چرا در خیابانهای ژاپن خبری از سطل زباله نیست؟
ژاپن به عنوان یکی از پاکیزهترین کشورهای جهان شناخته میشود؛ اما نکتهی عجیب اینجاست که وقتی در خیابانهای توکیو یا کیوتو قدم میزنید، تقریباً هیچ سطل زبالهای در سطح شهر نمیبینید! این تضاد میان نبودِ سطل آشغال و تمیزی خیرهکننده معابر، برای بسیاری از گردشگران یک معمای بزرگ است. برخلاف اکثر شهرهای بزرگ دنیا که وجود سطلهای زباله در هر گوشه الزامی است، ژاپنیها فرهنگ متفاوتی را دنبال میکنند که ریشه در تاریخ و مسئولیتپذیری اجتماعی آنها دارد. در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا راز این خیابانهای پاکیزه و دلایل حذف سطلهای زباله از سطح شهرهای ژاپن را بررسی کنیم.

معمای خیابانهای بدون سطل زباله؛ چرا ژاپنیها آشغالهایشان را به خانه میبرند؟
شاید تصویر هواداران ژاپنی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه را به خاطر داشته باشید؛ لحظاتی پس از یک شکست تلخ، در حالی که اشک میریختند، با کیسههای آبیرنگ تمام زبالههای سکوها را جمع کردند. همان زمان، بازیکنانشان رختکنی را تحویل دادند که از روز اول هم درخشانتر بود و تنها یک یادداشت «سپاسگزاریم» به جای گذاشتند. فیفا این حرکت را یک الگوی جهانی نامید، اما برای ژاپنیها، این نه یک نمایش، بلکه تکرار سادهی زندگی روزمره در توکیو و کیوتو بود.
در ژاپن، شما به ندرت رفتگری را در حال کار میبینید، اما خیابانها آینه هستند. ریشهی این معجزه به نیمکتهای مدرسه برمیگردد؛ جایی که دانشآموزان در کنار معلمانشان، سرویسهای بهداشتی را میشویند تا درونی کنند که «مسئولیتپذیری» فراتر از یک شعار است. این وسواسِ پاکیزگی، ریشه در آیینهای کهن «شینتو» دارد؛ باوری که در آن غبارروبی نوعی نیایش و آلودگی، نشانهی بدشانسی و ناپاکی روان است.
البته این نظم، یک جنبهی تاریخی و امنیتی هم دارد. پس از حملهی هولناک با گاز سارین در متروی توکیو، دولت برای جلوگیری از پنهان کردن مواد خطرناک، سطلهای زباله را جمعآوری کرد. از آن زمان، فرهنگ «زبالهات را به خانه ببر» با قوانین سختگیرانهی محلی گره خورد. در اینجا، تمیزی مرز میان یک «شهروند محترم» و یک «فرد مخل نظم» است. در نگاه ژاپنی، حتی اشیاء هم روح دارند و دور ریختن آنها، نه یک عمل فیزیکی، که یک آیین اخلاقی است.

مدرسه یا پادگان نظافت؟ چرا در مدارس ژاپن خبری از ناظم و سرایدار نیست؟
در ژاپن، نظافت یک واحد درسی غیررسمی اما حیاتی است. زمانی که معلم اعلام میکند ردیف اول مسئول جارو زدن و ردیف آخر مسئول شستن سرویسهای بهداشتی است، کسی اعتراض نمیکند. این آیین روزانه که به آن «گاکو سوجی» میگویند، ستون فقرات نظام آموزشی این کشور است. جالب است بدانید در اکثر مدارس ژاپن، شغلی به نام «سرایدار» یا نظافتچی وجود ندارد؛ نه به دلیل صرفهجویی در بودجه، بلکه به این خاطر که دولت معتقد است محیط زندگی را باید خودِ ساکنانش حفظ کنند.
نظافت؛ تمرینِ عملیِ شهروندی در نگاه ژاپنیها، مسئولیتپذیری یک مفهوم تئوری نیست که در کتابها خوانده شود، بلکه تجربهای است که با لمس آب و جارو به دست میآید. وقتی کودکی ۱۲ سال تمام، کلاسی را که در آن درس خوانده تمیز میکند، در بزرگسالی پیادهرو، پارک و حتی استادیوم فوتبال را «خانهی خود» میبیند.

چیکا هایاشی، مترجم ژاپنی، در این باره میگوید: «شاید همیشه از نظافت لذت نمیبردیم، اما یاد گرفتیم که مسئولیت فضایی که اشغال کردهایم، بر عهده خودمان است.»
مرز میان پاکی و آلودگی (اوواباکی) داستان از همان بدو ورود به مدرسه شروع میشود؛ جایی که دانشآموزان کفشهای بیرون را با کفشهای مخصوص داخل ساختمان (اوواباکی) عوض میکنند. این حرکت ساده، اولین درس عملی برای درک تفاوت میان «دنیای بیرون» و «حریم پاکیزه داخل» است.
کسی که سالها شستن توالتهای مدرسه را تجربه کرده و یاد گرفته که حتی ردپایش را مدیریت کند، هرگز نمیتواند زبالهای را بیتفاوت در خیابان رها کند. برای این کودکان، تمیزی شهر ادامه نظم شخصیشان است؛ به همین دلیل است که هوادار ژاپنی در جام جهانی، به طور غریزی کیسه زباله به دست میگیرد، چون او این کار را نه برای دوربینها، که برای آرامش روح خودش انجام میدهد.
برای اطلاعات بیشتر درباره امنترین کشورهای جهان برای سفر در سال ۲۰۲۶ به این مطلب مراجعه کنید.
چرا ژاپنیها از کثیفی میترسند؟ سفری به ریشههای مذهبی و معنوی پاکیزگی
شگفتی دریانورد انگلیسی در قرن هفدهم در سال ۱۶۰۰ میلادی، وقتی ویلیام آدامز، اولین بریتانیایی، قدم به خاک ژاپن گذاشت، با تمدنی روبهرو شد که از نظر بهداشت قرنها از اروپا جلوتر بود. در حالی که لندن و پاریس در میان بوی تعفن و بیماری طاعون غرق بودند، آدامز در خاطراتش (که در کتاب سامورایی ویلیام نقل شده) از اشرافزادگانی نوشت که عاشق حمامهای بخار و سیستمهای پیشرفتهی دفع فاضلاب بودند. برای ژاپنیهای آن زمان، دیدن اروپاییهایی که به نظافت شخصی اهمیت نمیدادند، تصویری وحشتناک و غیرقابلهضم بود!
شینتو؛ نبرد با انرژیهای منفی (کِگاره) ریشهی این وسواس را باید در آیین «شینتو»، مذهب بومی ژاپن جستوجو کرد. در این آیین، مفهومی به نام «کِگاره» وجود دارد؛ آلودگی مرموزی که فراتر از کثیفی ظاهری است. کگاره شامل بیماری، مرگ و حتی افکار منفی است که میتواند برای کل جامعه بدشانسی بیاورد. به همین دلیل است که ژاپنیها پیش از ورود به معبد، دست و دهان خود را میشویند و حتی برای پاک کردن ماشینهای نو از انرژیهای منفی، به سراغ راهب و چوبدستیِ تطهیر میروند. در واقع، آنها با هر بار تمیز کردن، در حال دور کردن بلا از زندگی خود هستند.

ذنبودیسم؛ جارو کردن به مثابهی مراقبه با نفوذ بودیسم و بهویژه مکتب «ذن»، نظافت از یک عمل فیزیکی به یک تمرین روحانی تبدیل شد. در منطق ذن، کارهایی مثل شستن ظروف یا جارو کردن پیادهرو، کارهای پستی نیستند؛ بلکه نوعی مدیتیشن و حضور در لحظهاند. راهبان معتقدند: «وقتی غبار را از محیط میزدایید، در واقع در حال پاکسازی روح خود هستید.» این نگاه موشکافانه را میتوان در «مراسم چای» دید؛ جایی که اگر حتی ذرهای غبار در گوشهای تاریک از اتاق پیدا شود، میزبان از نظر اخلاقی شایستهی نام «استاد چای» نخواهد بود. برای یک ژاپنی، تمیزی محیط، آینهی تمامنمای نظم درونی و سلامت روان اوست.
ترس و مسئولیت؛ چطور یک حملهی تروریستی سطلهای زباله را از توکیو حذف کرد؟
زخمی که به یک فرهنگ تبدیل شد اگر در توکیو یک بطری نوشیدنی بخرید، احتمالاً مجبور خواهید بود کیلومترها آن را با خود حمل کنید. دلیل این سختی، به سال ۱۹۹۵ بازمیگردد؛ سالی که فرقهی افراطی «اوم شینریکیو» با رها کردن بستههای مرگبار گاز سارین در متروی توکیو، فاجعهای انسانی آفرید. ۱۲ نفر جان باختند و هزاران نفر مصدوم شدند. از آنجا که عاملان جنایت از سطلهای زباله برای پنهان کردن بستههای سمی استفاده کرده بودند، دولت در یک تصمیم اضطراری، تقریباً تمام سطلهای عمومی را از سطح شهر جمعآوری کرد.
وقتی خیابانها به جای کثیف شدن، تمیزتر شدند! انتظار میرفت با حذف سطلها، خیابانها غرق در زباله شوند، اما اینجا ژاپن بود. دولت به جای بازگرداندن سطلها، مسئولیت را به خود مردم واگذار کرد. در واقع، دولت به جای «پنهان کردن» زبالهها در سطلهای عمومی، مدیریت آنها را به خانهها «منتقل» کرد.
قانون نانوشته: زبالهی تو، همراهِ تو امروزه در ژاپن، «زبالهات را با خودت ببر» فقط یک توصیه نیست، بلکه بخشی از هویت شهروندی است. بسیار عادی است که در کیف یک کارمند یا دانشآموز ژاپنی، کیسههای پلاستیکی مخصوص یا «زیپکیپهایی» برای نگهداری پوست شکلات یا دستمالکاغذی پیدا کنید. آنها آموختهاند که فضای عمومی، ملک شخصی کسی نیست که زبالهاش را در آن رها کند؛ بلکه امانتی است که باید پاکیزه به نفر بعدی تحویل داده شود. در ژاپن، نبودِ سطل زباله نه یک نقص، بلکه آزمونی روزانه برای سنجش وجدان اجتماعی است.

۱. وقتی همسایهها شما را زیر نظر دارند!
در ژاپن، دور ریختن زباله یک کار ساده نیست؛ یک مدیریت دقیق است. مردم باید زبالههایشان را به بیش از ۱۰ دسته مختلف (مثل پلاستیک، شیشه، کاغذ و…) تقسیم کنند. قوانین آنقدر جزئی هستند که مثلاً باید بطری آب را بشویید، برچسبش را بکنید و درِ آن را جداگانه دور بیندازید!
اما چه چیزی باعث میشود همه این قوانین سخت را رعایت کنند؟ جواب «فشار اجتماعی» است. در محلههای ژاپن، انجمنهای همسایگی بر کار هم نظارت میکنند. جالب است بدانید شهرداریها اجبار کردهاند که کیسههای زباله شفاف باشند؛ یعنی همسایهها دقیقاً میبینند شما چه چیزی را دور ریختهاید!
اگر اشتباهی کنید، مامور شهرداری زباله شما را نمیبرد و یک برچسب بزرگ قرمز روی آن میچسباند که یعنی: «قوانین رعایت نشده است!» آن کیسه همانجا جلوی در میماند تا تمام محله بفهمند فلان همسایه بینظمی کرده است. در ژاپن، «شرمندگی» جلوی همسایهها از هر جریمهای بدتر است. مردم قانون را رعایت میکنند چون دوست ندارند «همسایه بدی» باشند.
۲. ارتش داوطلبان: از کارمندان شیکپوش تا پدربزرگهای فعال
پاکیزگی ژاپن فقط به خاطر زباله نریختن مردم نیست؛ بلکه به خاطر کسانی است که داوطلبانه شهر را تمیز میکنند.
- کارمندان سحرخیز: هر روز صبح حدود ساعت هشت، کارمندان بانکها و شرکتهای بزرگ با لباسهای رسمی بیرون میآیند و قبل از شروع کار، پیادهروها و اطراف محل کارشان را جارو میزنند. کسی به آنها دستور نداده، اما آنها این کار را نشانه احترام به محلهشان میدانند.
- سربازان نقرهای: گروه دیگر، پدربزرگها و مادربزرگهای بازنشستهای هستند که به آنها «نیروی کار نقرهای» میگویند. این سالمندان با عشق و علاقه مسئولیت نظافت پارکها و معابر را بر عهده میگیرند. آنها نه برای پول، بلکه برای اینکه حس کنند هنوز برای جامعهشان مفید هستند، با دقت تمام حتی علفهای هرز بین سنگفرشها را هم پاک میکنند.
در واقع، تمیزی در ژاپن ترکیبی است از آموزش درست، نظارت همسایهها و عشق به محل زندگی.

معجزهی نظافتچیان ۷ دقیقهای؛ در ایستگاههای قطار توکیو
یکی از عجیبترین صحنههایی که میتوانید در ایستگاههای قطار توکیو ببینید، عملیاتی است که به آن «معجزهی ۷ دقیقهای» میگویند. وقتی قطارهای سریعالسیر (شینکانسن) به ایستگاه میرسند، تیمهای نظافت فقط ۷ دقیقه فرصت دارند تا کل قطار را برای مسافران بعدی آماده کنند. آنها در این زمان کوتاه، حدود ۱۰۰۰ صندلی را چک میکنند، تمام زبالهها را جمع میکنند، میزها را برق میاندازند و حتی جهت صندلیها را عوض میکنند. این هماهنگی و سرعت، بیشتر شبیه یک رقص گروهی است تا نظافت!
1. جنگ با رطوبت و میکروبها
ژاپن کشوری گرم و شرجی است؛ یعنی بهشت باکتریها و کپکها. به همین دلیل نظافت برای ژاپنیها فقط بحث زیبایی نیست، بلکه جنگ برای سلامتی است. جالب است بدانید در ژاپن حتی پول هم مستقیم دستبهدست نمیشود! در فروشگاهها یا تاکسیها، سینیهای کوچکی وجود دارد که پول را داخل آن میگذارید تا تماس فیزیکی و انتقال آلودگی به حداقل برسد. حتی اسکناسهایی که از عابربانک میگیرید معمولاً تمیز، صاف و بدون آلودگی هستند.
2. کارگاه ساختمانی یا آزمایشگاه؟
در بیشتر جای دنیا، ساختوساز یعنی سروصدا، خاک و شلوغی؛ اما در ژاپن ماجرا فرق میکند. کارگاههای ساختمانی آنها آنقدر تمیز و منظم است که باعث تعجب مهندسان خارجی میشود:
- دور ساختمانها را با پارچههای مخصوص میپوشانند تا حتی ذرهای گردوخاک به خیابان نرود.
- نمایشگرهایی نصب شده که لحظهبهلحظه میزان لرزش و صدای محیط را نشان میدهند تا مزاحمتی برای همسایهها ایجاد نشود.
- قبل از اینکه کامیونهای حمل خاک از کارگاه خارج شوند، چرخهایشان کاملاً شسته میشود تا آسفالت خیابان کثیف نشود.

3. اصلی به نام «مِیواکو»: مزاحم نشو!
تمام این سختگیریها ریشه در یک قانون اخلاقی به نام «Meiwaku» دارد. این قانون میگوید: «تحت هیچ شرایطی نباید برای دیگران مزاحمت ایجاد کنی.» چه با ریختن زباله، چه با صدای بلند و چه با گردوخاکِ ساختوساز. در ژاپن، رعایت حال دیگران بالاترین ارزش اجتماعی است.
راز ماری کوندو: ریشههایی هزارساله در اساطیر ژاپن؟
شاید نام «ماری کوندو» و متد معروف او برای نظمدهی به خانه را شنیده باشید. او دنیا را با یک سوال ساده تکان داد: «آیا این وسیله به شما حس خوب (شادی) میدهد؟» اگر پاسخ منفی است، باید با آن خداحافظی کنید؛ اما با یک شرط مهم: با احترام و قدردانی!
اما این نگاه ماری کوندو، صرفاً یک ترفند مدرن برای خانهداری نیست؛ بلکه ریشهای هزارساله در فرهنگ ژاپن دارد. در باورهای قدیمی این کشور، افسانهای به نام «تِسوکو-موگامی» وجود دارد. ژاپنیها معتقدند وقتی از یک شیء (مثل کیف، کفش، چتر یا حتی یک کاسه ساده) سالهای طولانی استفاده میکنید، آن شیء به مرور زمان صاحب «روح» میشود.
طبق این باور، اشیا بیجان نیستند؛ آنها شاهدان زندگی ما هستند. اگر با وسایلتان بدرفتاری کنید یا آنها را در میان گردوغبار و کثیفی رها کنید، در واقع روحِ آن شیء را آزردهاید. به همین دلیل است که یک ژاپنی وقتی کیفش را با وسواس تمیز میکند یا ابزار کارش را با دقت میچیند، در حال انجام یک کار اداری یا خدماتی نیست؛ او دارد به همراهِ زندگیاش احترام میگذارد.
حالا بهتر میتوانیم جمله معروف ماری کوندو را درک کنیم که میگوید: «قبل از دور انداختن یک لباس، بابت خدمتی که به شما کرده از او تشکر کنید.» شاید برای ما عجیب باشد که با یک پیراهن حرف بزنیم، اما برای یک ژاپنی، این تشکر نشانهی قدردانی از نقشی است که آن شیء در روزهای سخت و آسان زندگیاش ایفا کرده است. در این فرهنگ، نظافت و نظم یعنی احترام به روحی که در گوشه و کنار خانه در جریان است.

کلام آخر
در نهایت، باید گفت راز خیابانهای آینهای و نظمِ مثالزدنی ژاپن، در یک فرمول ساده اما عمیق نهفته است: «پاکیزگی نه یک وظیفه، بلکه یک آیین اخلاقی است.» از کودکی که توالت مدرسهاش را میشوید تا کارمندی که پیادهرو را جارو میزند و شهروندی که زبالهاش را تا خانه حمل میکند، همگی به یک اصل پایبندند: احترام به حریم دیگران و قدردانی از دنیای اطراف. ژاپن به ما ثابت میکند که برای داشتن کشوری زیبا، بیش از آنکه به سطلهای زباله و ماشینهای مکانیزه نیاز داشته باشیم، به تغییر نگاه در ذهنهایمان نیاز داریم؛ جایی که شهر را نه یک فضای غریبه، بلکه خانهی بزرگ خود بدانیم و باور کنیم که با پاک کردن غبار از محیط پیرامونمان، در واقع به روح و ذهن خود آرامش و شکوه میبخشیم.




