شب یلدا؛ تاریخچه، آداب و رسوم شب چله در بلندترین شب سال در ایران
شب یلدا؛ تاریخچه، آداب و رسوم شب چله در بلندترین شب سال در ایران
شب یلدا، که در فرهنگ ایرانی با نام شب چله نیز شناخته میشود، یکی از قدیمیترین و محبوبترین جشنهای ملی ماست که ریشههای عمیقی در تاریخ و تمدن باستانی ایران دارد. این جشن که همردیف عید نوروز و چهارشنبهسوری قرار میگیرد، یادگاری ارزشمند از نیاکان ماست و هرساله با شکوه فراوان برگزار میشود.
یلدا نماد پایان فصل پاییز و آغاز زمستان است و به عنوان بلندترین شب سال شناخته میشود. در این شب، که تاریکی به اوج خود میرسد و سپس نویدبخش درازتر شدن روزها و غلبه نور بر ظلمت است، خانوادههای ایرانی گرد هم میآیند و این تغییر بزرگ طبیعت را جشن میگیرند.
اگر مشتاق هستید تا درباره تاریخچه شب یلدا و دلایل گرامیداشت آن در اساطیر ایرانی بدانید، یا به دنبال کشف آداب و رسوم متنوع و زیبای شب چله در شهرهای مختلف ایران و حتی کشورهای دیگر هستید، این مقاله جامع را دنبال کنید. امسال، ما در شب یلدا ۱۴۰۴ (پایان آذر ماه) بار دیگر این میراث کهن را زنده خواهیم کرد. با ما در ویانامگ همراه باشید تا با جزئیات این شب افسانهای بیشتر آشنا شوید و ایدههای جدیدی برای برگزاری آن پیدا کنید.

شب یلدا (شب چله) چه شبی است؟
شب یلدا، که در فرهنگ ما به نام شب چله نیز شناخته میشود، نمادینترین و طولانیترین شب سال است. از لحاظ زمانبندی دقیق، این جشن با غروب آفتاب آخرین روز فصل پاییز، یعنی ۳۰ آذرماه، آغاز میگردد و دقیقاً با طلوع خورشید در نخستین روز زمستان، یعنی اول دیماه، به پایان میرسد. این شب، گذر از سیاهی اوجگرفته به سوی روشنایی روزهای بلندتر است.
در تطابق با گاهشماری میلادی، شب یلدا اغلب مصادف با شب ۲۱ دسامبر است. با این حال، به دلیل وجود سالهای کبیسه، ممکن است این تاریخ به ۲۰ دسامبر تغییر یابد. به عنوان مثال، در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، تاریخ یلدا معادل ۲۱ دسامبر بود، در حالی که در سال کبیسه ۱۴۰۳، این شب در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۲۴ برگزار شد. به این ترتیب، یلدا پلی است میان دو فصل و یک رویداد نجومی ثابت که تاریخ آن با دقت در تقویمهای شمسی و میلادی محاسبه میشود.
چرا به یلدا، شب چله هم میگویند؟ (معنای یلدا و چله)
ریشه واژه «یلدا»
واژه «یلدا» در اصل یک لغت سریانی است و معنای تحتاللفظی آن «زایش» یا «تولد» است؛ سریانی زبان رایج در میان مسیحیان آن دوره بود. این مفهوم تولد، اهمیت تاریخی جشن یلدا را در فرهنگ ایرانیان روشن میسازد.
ابوریحان بیرونی، دانشمند برجسته و تقویمشناس قرن چهارم، نیز این شب را به شکلی مشابه تفسیر کرده است. او در اثر ماندگار خود به نام آثار الباقیه (نوشته شده به زبان عربی)، شب یلدا را با عنوان «میلاد اکبر» (تولد بزرگ) یاد میکند و صراحتاً منظور از این میلاد را «تولد خورشید» یا پیروزی نور بر تاریکی میداند. در واقع، این واژه سریانی بر جشن کهن ایرانیان برای تولد خورشید در درازترین شب سال، مهر تأیید میزند.
هرچند زمان دقیق ورود این واژه به زبان فارسی کاملاً مشخص نیست، اما شواهد تاریخی نشان میدهد که احتمالاً مسیحیان اولیهای که از روم به ایران مهاجرت کردند و در محیط فرهنگی ایران پذیرفته شدند، باعث شدند واژه سریانی «یلدا» به دلیل نزدیکی معنایی به جشن باستانی ایرانی (تولد میترا/خورشید)، به تدریج وارد زبان فارسی شده و ماندگار شود.
معنای واژه «چله»
شب چله در واقع نام دیگری برای شب یلدا است و این نامگذاری ریشه در نظام گاهشماری سنتی ایرانیان دارد. دلیل اصلی این نامگذاری آن است که فردای شب یلدا، دوره سرمای شدید زمستان که در فرهنگ ایرانی با نام «چله بزرگ» شناخته میشود، آغاز میگردد.
ایرانیان باستان، بهویژه در امور کشاورزی و دامپروری، از یک تقویم کلینگر استفاده میکردند که دو دوره مهم در سال را به نام «چله» میشناخت: چله تابستان (که از تیرماه آغاز میشد) و چله زمستان (که از دیماه شروع میشد).

هر کدام از این چلهها به دو دوره تقسیم میشدند:
- چله بزرگ: چهل روز ابتدایی هر فصل (از اول دی تا دهم بهمن در زمستان). این دوره شروع زمستان و اوج شدت سرما است.
- چله کوچک: بیست روز بعد از چله بزرگ (از یازدهم بهمن تا اول اسفند). در این دوره، شدت سرما اندکی کاهش مییابد.
گفتنی است که چهار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز ابتدایی چله کوچک، به «چهار چهار» معروف بودند؛ دورهای که نهایت سختی و شدت سرما در آن رخ میداد. به این ترتیب، شب یلدا، شب خداحافظی با پاییز و استقبال از چله بزرگ زمستان و سرمای طاقت فرساست.
تاریخچه شب یلدا (قدمت افسانهای طولانیترین جشن ایرانی)
تاریخچه دقیق شب یلدا به دلیل قدمت بسیار زیادش در هالهای از ابهام قرار دارد، اما ریشههای آن به اعماق تاریخ ایران باستان بازمیگردد. برخی باستانشناسان بر اساس شواهد موجود، قدمت آیینهای مرتبط با شب یلدا را تا هفت هزار سال تخمین میزنند. این تخمین با استناد به ظروف سفالی متعلق به دوران پیش از تاریخ صورت گرفته است؛ ظروفی که مزین به نقوش نمادین حیوانی ماههای ایرانی مانند قوچ و عقرب هستند و نشاندهنده یک نظام گاهشماری و آیینی کهن هستند.
با وجود ردیابی این آیین تا هزاران سال قبل، آنچه امروزه به عنوان شب یلدا رسمیت یافته و در قالب یک جشن عمومی درآمده است، به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد.
شب یلدا در زمان پادشاهی داریوش یکم (داریوش بزرگ) و همزمان با تدوین تقویم رسمی ایرانیان باستان، وارد این گاهشماری شد. این تقویم که با الهام از گاهشماریهای بابلی و مصری شکل گرفته بود، برای نخستین بار طولانیترین شب سال را به عنوان یک رویداد مهم ملی تثبیت کرد و زمینهساز تداوم این جشن تا به امروز شد.
روایتهای اسطورهای از دلایل برپایی جشن شب یلدا
1.پیروزی نور بر ظلمت: کهنترین دلیل جشن یلدا
یکی از برجستهترین و کهنترین دلایل برپایی جشن شب یلدا، اعتقاد به پیروزی روشنایی و نور بر نیروهای ظلمت و تاریکی است. در دوران باستان که زندگی ایرانیان شدیداً به کشاورزی و دامپروری وابسته بود، رصد تغییرات فصلی و آب و هوا اهمیتی حیاتی داشت. مردم با مشاهده طبیعت به این درک رسیدند که نور، خورشید و روز نماد نیکی و آفریدگار هستند، در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههای اهریمن و پلیدیاند. بر این اساس، کوتاهتر شدن روزها به معنای غلبه موقت تاریکی بود و این دو نیرو در یک جدال کیهانی همیشگی بودند.
از این رو، ایرانیان طولانیترین و تاریکترین شب سال (آخرین شب پاییز) را جشن میگرفتند، چرا که از فردای آن شب، چرخ روزگار برمیگشت؛ روزها بهتدریج طولانیتر میشدند و این نشانه تولد مجدد خورشید و آغاز غلبه تدریجی نور بر تاریکی و پیروزی نیکی بر اهریمن بود.

2. یلدا، جشن تولد خورشید! (نقش مهر و میترا در آیین باستان)
دلیل کهن دیگری که برای برپایی شب یلدا ذکر میشود، ارتباط مستقیم آن با آیین مهرپرستی (میترائیسم) است؛ آیینی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج گستردهای داشت. این آیین بر پرستش میترا یا ایزد مهر بنا شده بود که در اصل یکی از ایزدان مشترک هند و ایرانی به شمار میرفت. میترا نماد مهمی برای ایرانیان باستان بود:
او واسطه عشق و محبت، نماینده عهد و پیمان و مظهر راستگویی بود و متعهدین را حمایت و عهدشکنان را مجازات میکرد. جالب است بدانید که نماد ایزد مهر، حلقه بود و برخی محققان ریشه حلقه ازدواج را به این اسطوره باستانی نسبت میدهند. در این آیین، خورشید به عنوان نماد ظاهری میترا شناخته میشد و در طولانیترین شب سال، باور بر این بود که میترا یا همان خورشید، دوباره متولد شده و حیات جدیدی را آغاز میکند؛ از این رو، یلدا جشن تولد این ایزد مهم و آغاز مجدد آفرینش بود.
دلیل کهن دیگری که برای برپایی شب یلدا ذکر میشود، ارتباط مستقیم آن با آیین مهرپرستی (میترائیسم) است؛ آیینی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج گستردهای داشت. این آیین بر پرستش میترا یا ایزد مهر بنا شده بود که یکی از ایزدان مشترک هند و ایرانی به شمار میرفت. میترا نماد مهمی برای ایرانیان باستان بود:
او واسطه عشق و محبت، نماینده عهد و پیمان و مظهر راستگویی بود و متعهدین را حمایت و عهدشکنان را مجازات میکرد. جالب است بدانید که نماد ایزد مهر، حلقه بود و برخی محققان ریشه حلقه ازدواج را به این اسطوره باستانی نسبت میدهند.
خورشید، نماد ظاهری میترا شناخته میشد و در طولانیترین شب سال، باور بر این بود که میترا دوباره متولد شده و حیات جدیدی را آغاز میکند.
مراسم زایش در تاریکی و بازگشت پیامبر
مهرپرستان شب یلدا را شب تولد میترا میدانستند و روایتهای این آیین میگویند که ایزد مهر در شبی دراز و سرد، در یک غار گود و کمارتفاع ظهور میکند و خورشید را به ارمغان میآورد.
در روایتی دیگر، میترا در این شب به جهان بازمیگردد و با طولانی کردن ساعات روز، برتری نور خورشید را آشکار میسازد. همچنین، برخی تحقیقات به تولد پیامبری در شب یلدا اشاره دارند؛ پیامبری که در سال ۵۱ پادشاهی اشکانی (۱۹۶ میلادی) شبهنگام در دریا زاده میشود و دو دلفین او را از آب بیرون میآورند؛ این روایت بر اهمیت آب در آیین مهر تاکید میکند.

تقابل آذر و دی: نور در برابر دیو
در بررسی نام ماههای آذر و دی، تقابل میان این دو نیرو مشهود است: آذر که عنصری مقدس و نمایانگر ایزد یا فرشته مینویی آتش است (همانند آتش مقدس در آتشکدهها)، نماد اهورامزدا و تقدس محسوب میشود.
در مقابل، دی که آغازگر زمستان است، در اصل همان “دیو” است و نشانهای از پلیدی و اهریمن تلقی میشده. به این ترتیب، شب یلدا، مرز میان نور (آذر) و تاریکی و پلیدی (دی) است. با این حال، برخی دیگر معتقدند نام ماه دی نیز از آیین میترایی گرفته شده و به معنای دادار (خداوند) است، زیرا با آغاز دی، میترا بر اهریمن غلبه میکند.
ادغام با دین زرتشتی
هرچند در نگاه اول عجیب به نظر میرسد که جشن تولد خورشید در سردترین شب سال برگزار شود، اما منطق اسطوره بر طولانیتر شدن روزها استوار است که نشانهای قاطع از تولد دوباره خورشید و باورپذیر بودن این اسطوره است. پس از رایج شدن دین زرتشتی، آداب و رسوم مهرپرستی از بین نرفت، بلکه با آن آمیخته شد. زرتشت ایزدان را به دو دسته اهورایی و دیوانی تقسیم کرد و مهر (خورشید) را به عنوان یکی از ایزدان نیک اهورایی حفظ کرد؛ تا جایی که بخش مهمی از اوستا به نام مهر یشت به او اختصاص دارد و در آن آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی مینگرد تا او دروغی نگوید.»
شب یلدا و مسیحیت: همزمانی میلاد مسیح و انقلاب زمستانی
جالب است که مذاهب مختلف مسیحی، جشن میلاد مسیح را در روزهایی نزدیک به پدیده انقلاب زمستانی (نزدیک به شب یلدا) برگزار میکنند و شروع سال نو میلادی نیز به یازدهم دیماه نزدیک است.
بر اساس دیدگاه برخی تاریخپژوهان و باستانشناسان، تقویم میلادی که در قرن چهارم پس از میلاد در روم شکل گرفت، با اندک تغییراتی، در واقع ادامه آیین باستانی میلاد خورشید (یلدا) بوده که بعدها به میلاد حضرت مسیح نسبت داده شده است. از این منظر، این همزمانی تاریخی نشاندهنده تبادل فرهنگی عمیق میان آیینهای کهن ایرانی و سنتهای اولیه مسیحیت است که هر دو بر مفهوم تولد نور پس از اوج تاریکی تأکید دارند.

ارتباط میترائیسم با روم و مسیحیت چیست؟
ممکن است بپرسید آیین مهرپرستی چه ارتباطی با روم و مسیحیت پیدا کرد؟ در روم باستان، جشنی مشابه برای تولد خدای خورشید شکستناپذیر (سول اینویکتوس) در روز انقلاب زمستانی برگزار میشد؛ این ایزد رومی در واقع ترکیبی از خدای خورشید محلی و میترای آیین مهرپرستی بود.
آیین مهرپرستی در پی رسمی شدن دین زرتشت در ایران، محدود شد. اما در قرن اول قبل از میلاد، زمانی که رومیها آسیای صغیر را تصرف کردند، این آیین از طریق اسیران جنگی و مبادلات تجاری به تدریج به روم راه یافت و میان تجار، لشکریان و حتی امپراتوران رومی محبوب شد. این آیین تا جایی گسترش یافت که در اوایل قرن چهارم میلادی، بیش از سیصد معبد میترایی در ایتالیا برپا بود و بخش بزرگی از رومیان شب یلدا را جشن میگرفتند.
نقطه عطف این تاریخ در سال ۳۱۳ میلادی رخ داد. کنستانتین اول، امپراتور روم، که به مسیحیت علاقه پیدا کرده بود، فرمان آزادی این دین را صادر کرد. او با استدلال بر اینکه عیسی مظهر نور است و مسیحیان در مورد تاریخ تولد او تردید دارند، تصمیم گرفت میلاد میترا را به میلاد مسیح تغییر دهد. او ابتدا روز تولد عیسی را ۲۲ دسامبر (همان روز تولد میترا) تعیین کرد، اما این تاریخ بعدها به دلیل تغییرات در محاسبات کبیسهگیری به ۲۵ دسامبر منتقل شد. این در حالی بود که پیش از آن، تولد مسیح را ۶ یا ۷ ژانویه میدانستند (تاریخی که امروزه نیز مسیحیان ارمنی بر اساس آن جشن میگیرند).
در همین زمینه، کارل یونگ، روانشناس مشهور سوئیسی، در کتاب «نماد تحول» به صورت گسترده به بررسی اثرات و نفوذ میترائیسم بر شکلگیری و نمادشناسی مسیحیت پرداخته است.
جایگاه شب یلدا در کتاب های تاریخی
ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ قرن چهارم هجری شمسی، در کتاب مشهور خود آثار الباقیه بهطور مفصل به شب یلدا پرداخته و آن را با عنوان «میلاد اکبر» (تولد بزرگ) ذکر کرده است. او در توضیح آن میگوید: «مقصود از آن، انقلاب شَتوی (زمستانی) است. گویند در این روز، نور از حد نقصان به حد زیادت خارج میشود و آدمیان به نشو و نما آغاز میکنند و پریها (دیوها) به ذبول و فنا روی میآورند.»
بیرونی تأکید میکند که این جشن (اول دیماه) را نود روز نیز میخواندند، زیرا دقیقاً ۹۰ روز تا نوروز فاصله دارد. همچنین ماه دی را خور ماه (ماه خورشید) مینامیدند و روز اول آن، خرم روز یا خُره روز نام داشت که به نام خدای بزرگ (اهورامزدا) منتسب بود و یکی از چهار جشن دیگان (همنام شدن روز و ماه) به شمار میآمد.
در این میان، بیرونی تصریح میکند که منظور از میلاد و یلدا، تولد خورشید بوده و نسبت دادن تاریخ کنونی تولد مسیح به این ایام در قرنهای بعدتر صورت گرفته است. همچنین، در کتاب قانون مسعودی ذکر شده که در تقویم کهن سیستانی، آغاز زمستان با ماهی به نام کریست آغاز میشده که شباهت قابل تأملی با واژه Christ (به معنای مسیح) دارد.

محمدحسین خلف تبریزی، مؤلف واژهنامه برهان قاطع (نوشته شده در سال ۱۰۳۰ هجری شمسی)، یلدا را اینگونه معنی میکند: «یلدا، شب اول زمستان و شب آخر پاییز است… و آن درازترین شبها است در تمام سال؛ … گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک است.» این دیدگاه متفاوت نشاندهنده تغییر نگرش نسبت به یلدا در دورههای متأخر است.
با این حال، مدارک رومی حاکی از آن است که در ایران باستان، یلدا با آیینهای انتظار برای تولد ناجی همراه بوده است. در این رسم، پیران و پاکان به تپهای میرفتند و با لباس نو، از آسمان میخواستند که رهبر بزرگ برای رستگاری آدمیان فرستاده شود. آنها معتقد بودند که نشانه زایش آن ناجی، ستارهای است که بالای کوهی به نام کوه فیروزی (که درخت سرو یا کاج زیبایی داشته) پدیدار خواهد شد. موبد بزرگ در نیایشهای خود، که بخشی از آن در «بهمن یشت» مانده، این آرزو را بیان میکرده: «آن شب که سرورم ظهور کند، نشانهای از ملک آید، ستارهای از آسمان ببارد، همانگونه که رهبرم از راه برسد و ستارهاش نشان نماید.»
بررسی شب یلدا از دیدگاه علوم نجوم
از منظر علم نجوم، شب چله یا یلدا به رویداد مهم انقلاب زمستانی (Winter Solstice) گره خورده است. این پدیده از اواسط تابستان آغاز میشود؛ یعنی هر روز، مکان طلوع و غروب خورشید در آسمان بهتدریج به سمت جنوب متمایل میشود. این جابهجایی باعث میشود تا خورشید مدتزمان کمتری در افق بماند و در نتیجه، طول روزها کوتاهتر و زمان تاریکی شبها طولانیتر شود.
این فرایند تا روز یکم دیماه ادامه پیدا میکند. در این روز، خورشید در زمان طلوع به پایینترین حد جنوبی خود (تقریباً ۲۳.۵ درجه شرقی) میرسد. در این لحظه، که دقیقاً مصادف با شب یلدا است، زمین به موقعیتی میرسد که آن را انقلاب زمستانی مینامند و در نتیجه، بلندترین شب سال رقم میخورد.
از فردای انقلاب زمستانی، مسیر جابهجاییهای طلوع و غروب خورشید معکوس میشود؛ یعنی نقاط طلوع و غروب خورشید دوباره به سمت شمال حرکت میکنند و از جنوب دورتر میشوند. نتیجه نجومی این امر، بلندتر شدن تدریجی طول روزها و کوتاهتر شدن شبها است. این چرخه کیهانی و نجومی دقیق، یکبار دیگر در روز یکم تیرماه، با پدیده انقلاب تابستانی، تکرار میشود.
آداب و رسوم شب یلدا؛ نگاهی نو به رسومی کهن
سنتهای مربوط به شب یلدا طی قرنها تقریباً دستنخورده باقی ماندهاند و بسیاری از آنچه نیاکان انجام میدادند، امروز هم به شکلهای تازه ادامه یافته است.
گرمای آتش و معنای آن در شب یلدا
در روزگاران دور، مردم برای گذراندن بلندترین شب سال گرد آتش حلقه میزدند؛ بعدها همین دورهمیها به زیر کرسی منتقل شد و امروزه بخاریها و وسایل گرمایشی جای آن را گرفتهاند.
آتش در باور ایرانیان کهن نشانهای از خورشید و روشنایی بود و روشن کردنش جنبهای نمادین داشت؛ گویی با روشن نگهداشتن آن، حضور خورشید را پاس میداشتند. از سوی دیگر برخی روایتها میگویند روشن کردن آتش برای دور کردن انرژیهای منفی، تاریکی و نیروهای اهریمنی انجام میشد؛ نوری که باید سایههای شوم و سردی طولانیترین شب سال را پس میراند.
قصهگویی و روایتخوانی در بلندترین شب سال
در گذشته یکی از مهمترین بخشهای یلدا، دورهمیهایی بود که با شعرخوانی، مثلگویی و روایت داستانهای کهن همراه میشد. بزرگترهای خانواده گردِ جمع مینشستند و برای کودکان و جوانترها قصههایی شیرین نقل میکردند.
این داستانها معمولاً کوتاه، خیالانگیز و پر از شخصیتهای اسطورهای مانند حیوانات سخنگو، دیوان، پریان و قهرمانان افسانهای بودند. هدف اصلی آنها سرگرم کردن و شادیبخشیدن به جمع، بهویژه کودکان بود.
هر منطقه از ایران قصههای خاص خود را بیشتر نقل میکند و روایتهای محلی جایگاه ویژهای در یلدا دارند.
برای نمونه، آذربایجانیها معمولاً حکایتهای «حسین کرد شبستری» را بازگو میکنند و مردم خراسان بیشتر به روایت داستانهای شاهنامه و قصههای حماسی علاقهمندند.

فال حافظ در شب یلدا: آیین گشودن رازهای دل
یکی از دلچسبترین و اصیلترین آداب شب یلدا، مراسم فال حافظ است. معمولاً در این شب، بزرگ یا یکی از باسوادان فامیل، متولی اجرای این سنت میشود. فرد نیتکننده در دل خود آرزویی کرده و بزرگ مجلس با خواندن جملاتی دعایی مانند: «ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، من طالب یک فالم، بر من نظر اندازی…» دیوان حافظ را میگشاید.
شیوه گرفتن فال
قاعده تفأل این است که غزل قرار گرفته در بالای سمت راست صفحه به عنوان پاسخ نیت خوانده میشود. اگر غزل در میانه صفحه باز شود، خواندن فال از ابتدای غزلی که در صفحه پشت قرار دارد، شروع میشود. همچنین، سه بیت از غزل بعدی به عنوان شاهد فال در نظر گرفته میشود. پس از خواندن غزل، بزرگ مجلس به تفسیر و تعبیر شعر میپردازد. اگر محتوای غزل حامل پیامی مثبت، روشن یا عاشقانه باشد، فال را خوب تلقی میکنند و در غیر این صورت، آن را بد میدانند. از آنجا که بخش عمده غزلیات حافظ دارای مضامین عرفانی، عاشقانه و امیدبخش است، معمولاً تفألهای شب یلدا تجربهای روحیهبخش و دلگرمکننده برای جمع است.
شاهنامه خوانی؛ مهمان همیشگی شب یلدا
یکی از آداب جداییناپذیر و باشکوه شب یلدا، شاهنامهخوانی است. این سنت کهن از دیرباز در سراسر ایران رایج بوده و شب چله را به شبی حماسی تبدیل میکند. شاهنامه فردوسی، به عنوان سند هویت ملی ایرانیان، در این شب توسط یکی از اعضای خانواده برای بقیه خوانده میشود تا جمع شبزندهدار را با داستانهای قهرمانی و اسطورههای کهن ایران پیوند دهد.
اوج جذابیت شاهنامهخوانی در شیوه نقالی است؛ جایی که فرد داستانگو با لحن حماسی، حرکات نمایشی و بیان دلنشین، بیتها را زنده میکند. متأسفانه، این هنر اصیل نقالی در حال فراموشی است و باید بسیار خوششانس بود که در جمع خانواده یا دوستان، فردی آشنا به این سبک فاخر و سنتی وجود داشته باشد تا شیرینی حماسهخوانی شب یلدا را دوچندان کند.

سفرهی یلدا؛ جلوهای از آیینهای کهن ایرانی
از جذابترین و رنگینترین بخشهای آیین شب یلدا یا شب چله، سفرهآرایی و تدارک خوردنیهای ویژه این شب است. این سفره که مملو از میوههای مخصوص، آجیل و انواع تنقلات است، در سنت قدیم با نام میَزد پهن میشد. اجزای اصلی این سفره شامل میوههای تر و خشک، و همچنین آجیل بود که در زبان زرتشتیان به آن لُرک میگفتند.
لرک در واقع ولیـمه اصلی جشن یلدا به حساب میآمد. علاوه بر خوراکیها، ابزار آیینی دیگری همچون آتشدان، عطردان، بخوردان و بَرسَم نیز بر سفره قرار داده میشد. بَرسَم یک ابزار مذهبی بود که از شاخه گیاهی خاص یا فلزاتی مانند برنج و نقره ساخته میشد و در هنگام دعاخوانی مورد استفاده قرار میگرفت تا جنبههای معنوی سفره یلدا را تکمیل کند.
میوهها و نمادهای یلدایی؛ پیامآوران روشنایی
میوهها از اصلیترین بخشهای سفره یلدا به شمار میآیند و معمولاً میوههای سرخفام در مرکز این سفره قرار میگیرند. سرخی این میوهها یادآور خورشید و نمادی از روشنایی و شادی در طولانیترین شب سال است.
انار؛ گیاه برکت و نماد خورشید
در میان تمامی میوههای یلدایی، انار جایگاهی ویژه دارد. نیاکان ما انار را نشانهای از فراوانی، نعمت و زایش میدانستند؛ دانههای پرشمار آن برایشان مظهر برکت بود و به همین دلیل خوردن انار را در شب یلدا خوشیمن و تقویتکننده نیروی باروری میپنداشتند.
رنگ سرخ و درخشان انار نیز آن را نماد شادی، زندگی و خورشید کرده است. به همین علت، این میوه همیشه در خوانچه یلدای عروس نیز حضور دارد و به عنوان نشانهای از خیر و برکت هدیه داده میشود.

انار از دیرباز در فرهنگها و آیینهای گوناگون جایگاه مقدسی داشته است. در باورهای زرتشتی، انار در شمار درختان مینوی قرار دارد و میوه و شاخههایش در آیینهای مذهبی به کار میرفته است.
در ادیان دیگر نیز قداست انار تأیید شده؛ در اسلام، این میوه از میوههای بهشتی معرفی شده و بزرگان دینی خوردن آن را توصیه کردهاند.
هندوانه؛ نماد خورشید و گرمای تابستان
هندوانه، درست مانند انار، از میوههای ویژه سفره شب یلدا است. شاید در نگاه اول خوردن میوهای تابستانی در سرمای زمستان عجیب به نظر برسد، اما این انتخاب معنایی فراتر دارد. رنگ سرخ هندوانه یادآور خورشید، گرمای تابستان و انرژی طبیعی آن است.
باور دیرینه بر این بوده که خوردن مقداری هندوانه در شب یلدا، باعث محافظت همه اعضای خانواده در طول چلّه از سرما و بیماری میشود. علاوه بر این، مانند انار، هندوانه نیز از میوههای پردانه به شمار میرود و نمادی از فراوانی، برکت و نعمت است.
سفره یلدا تنها به انار و هندوانه محدود نمیشود. میوههای فصل پاییز مانند سیب، خرمالو، گلابی، پرتقال و سایر مرکبات، و حتی لبو و کدو تنبل نیز در سفره جایگاه دارند. این میوهها نه تنها زیبایی و رنگ به سفره میبخشند، بلکه نمایانگر نعمت و فراوانی فصل هستند.
آجیل و تنقلات؛ روح جمع در شب یلدا
آجیل شب یلدا یکی از مهمترین اجزای سفره است و گاهی حتی از شام رسمی اهمیت بیشتری دارد. در گذشته که نگهداری طولانی مدت میوهها دشوار بود، بسیاری از آنها را خشک میکردند تا در فصول دیگر مصرف شوند.
مغزهای خوراکی مانند پسته، گردو، بادام و فندق هسته اصلی آجیل یلدا را تشکیل میدهند. در کنار آنها، انجیر و توت خشک، نخودچی و کشمش نیز حضور دارند. دیگر اجزای سنتی شامل گندم و نخود برشته، شاهدانه و تخمههای هندوانه و کدو هستند.

با گذر زمان، شیرینیهایی مانند باسلق و پشمک نیز به سفره اضافه شدهاند و رنگ و طعم متفاوتی به آن میبخشند. درست است که آجیل و میوهها سالمترین خوراکیها به شمار میروند، اما توجه به تنوع زیاد و کالری بالای آنها در این شب ضروری است.
سفره و خوراکیهای سنتی شب یلدا
یکی از جذابترین بخشهای شب چله، آماده کردن سفره و خوردنیهای مخصوص آن است. خوراکیهای این شب شامل انواع آجیلهای خوشمزه، میوههای خشک مانند توت، انجیر، برگه هلو و زردآلو و میوههای تازهای مثل انار و هندوانه است. همچنین انواع شیرینیها و تنقلات محلی نیز بخش جداییناپذیر سفره به شمار میآیند.
هر یک از این خوراکیها نماد ویژهای دارند؛ برخی نشانهی برکت و فراوانی، برخی تندرستی و شادکامی هستند. میوههای خشکشده بهویژه محبوبیت زیادی دارند و جایگزینی سالم برای تنقلات ناسالم و شیرینیهای صنعتی محسوب میشوند. علاوه بر تهیهی آنها از فروشگاهها و آجیلفروشیها، میتوان برگههای میوه را بهراحتی در خانه نیز آماده کرد و سفرهای رنگارنگ و سنتی چید.
آداب و رسوم شب یلدا در شهرهای ایران: تفاوتهای رنگارنگ منطقهای
هرچند بسیاری از آیینهای شب یلدا—مانند شاهنامهخوانی و تفأل به حافظ—در سراسر ایران مشترک است، اما تحقیقات نشان میدهد که هر یک از شهرستانها و مناطق، ویژگیهای خاص و منحصر به فردی را به این جشن کهن افزودهاند که اغلب ناشناخته ماندهاند. در این بخش، به بررسی گوشهای از این مراسمهای منطقهای میپردازیم تا با تنوع و غنای فرهنگی شب چله در ایران آشنا شویم.
آیینهای شب یلدا در خراسان: از «کَفزنی» تا «چهلچراغ»
چلهنشینی و خوراکیهای خاص: مردم خراسان از دیرباز شب یلدا را با نام شب چله یا چلهنشینی میشناسند. در گذشتهای نه چندان دور، رسم بر این بود که میهمانان هنگام رفتن به منزل میزبان، چراغی همراه خود میبردند که به دلیل کثرت، به آن شب چراغ یا چهلچراغ میگفتند. برخلاف سایر مناطق که بر انار و هندوانه تمرکز دارند، در سفره یلدای خراسانیها، خوراکیهایی مانند لبو و شلغم پخته، پَختیک (لبوی خشکشده)، و شیرینی سنتی به نام کَف مرسوم است.
آیین کفزنی: مراسم کَفزنی یک آیین ویژه و یادگار از خراسان قدیم است. برای تهیه کف، ریشه گیاه چوبک را جوشانده و مایع حاصل را در ظرفی بزرگ به نام تَغار میریختند. سپس مردان با دستههایی از چوبهای نازک انار، مایع را ساعتها در محیط سرد هم میزدند تا به حالت کف سفت درآید. این کف با شیره شکر مخلوط و با مغز پسته و گردو تزئین میشد. در طول جشن، نوجوانان و جوانان با پرتاب یا مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر، فضای شاد و پرهیجانی خلق میکردند.

رسم سَرحَمّومی: رسم دیگر سَرحَمّومی بود که در آن، مراسم عروسی را به مدت سه روز از شب چله آغاز میکردند. این آیین شامل بردن عروس و داماد به حمامهای جداگانه، شستوشو و اجرای مراسم حنابندان بود که گاه تا سحر ادامه مییافت و مقدمهای برای مراسم اصلی عروسی در روز بعد بود. همچنین، داماد با اهدای هدیهای پیش از شب عروسی، اجازه نامزدبازی (هماتاق شدن موقت) را پیدا میکرد.
حافظ خوانی و «فال کُلوک» در شیراز
سفره مجلل و توازن مزاج: مردم شیراز سفره شب یلدای خود را به شکلی مجلل و رنگین، مشابه سفره نوروز، میچینند. در این سفره، توازن مزاجها رعایت میشود؛ مرکبات و هندوانه برای افراد سردمزاج و خرما و رنگینک برای افراد گرممزاج در نظر گرفته میشود.
تأکید بر حافظخوانی: از آنجا که شیراز خاستگاه حافظ است، حافظخوانی جزء جدانشدنی و پررنگترین بخش مراسم یلدا برای شیرازیها است و احتمالاً این رسم مبارک از این شهر به سایر نقاط کشور رواج یافته است.
فال کُلوک: یکی از رسوم خاص این منطقه بهویژه میان بانوان، آیین فال کُلوک است. کُلوک در واقع کوزهای بزرگ با دهانه گشاد است. هر فردی که نیت کرده، نشانهای خاص خود را داخل کوزه میاندازد. سپس یک دختربچه نشانه را بیرون آورده و فردی دیگر، با خواندن ترانههای محلی یا غزلی از دیوان حافظ، نتیجه فال را برای صاحب نشانه تعبیر میکند.
فال سوزن و گردوخوری در همدان
مردم همدان در شب یلدا رسم خاصی به نام فال سوزن دارند. در این مراسم، همه حاضران دور اتاق جمع میشوند و یک پیرزن به صورت متوالی شروع به خواندن شعر میکند. پس از پایان هر شعر، یک دختربچه بر روی یک پارچه نو (آب ندیده و نبریده) سوزن میزند. مهمانها به ترتیب نشستن، شعر خوانده شده را فال خود تلقی میکنند.

همچنین در مناطقی مانند تویسرکان و ملایر، گردو، کشمش و مویز از اجزای اصلی سفره یلدا محسوب میشوند. در شهر آجین، رسم بر این است که خانواده داماد برای دختری که نامزد اوست، طبقهای میوه و تنقلات ویژه یلدا را به خانه عروس میبرند.
شب چله و دلمهخوری در کردستان
کردها شب یلدا را به زبان محلی «شهوی چله» میخوانند. در شهر سنندج، رسم است که اکثر خانوادهها برای پذیرایی از میهمانان، حتماً غذای دلمه و نان سنگک تدارک میبینند و این غذاها به عنوان نمادهای سنتی سفره یلدا در این شهر درآمدهاند.
نقلاندازی و میوههای جنگلی در گلستان
گلستانیها در شب یلدا دور کرسی جمع شده و به نقلاندازی میپردازند؛ که همان متلگویی یا تعریف داستانهای شفاهی و حکایتهای کهن برای سرگرم کردن جمع است. سفره یلدای آنها با میوههای باغی و جنگلی مانند پرتقال، لیمو، وَلیک (زالزالک) و کُندُس رنگین میشود و شیرینیهایی نظیر مَت و کَسمَک نیز زینتبخش شبنشینی آنهاست.
شب چَره و پیشبینی هوا در قزوین
مردم قزوین به میوههای سرخرنگ سفره یلدا شبچَره میگویند و معتقدند که خوردن آن شگون دارد و به زمستان برکت میدهد. سبزیپلو و ماهی دودی نیز غذای مخصوص این شب است.

مادربزرگهای قزوینی بر اساس باورهای عامیانه میگویند: اگر در این شب ننه سرما گریه کند، باران میبارد؛ اگر پنبههای لحافش بیرون بریزد، برف میآید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود، تگرگ میریزد. همچنین، خانواده داماد برای نوعروس خود، «خونچه چله» میفرستند که شامل پارچه، جواهر، کله قند و هفت نوع میوه است.
آوکونوس و فال پوست هندوانه در گیلان
هندوانه و سلامتی: گیلانیها اعتقاد ویژهای به هندوانه دارند و میگویند کسی که در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان در برابر سرما مقاوم خواهد شد.
آوکونوس: یکی از خوردنیهای رایج شب یلدا در گیلان، آوکونوس است که از ترکیب «آو» (آب) و «کونوس» (ازگیل) به دست میآید. ازگیلها را در پاییز درون خمرهای پر از آب و کمی نمک ریخته و درب آن را محکم میبندند. خمره را بیرون از اتاق میگذارند تا ازگیل پس از مدتی آبدار و خوشمزه شود. این خوراکی را با گلپر و نمک میخورند و معمولاً تا اوایل بهار در دسترس است.
طبق یلدا و ماهی سفید: خانواده داماد برای نوعروس خود طبقی از میوه، خوراکی و تنقلات تزئین میکنند. در مرکز این طبق، یک ماهی سفید بزرگ خام و تازه قرار میدهند که با سبزیجات تزئین شده است. آنها معتقدند این طبق نماد خیر و برکت و فراوانی در زندگی زوج، و همچنین سلامتی و باروری عروس است.
فال پوست هندوانه: در میان برخی مردم و جوانان دم بخت، رسم است که در شب یلدا فال «هندانه پوس» (پوست هندوانه) میگیرند. پوست هندوانه را به چهار قسمت طولی تقسیم کرده و هر چهار قسمت را به پشت سر خود میاندازند. اگر دو قاچ سبز و دو قاچ سفید بیفتد، نیت فرد حد وسط است. سبزی پوست نشانه خوبی و سفیدی آن نشانه بدی نیت فرد تعبیر میشود.

«شو اول قارّه» و خوراکیهای مقوی
شب یلدا در مناطق لرنشین با آداب ویژهای برگزار میشود و آن را «شو اول قارّه» (شب شروع سرمای شدید) مینامند. در این شب، لرها تنقلاتی محلی و مقوی از ترکیب گندم، شاهدانه، کنجد و گردو تهیه میکنند. مهمترین خوراک این شب، گندم شیره است؛ برای تهیه آن، گندم را در شیره خیسانده، با زردچوبه و نمک مخلوط میکنند و سپس روی ساج برشته مینمایند. در نهایت، این خوراکی را با بادام، گردو، کشمش، سیاهدانه و کنجد تزئین کرده و میل میکنند.
شالاندازی و آواز شب یلدا
یکی از جذابترین مراسمهای «شو اول قارّه»، رسم شالاندازی است. در این رسم، بچهها و گاه جوانان به پشت بام همسایهها میروند و شال یا چادری را از بام آویزان کرده و همزمان با صدای بلند، شعرهای سنتی شب یلدا را میخوانند:
اِمشو اول قارّه / خیر دِ هونَت بواره (امشب اول یلداست / خیر از خانهات ببارد)
نون و پنیر و شیره / کیخا هونَت نمیره (نان و پنیر و شیره / کدخدای خانهات نمیرد)
همسایه نیز با شنیدن آواز، در شال آویزان شده، کمی آجیل، شیرینی، گندم برشته، شاهدانه و میوه میگذارد. کودکان پس از دریافت سهم خود، برای تشکر چند بیت اول شعر را تکرار کرده و به سمت خانه بعدی میروند.

آداب «چیلله قارپیزی» در آذربایجان شرقی
هندوانه و سهم چله: مردم آذربایجان شرقی به هندوانه شب یلدا «چیلله قارپیزی» میگویند و معتقدند با خوردن آن، بدنشان در برابر لرز و سرمای زمستان مقاوم میشود. در طول دوران نامزدی، خانواده داماد خوانچهای مزین شامل سهم عروس از چله را به منزل نوعروس میبرند. همچنین در نخستین سال ازدواج، پدر عروس قبل از غروب آفتاب، سهم چله دختر و دامادش را که شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یک قواره پیراهن، کفش و چادر است، برای آنها میفرستد.
حفظ میوه و آداب کلامی: در گذشته، که رفت و آمد در زمستان دشوار بود، مردم از اواخر تابستان هندوانه و خربزه را در تورهای مخصوص میگذاشتند و از سقف آویزان میکردند یا در کاه میخواباندند تا برای یلدا سالم بمانند. غذاهای مرسوم این شب شامل برنج، مرغ و آش شیر است. بزرگ خانواده هنگام بریدن هندوانه جملهای به رسم شگون میگوید: «قادا بلامیزی بو گئجه کسدوخ» (بلایای خودمان را امروز بریدیم) تا میمنت و تبرک را به جمع اضافه کند.
باور چلهها: زنان در این منطقه معتقدند که نباید تا پایان چله کوچک (پایان بهمن)، خانهتکانی کنند، زیرا این کار باعث نفرین شدن از طرف چلهها میشود.
متلگویی و «کاسه بهره» در کهگیلویه و بویراحمد
متلگویی بزرگان: در این منطقه، اعضای فامیل دور هم جمع میشوند تا پیرترین فرد خانواده برایشان «مَتیل» بگوید. متیلها داستانهای افسانهای و طولانی هستند که به صورت شفاهی حفظ شده و سینه به سینه نقل شدهاند.
آشهای برفی: به نیت بارش برف و سپیدی زمستان، مردم آشهای محلی مانند شیربرنج و دووا میپزند. دووا (نوعی آش دوغ) را در ظرفهای بسیار بزرگ میپزند تا پاسخگوی جمعیت زیاد باشد. شام سنتی شب یلدا نیز شامل غذاهای محلی چون آش کارده، شله بادام و شله ماش است.
رسم کاسه بهره: یکی از رسوم اخلاقی و زیبای این منطقه، «کاسه بهره» است؛ به این معنا که غذای پختهشده شب یلدا را برای همسایگان فقیر و کمبضاعت نیز میفرستند تا در شادی جشن سهیم باشند.
داستان قارون و شمشهای طلا در کرمان
شب زندهداری برای برکت: حکایت شب یلدا در کرمان با داستانهای قدیمی و جذاب گره خورده است. کرمانیها در این شب تا صبح بیدار میمانند و این شبزندهداری دلیل جالبی دارد: آنها معتقدند در این شب، قارون (فرد ثروتمند اساطیری) به شکل یک هیزمشکن با پشتهای هیزم بر پشت، به خانهها سرکشی میکند و به مردم هیزم میدهد. این هیزمها صبح روز بعد، به شمشهای طلا تبدیل میشوند و برای خانواده برکت و ثروت به ارمغان میآورند.
برای اطلاعات بیشتر درباره طرز تهیه موس هندوانه: دسر فوری یلدا یک کیک یخچالی خوشرنگ و آسان به این مطلب مراجعه کنید.

آداب و رسوم شب یلدا برای عروس: هدیه «شب چلهای» و «خوانچه»
شب یلدا برای تازهعروسها و خانوادههایی که بهتازگی وصلت کردهاند، شیرینی و اهمیت ویژهای دارد، چرا که در این شب، رسمی دلنشین و دیرینه مختص به آنان برگزار میشود. این رسم بدین شکل است که خانواده داماد با تدارک هدایای ارزشمند و زیبا، به نیت مهمانی و دیدار به خانه عروس میروند و متقابلاً، خانواده عروس نیز خود را برای پذیرایی از خانواده داماد آماده میکنند.
خوانچه (طبق) در شهرستانها
در بسیاری از شهرستانها و مناطق سنتی، مراسم شب چلهای عروس همچنان به شیوه قدیم اجرا میشود. هدایای تهیهشده در سینیهای بزرگ و تزئینشدهای به نام طبق یا خوانچه چله چیده میشوند. زنان خانواده داماد طبقها را بر روی سر قرار داده و با ساز و آواز و شور و نشاط راهی منزل عروس میشوند تا این هدایا را به او تقدیم کنند.
تغییرات در شهرهای بزرگ
هرچند در شهرهای بزرگ، مراسم شب یلدایی عروس مانند گذشتههای دور اجرا نمیشود، اما بسیاری از خانوادهها همچنان این سنت زیبا را حفظ کردهاند. در این شهرها، طبقهای سنتی جای خود را به سبدهای چوبی تزئینشده، صندوقچههای مدرن، و بستهبندیهای شیک دادهاند، اما اصل رسم (بردن هدیه در شب یلدا) همچنان به عنوان یک سنت زیبا و پیونددهنده پابرجا باقی مانده است.

هدیههای شب یلدا برای عروس و سنتهای مرتبط
رسم هدیه دادن به عروس در شب یلدا دارای ریشهای مشترک و دیرینه است و اصول کلی آن در اکثر مناطق یکسان باقی مانده است، هرچند بسته به فرهنگ محلی، هدایا و آیینها میتوانند تفاوتهایی داشته باشند.
- میوهها و آجیلهای تزئینشده: همیشه جزو ثابت هدایای شب یلدا هستند و جلوهای رنگین به سفره هدیه میبخشند.
- نقل، شیرینی و کلهقند: نماد برکت و شیرینی زندگی، بخش جداییناپذیر طبق محسوب میشوند.
- پارچهای خوشرنگ و شاد: قوارهای پارچه برای عروس، نشانه خوشبینی و آرزوی زندگی رنگارنگ است.
- لباس زمستانی، کفش و کیف: هدایایی کاربردی که در روزگار قدیم و امروز همچنان رایج است.
- قطعهای طلا: نماد ارزش و محبت خانوادهها برای عروس.
- دیوان حافظ: گاهی به منظور آرامش و معنویت، در طبق قرار داده میشود.
- هدیه نقدی: در صورتی که با سلیقه عروس آشنایی کامل نباشد یا نیاز خاصی داشته باشد، جایگزین مناسبی است.
نحوه تزئین هدایا، نقش بسیار مهمی در انتقال مهر و محبت بین خانوادهها دارد. زیبایی و ظرافت تزئین معمولاً با ابزارهایی مانند توریها، پارچههای رنگی و روبانها انجام میشود. رنگ قرمز، که نماد شب یلداست، بخش قابل توجهی از تزئینات را به خود اختصاص میدهد و جلوهای ویژه به هدایا میبخشد.
شب یلدا در دیگر نقاط جهان
جالب است بدانید که پدیده انقلاب زمستانی در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته میشود. تحقیقات نشان میدهد هرگاه مردمان توانستهاند به نحوه حرکت خورشید پی ببرند، یک تقویم خورشیدی وضع کرده و جایگاه ویژهای برای طولانیترین شب سال قائل شدهاند.
شب یلدا در افغانستان
افغانستان در گذشته بخشی از قلمرو فرهنگی ایران بوده است و به همین دلیل آیینهای کهن در آن ریشه دواندهاند. در برخی تقویمهای ایران باستان، سال نو از یکم دیماه به دلیل زایش خورشید آغاز میشد.

این گاهشماری هنوز هم در مناطقی مانند پامیر و ولایت بدخشان (که عمدتاً تاجیکنشین هستند و به فارسی صحبت میکنند) رایج است. مردم بدخشان مراسم شب یلدا را تقریباً شبیه به مردم ایران و با گرد هم آمدن خانوادهها برگزار میکنند.
شب یلدا در تاجیکستان
تاجیکستان به عنوان یکی از کشورهای فارسیزبان در آسیای میانه، جشن یلدا در آنجا بسیار رواج دارد. تاجیکها در این شب نان شیرینیهایی به شکل حیوانات تهیه کرده و میخورند. در برخی روستاها، رسوم عجیبی برای دور کردن سرما و نیروهای اهریمنی انجام میشود؛ از جمله پر کردن جدار پنجرهها با پوستین، آویزان کردن چرم از سقف، و پاشیدن گندم در حیاط خانه. فالگیری و پیشبینی آینده نیز جزء لاینفک مراسم شب یلدا در این کشور است.
شب یلدا در ادبیات و شعر فارسی
شب یلدا همواره یکی از موضوعات محبوب شاعران فارسیزبان بوده است و در اشعار آنها هم بهصورت استعاره و هم بهعنوان تشبیه به کار رفته است. شاعران، شب یلدا را گاه به بلندی و سیاهی گیسوی معشوق تشبیه کردهاند و گاه روز را نماد روشنی و امید دانستهاند. سعدی و حافظ بیش از دیگران درباره این شب سخن گفتهاند.
سعدی
سعدی شب یلدا را در اشعار خود با لحنی عاشقانه و گاهی اندوهناک توصیف میکند:
- «بر آی، ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد / که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم»
- «شب فراق تو هر شب که هست یلداییست / خلاص بخش خدایا! همه اسیران را»
- «روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف / گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست»
حافظ
حافظ نیز شب یلدا را با ظلمت و تاریکی و روز را با نور و امید پیوند میدهد:
- «صحبت حکام ظلمت شب یلداست / نور ز خورشید خواه بو که بر آید»
دیگر شاعران
- صائب تبریزی: «آهِ ما رعناترست از آهِ ماتم دیدگان / آنچنان کز جمله شبها شب یلدا یکی است»
- قاآنی: به طنز در دیوان خود میگوید: «هنرت چیست جز این ریش که گویی به مثل / شب یلدا بود از بس که درازست و سیاه؟»
- سلمان ساوجی: «شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری / که من روزی نمیبینم، خود این شبهای یلدا را»
- محتشم کاشانی: «شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست / گریههای سحرم را اثری پیدا نیست»
- ناصرخسرو: با طعنه میگوید: «قندیل فروزی به شب قدر به مسجد / مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا»
این اشعار نشان میدهند که شب یلدا نهتنها بلندترین شب سال بلکه نمادی فرهنگی و ادبی از تاریکی، انتظار و امید در ادبیات فارسی بوده است.

کلام آخر
شب یلدا، فراتر از یک شبنشینی ساده، حلقهای است که پیوند عمیق ما را با تاریخ، اسطورهها و نجوم باستان حفظ میکند. از روایت کهن پیروزی نور بر ظلمت و تولد ایزد مهر تا سنتهای زیبای فال حافظ، شاهنامهخوانی، و سفرههای سرخرنگ، هر بخش از این آیین حامل پیام مهمی از امید، محبت و قدردانی از نعمات طبیعت است. در شب یلدا ۱۴۰۴، وظیفه ماست که این میراث هفت هزار ساله را گرامی بداریم؛ با جمع شدن دور هم، نه تنها طولانیترین شب سال را جشن میگیریم، بلکه با انتقال این سنتها و داستانهای فراموششده به نسلهای آینده، تضمین میکنیم که این چراغ روشنِ فرهنگ ایرانی برای همیشه پرفروغ باقی بماند.








