کوروش کبیر کیست؟
نام کوروش کبیر به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.
در ایران، روز ۷ آبان به عنوان روز کوروش بزرگ، گرامی داشته میشود. در این روز، مردم ایران، با حضور در آرامگاه کوروش کبیر، یاد و خاطره این بزرگمردرا گرامی میدارند.
کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیانگذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. در ۴۰ سالگی به پادشاهی رسید. او بهمدت ۳۰ سال (۵۵۹ تا ۵۲۹ ق.م.م) بر مناطق وسیعی از آسیا حکومت کرد.
سیسرون به استناد دینون، گزارش میدهد که کوروش در چهل سالگی شاه شد و ۳۰ سال سلطنت کرد. از آنجا که مرگ او در ۵۳۰ قبل از میلاد مسیح روی داد، در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد به دنیا آمده و در ۵۵۹ پیش از میلاد جانشین پدرش به عنوان شاه پارس شدهاست. هرودوت میگوید که کوروش با کاساندان، شاهزادهٔ هخامنشی ازدواج کرد و ۲ پسر بهنامهای کمبوجیهٔ دوم و بردیا داشت و صاحب سه دختر بود که ۲ تن آنها آتوسا، آرتیستونه نام داشتند و سومی احتمالاً رکسانا بود.
کوروش کبیر در تمام دوره هخامنشی نزد ایرانیان مظهر مردانگی و پهلوانی و سادهزيستی و سرفرازی بود. فتوحات بسیار و تاسیس نخستین امپراتوری پهناور و مستقل جهان، از جمله دلایل شهرت کوروش کبیر است.
تاسیس سلسله هخامنشی، شکست پادشاهی ماد، لیدی، بابل و قبایل سکاها از مهمترین دستاوردهای کوروش است.

تولد کوروش:
کوروش در حدود سالهای ۵۹۰ تا ۵۸۰ پیش از میلاد به دنیا آمد. بیشتر منابع باستانی محل تولد او را در ناحیه پارس یا ماد (در محدوده ایران امروزی) میدانند. زندگی نخستین او در پردهای از افسانهها فرو رفته است و اطلاعات دقیق تاریخی از آن دوره در دست نیست. با این حال، روایتهای یونانی، بهویژه نوشتههای هرودوت، نخستین تاریخنگار یونانی، بیان میکنند که کوروش فرزند کمبوجیه یکم، پادشاه پارس، و ماندانا، دختر آستیاگ، پادشاه ماد بوده است. این ازدواج، پیوندی میان دو دودمان مهم ایرانی به شمار میرفت و بعدها به کوروش مشروعیتی دوگانه بخشید؛ هم از تبار پارس و هم از خاندان ماد.
درباره دوران کودکی و جوانی کوروش نیز روایتهای گوناگونی وجود دارد. گفته میشود که او مدتی را در دربار آستیاگ، پدربزرگ مادریاش، سپری کرد. همین تجربه زندگی در میان نخبگان ماد، باعث شد که از نزدیک با ساختار حکومتی، سیاست و شیوه فرمانروایی آن زمان آشنا شود. طبق همین روایتها، بعدها همین آشنایی و شناخت از نظام مادها به او کمک کرد تا در زمان مناسب علیه آستیاگ قیام کند و بنیان امپراتوری هخامنشی را بگذارد.
در کتیبههای هخامنشی نیز از او به عنوان شاه انشان (ناحیه مهم ایلامی در ایران باستان) و پسر کمبوجیه یاد شده است، که نشاندهنده قدرت و جایگاه خانوادگی او پیش از تأسیس امپراتوری است.
زندگی شخصی، همسر و فرزندان کوروش کبیر
همسر کوروش
بر پایه نوشتههای هرودوت و کتسیاس، کوروش با آمیتیس دختر آستیاگ، آخرین پادشاه ماد، ازدواج کرد. این ازدواج پس از پیروزی کوروش بر مادها انجام شد و هدفش تقویت مشروعیت او در میان اقوام مادی بود. گفته میشود آمیتیس زنی باهوش و با نفوذ بوده و در اداره دربار و ایجاد روابط میان مادها و پارسها نقشی مؤثر داشته است. برخی روایتها نیز از همسری دیگر به نام کاساندان یاد میکنند که او را نجیبزادهای پارسی و محبوبترین همسر کوروش دانستهاند. کاساندان از خاندان هخامنشی بود و پس از مرگش، کوروش عزای عمومی در سراسر امپراتوری اعلام کرد؛ موضوعی که در الواح بابلی نیز ذکر شده است.
فرزندان کوروش
کوروش و کاساندان صاحب چند فرزند بودند که نام برخی از آنان در منابع تاریخی آمده است:
کمبوجیه دوم: جانشین کوروش و دومین پادشاه هخامنشی که پس از مرگ پدر بر تخت نشست و مصر را فتح کرد.
بردیا: پسر دیگر کوروش که سرنوشتش مبهم است؛ داریوش بزرگ در کتیبه بیستون میگوید که او بهدست برادرش کمبوجیه کشته شد، در حالی که برخی روایتها او را قربانی توطئههای درباری میدانند.
دو دختر نیز برای کوروش ذکر شدهاند؛ آتوسا و روکسانا. آتوسا بعدها با داریوش بزرگ ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه نامدار ایران شد.

منشور کوروش، اولین اعلامیه حقوق بشر:
یکی از مهمترین و مشهورترین آثار مرتبط با کوروش، «منشور کوروش» است که در موزه بریتانیا نگهداری میشود. این استوانه گلی، به دلیل محتوای مترقی آن که شامل احترام به حقوق مذهبی و قومی مردمان مغلوب میشود، از سوی برخی از به عنوان اولین سند حقوق بشر معرفی شده است. این منشور بهویژه به عنوان مدرکی از احترام کوروش به عقاید و فرهنگهای مختلف تلقی میشود.
اما اغلب محققان مدرن، منشور کوروش را از منظر تاریخ نقد کرده و معتقدند که این سند، با تعاریف امروزی حقوق بشر تفاوت دارد. آنها تاکید دارند که آنچه کوروش در منشور خود مطرح کرده، بیشتر به تضمین وحدت و آرامش در امپراتوری خود برمیگردد تا یک بیانیه جهانی حقوق بشر.
کوروش در این لوح مانند دیگران فاتحان از فتوحات خود میگوید و این نوشته جنبه تبلیغاتی دارد. در ترجمهای که ناسیونالیستها از آن به دست دادهاند چنین میخوانیم:
«من بردهداری را برانداختم. به بدبختیهای آنان [مردم بابِل] پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.»
این ترجمه علنا در مفاهیم دست برده و آن را به نفع ایدئولوژی خود تحریف میکند. قیاس آن با ترجمههای معتبر عمق فاجعه را نشان میدهد.
اینکه کوروش به قومی که به سرزمین آنها حمله کرده، اجازه پرستش خدایان خود را داد نکتهای کاملا طبیعی است که حتی کشورگشایان بسیار خشنی، چون چنگیزخان و تیمور لنگ نیز انجام میدادند. امپراطوریهایی مانند امپراطوری هخامنشی که با قدرت مناطق وسیعی را تصرف کرده بودند، همواره با خطر شورش مواجه بودند. پادشاه در مرکز اسکان داشت و اگر منطقهای شورش میکرد باید سپاهیان را جمع میکرد و برای مقابله مثلا از اکباتان راهی نینوا میشد.
سفری که بسیار طولانی بود و در نبود پادشاه خطر کودتا و برکناری وی توسط نجبا و بزرگان نیز میرفت. بنابرین کشورگشایان بزرگ طوری با مردم سرزمینهای اشغالی رفتار میکردند که خطر شورش به کمترین حد خود برسد. آزادی پرستش خدایان محلی نیز توسط کوروش به همین منظور داده شده بود.
مهمترین اقدامات کوروش کبیر در زمان سلطنت:
کوروش، اولین امپراتوری بزرگ جهان را تأسیس کرد که بر پایههای صلح بنا نهاده شده بود. وی به پیروان ادیان مختلف، آزادی مذهبی داد. کوروش، معابد ویرانشده را بازسازی کرد.
همچنین سیستمهای اداری و قضایی جدیدی را در امپراتوری خود ایجاد کرد. کوروش، یهودیان را که توسط بختنصر، پادشاه بابل، به اسارت گرفته شده بودند، آزاد کرد و به آنها اجازه داد تا به سرزمین خود بازگردند.برده داری را برانداخت.
کوروش با استراتژی هوشمندانه و رهبری قوی توانست امپراتوری هخامنشی را گسترش دهد و آن را به یکی از بزرگترین امپراتوریهای تاریخ تبدیل کند.
یکی از موفقیتهای بزرگ کوروش، تسلط او بر فنون جنگی و مذاکره بود. او به شیوههای نوینی از مدیریت امپراتوری و تصرف سرزمینها پرداخت و این امر باعث شد که امپراتوری هخامنشی به یک امپراتوری بسیار قوی و پیشرو تبدیل شود.
در حکومت کوروش، حقوق شهروندی، حقوق انسانی، و حقوق ملکی به افراد تضمین شد و او به عنوان یکی از نخستین سران در تاریخ شناخته میشود که از اصول حقوق بشر پیروی کرده است.

-
شورش علیه مادها و تأسیس امپراتوری، نبرد با آستیاگ و فتح هگمتانه
- به قدرت رسیدن کوروش با شورش علیه آستیاگ آغاز شد. بهگزارش سالنامه بابلی، او در ۵۵۳ پیش از میلاد در قامت شاه انشان به سرپیچی از شاه ماد دست زد و پس از چند سال نبرد سرانجام در ۵۵۰ پیش از میلاد هگمتانه (اکباتان) – پایتخت مادها – را تصرف کرد. برخی روایتها میگویند کوروش پس از پیروزی، آستیاگ را زنده نگه داشت و حتی خواهر او، آمیتیس، را به همسری برگزید تا مشروعیت خود را در میان مادها تثبیت کند.
-
ساخت پاسارگاد؛ نخستین پایتخت هخامنشی
- در محل پیروزی بر ماد، کوروش شهری جدید به نام پاسارگاد بنا کرد که به عنوان پایتخت آیینی و نمونه معماری هخامنشی شناخته میشود. پاسارگاد دارای کاخها، باغها و آرامگاهی منسوب به کوروش است. یونسکو این مجموعه ۱۶۰ هکتاری را «نخستین پایتخت دودمانی امپراتوری هخامنشی» مینامد که بناها و باغهای آن نمونه آشکاری از هنر و معماری دوران اولیه هخامنشی و نشانی از احترام به تنوع فرهنگی مردمان تحت حاکمیت است.
-
فتوحات بزرگ: از لیدیه تا بابل، فتح لیدیه و آسیای کوچک
- پس از تثبیت قدرت در ایران، کوروش در دهه ۵۴۰ پیش از میلاد به سمت غرب حرکت کرد. به روایت هرودوت، کروزوس، شاه ثروتمند لیدیه، به تلافی براندازی آستیاگ به کوروش حمله کرد، اما نبرد نخست به تساوی انجامید.
- کوروش با تعقیب سپاه لیدیه در زمستان و بهرهگیری از شترها برای پراکندهکردن سوارهنظام دشمن، در نبرد تیمبرا پیروز شد و پایتخت لیدیه یعنی سارد را پس از محاصرهای چهارده روزه تسخیر کرد. در روایتهای مشهور گفته میشود کوروش پس از پیروزی، کرویسوس را بخشید و او را به مشاور خود بدل کرد. با این حال برخی پژوهشگران معتقدند این بخشش ممکن است افسانه باشد و کرویسوس در واقع اعدام شده باشد.
-
فتح بابل و صدور منشور کوروش
- آخرین و مهمترین فتح کوروش، حمله به امپراتوری نوبابلی بود. در ۵۳۹ پیش از میلاد نیروهای او ابتدا شهر استراتژیک اوپیس در کرانه دجله را فتح کردند و سپس بدون مقاومت جدی وارد بابل شدند؛ منابع بابلی میگویند مردم شهر از او استقبال کردند. لوح سفالی موسوم به استوانه کوروش که در بنیادهای دیوار بابل پیدا شده، گزارش بابلی از این واقعه است و شرح میدهد که چگونه ماردوک، خدای بابل، کوروش را به عنوان پادشاه جهان برگزید و او را وارد بابل کرد.
-
فتوحات بزرگ: از لیدیه تا بابل، فتح لیدیه و آسیای کوچک
- پس از تثبیت قدرت در ایران، کوروش در دهه ۵۴۰ پیش از میلاد به سمت غرب حرکت کرد. به روایت هرودوت، کروزوس، شاه ثروتمند لیدیه، به تلافی براندازی آستیاگ به کوروش حمله کرد، اما نبرد نخست به تساوی انجامید.
- کوروش با تعقیب سپاه لیدیه در زمستان و بهرهگیری از شترها برای پراکندهکردن سوارهنظام دشمن، در نبرد تیمبرا پیروز شد و پایتخت لیدیه یعنی سارد را پس از محاصرهای چهارده روزه تسخیر کرد. در روایتهای مشهور گفته میشود کوروش پس از پیروزی، کرویسوس را بخشید و او را به مشاور خود بدل کرد. با این حال برخی پژوهشگران معتقدند این بخشش ممکن است افسانه باشد و کرویسوس در واقع اعدام شده باشد.
-
فتح بابل و صدور منشور کوروش
- آخرین و مهمترین فتح کوروش، حمله به امپراتوری نوبابلی بود. در ۵۳۹ پیش از میلاد نیروهای او ابتدا شهر استراتژیک اوپیس در کرانه دجله را فتح کردند و سپس بدون مقاومت جدی وارد بابل شدند؛ منابع بابلی میگویند مردم شهر از او استقبال کردند. لوح سفالی موسوم به استوانه کوروش که در بنیادهای دیوار بابل پیدا شده، گزارش بابلی از این واقعه است و شرح میدهد که چگونه ماردوک، خدای بابل، کوروش را به عنوان پادشاه جهان برگزید و او را وارد بابل کرد.
-
سیاست و مدیریت کوروش، دستگاه حکومت و ساتراپها
- امپراتوری هخامنشی وسیعترین قلمرو زمان خود بود و اداره آن نیازمند نوآوریهای سیاسی بود. کوروش برای کنترل این قلمرو گسترده ساتراپها – فرمانداران ایالتی – را منصوب و آنان را مسئول جمعآوری مالیات و حفظ نظم در هر استان کرد. هسته حکومت مرکزی وفاداری ساتراپها به شاه و اجرای قوانین مالیاتی بود. کوروش همچنین با ایجاد سیستم پست و راههای شاهی، ارتباط میان پایتخت و ایالتها را برقرار کرد.
-
تسامح دینی و فرهنگی
- کوروش در حکمرانی خود سیاست مدارا را در پیش گرفت. او اجازه میداد ساختارهای اداری و نخبگان محلی در جای خود باقی بمانند، آداب و اعتقادات مردمان حفظ شود و حتی به خدایان بومی احترام میگذاشت. استوانه کوروش نشان میدهد که او در بابل مجسمههای خدایان را به معابد بازگرداند و اعلام کرد که مردم باید آزادانه خدای خود را بپرستند. پژوهشهای جدید نیز نشان میدهد که کوروش احتمالاً زرتشتی نبوده و مانند بسیاری از ایرانیان آن زمان چندخدایی را دنبال میکرد؛ او برای راضیکردن مردم هر سرزمینی، به خدایان آن سرزمین ادای احترام میکرد.
-
شهرت به عدالت و حقوق بشر
- در کنار فتوحات، کوروش به دلیل رویکرد انسانیاش نیز ستوده شده است. منابع بابلی او را «آزادکننده» خواندهاند. استوانه کوروش که آزادی مردم و بازگشت خدایان را اعلام میکند، توسط بسیاری از پژوهشگران به عنوان سندی از سیاست بازگرداندن تبعیدیان و احترام به حقوق اقوام مختلف تفسیر شده است.

مرگ و آرامگاه
مرگ کوروش مانند تولدش در هاله ابهام است. بر پایه گزارشهای هرودوت و کتسیاس، او احتمالاً در حدود ۵۳۰ پیش از میلاد در نبردی با قبایل سکایی یا اقوام شرقی ایران کشته شد؛ البته گزنفون، فیلسوف و مورخ یونانی معتقد است که کوروش مرگ طبیعی داشته است. هرودوت معتقد است که کوروش توسط ملکه تومیریس کشته شده است.
آرامگاه کوروش بنایی ساده اما باشکوه است؛ بر سکویی چندطبقه قرار دارد و توسط یونسکو به عنوان بخشی از میراث جهانی پاسارگاد ثبت شده است. به روایت مورخان، پس از مرگ، پیکر او با جواهرات و سلاحهایش در این آرامگاه دفن و پسرش کمبوجیه دوم جانشین او شد.
کوروش کبیر، یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ ایران و جهان است. او فردی شجاع، عادل و نیکوکار بود که توانست امپراتوری بزرگی را در ایران ایجاد کند و زمینهساز توسعه و پیشرفت ایران در دورانهای بعدی شد. نام کوروش کبیر، هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ، بر سر زبانهاست.
در این روز، مراسمهای مختلفی، مانند سخنرانی، شعرخوانی، و اجرای موسیقی، در پاسارگاد برگزار میشود. همچنین، مردم ایران، در سایر نقاط کشور، با برگزاری مراسمهای مختلف، یاد کوروش کبیر را گرامی میدارند.
کوروش کبیر، نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای مردم جهان، یک نماد امید و آزادی است. وی نشان داد که چگونه میتوان با صلح و مدارا، به یک امپراتوری بزرگ و قدرتمند دست یافت.



