند و میزان راحتی آنها در دماهای مختلف را ثبت کردند. این روش دقیقتر و علمیتر از مشاهدات غیررسمی است که پیش از این در مورد تفاوتهای جنسیتی در تحمل سرما وجود داشت.
نتایج مطالعه: تفاوتهای قابل توجه و نامحسوس
نتایج این پژوهش بسیاری از فرضیات قبلی را زیر سؤال برد. برخلاف باور رایج، دمای هسته بدن زنان در دماهای پایین کمی بالاتر از مردان بود. همچنین، هیچ تفاوت معنیداری در موارد زیر بین زنان و مردان مشاهده نشد:
- جذب گلوکز
- فعالیت الکتریکی ماهیچهها
- دمای پوست
- ترموژنز القای سرمایی (افزایش مصرف انرژی برای تولید گرما در پاسخ به سرما)
اگرچه زنان به طور کلی اندازه فیزیکی کوچکتری داشتند و گرمای بدن کمتری تولید میکردند، چربی بدن بالاتر در زنان به تعادل این تفاوتها کمک کرد. همچنین، منطقه راحتی دمایی برای زنان حدود ۲۲ درجه سانتیگراد بود که یک درجه کمتر از مردان است؛ به این معنی که زنان در دمای پایینتر نیاز کمتری به مصرف انرژی برای گرم نگه داشتن بدن داشتند.
با کاهش دما تا ۱۷ درجه سانتیگراد، هیچ تفاوتی در آغاز لرزش بدن یا احساس راحتی و ناراحتی بین دو جنس دیده نشد. این نتایج نشان میدهد که تفاوتهای جنسیتی در تحمل سرما بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود.

مدل علمی برای اندازهگیری تنظیم حرارت بدن
مدل Scholander که در این تحقیق به کار گرفته شد، دمای بحرانی پایینتر را به عنوان آستانهای تعریف میکند که در آن بدن برای حفظ دمای هسته خود مجبور به تولید گرمای اضافی میشود. این معیار برای شناسایی انواع فنوتیپهای تنظیم حرارت بدن، از گونههای قطبی تا گرمسیری کاربرد دارد.
بر اساس این مدل، بدن زنان در این مطالعه مشخصات حرارتی مشابه گونههای «قطبی» دارد، یعنی در برابر سرما مقاومت بیشتری نشان میدهد. این امر برخلاف دیدگاههای پیشین است که زنان را نسبت به سرما حساستر میدانستند.
تأثیر اندازه و ترکیب بدن بر تحمل سرما
محققان NIH تأکید کردند که تفاوتهای فردی در تنظیم حرارت بدن بیشتر به ویژگیهای فیزیکی مانند اندازه بدن و ترکیب چربی و عضله مرتبط است تا جنسیت صرف. بدنهای بزرگتر معمولاً گرمای بیشتری تولید میکنند، اما مقدار چربی بدن نیز به حفظ دما کمک میکند.
در این مطالعه، زنان با چربی بدن نسبتاً بالاتر، توانستند گرمای بدن خود را به خوبی حفظ کنند، حتی اگر تولید گرمای کل کمتری نسبت به مردان داشته باشند. این یافتهها نشان میدهد که جنسیت به تنهایی عامل تعیینکننده نیست و ویژگیهای بدنی و ترکیب بدن نقش کلیدی دارند.
نقد فرضیات گذشته درباره تفاوتهای جنسیتی
پیش از این، فرض بر این بود که زنان به دلیل تولید کمتر گرما، اتلاف حرارتی بیشتر و نیاز به گرمای بیشتر، در دمای اتاق یا محیطهای سرد راحتتر احساس سرما میکنند. اما این تحقیق جدید نشان داد که هیچ کدام از این فرضیات در آزمایش عملی تأیید نمیشود.
از سوی دیگر، تفاوت در تجربه و درک سرما میتواند تحت تأثیر عوامل دیگری مانند تغییرات هورمونی، داروها، و تفاوتهای فردی باشد که مستقیماً به جنسیت ارتباط ندارد یا تحت تأثیر جنسیت قرار میگیرد.
اهمیت گستردهتر نگاه به تنظیم حرارت و جنسیت
مطالعات پیشین اغلب بهصورت تاریخی روی بدن مردان تمرکز داشتهاند و بدن مرد بهعنوان پیشفرض برای تحقیقات در نظر گرفته شده است. این رویکرد محدود، دیدگاه ما را نسبت به تفاوتهای فیزیولوژیکی محدود کرده و بخش قابل توجهی از دادههای مهم را نادیده گرفته است.
محققان بر این باورند که علاوه بر جنسیت، عوامل مختلف دیگری مانند سن، ترکیب بدن، شرایط محیطی، و تغییرات هورمونی باید در مطالعات بعدی مد نظر قرار گیرند تا درک جامعتری از تنظیم حرارت بدن انسان به دست آید.
نتیجهگیری:
مطالعه NIH نشان داد که تفاوتهای جنسیتی در تحمل سرما و پاسخ فیزیولوژیکی بدن به دمای سرد بسیار ناچیز است و عوامل فیزیکی بدن، اندازه و ترکیب آن نقش مهمتری ایفا میکنند. منطقه راحت دمایی بدن زنان کمی پایینتر از مردان است و آنها در مواجهه با سرما نیاز کمتری به مصرف انرژی برای گرم شدن دارند.
با این حال، این یافتهها باید در نمونههای بزرگتر و متنوعتر تکرار شوند تا قابلیت تعمیم به جمعیتهای مختلف افزایش یابد. همچنین، مطالعات آینده باید تأثیر عوامل دیگر مانند هورمونها، داروها و شرایط محیطی را نیز بررسی کنند.
سؤالات متداول:
آیا زنان همیشه نسبت به مردان بیشتر سرمایی هستند؟
مطالعات جدید نشان میدهد که تفاوت قابل توجهی در تحمل سرما بین زنان و مردان وجود ندارد و تفاوتهای فردی بیشتر به ترکیب بدنی و اندازه بدن مرتبط است.
چرا زنان به نظر میرسد که بیشتر احساس سرما میکنند؟
این تصور ممکن است به دلیل تفاوتهای فردی، نوع پوشش، فعالیت بدنی کمتر یا عوامل روانی باشد، نه لزوماً تفاوت فیزیولوژیکی واقعی در تنظیم حرارت بدن.
آیا اندازه بدن در تحمل سرما تأثیر دارد؟
بله، بدنهای بزرگتر معمولاً گرمای بیشتری تولید میکنند، اما ترکیب بدن (مقدار چربی و عضله) نیز در حفظ گرمای بدن نقش دارد.
آیا تغییرات هورمونی در زنان میتواند روی احساس سرما تأثیر بگذارد؟
بله، هورمونها و داروهای مصرفی میتوانند نحوه واکنش بدن به دما را تغییر دهند، بنابراین ممکن است برخی از تفاوتها به این عوامل مرتبط باشند.
آیا نتایج این مطالعه برای همه افراد قابل تعمیم است؟
نتایج فعلی محدود به گروه سالم، لاغر و جوان بوده و نیاز به مطالعات گستردهتر و متنوعتر برای تعمیم به کل جمعیت وجود دارد.








