آموزش زبان انگلیسی به کودکان
بهترین انیمیشنها برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان
آموزش زبان انگلیسی به کودکان
آموزش زبان انگلیسی به کودکان به کمک کارتون، مزیتهای بیشماری دارد و در مجموع باعث میشود که مراحل یادگیری سادهتر، ماندگارتر و دلچسبتر پیش برود. اصولا بچهها از دیدن چندباره یک کارتون لذت میبرند. همین تکرارها نوعی تمرین محسوب میشود و بدون اینکه احساس کنند در فرآیند پیچیده یادگیری هستند، زبان انگلیسی را یاد میگیرند.
ازآنجاییکه ذهن کودکان تمرکز زیادی بر روی بازی و همچنین انیمیشن دارد، یادگیری زبان انگلیسی به کودکان از طریق انیمیشن بهترین راه است.
فهرست محتوا:
- سگهای نگهبان (PAW Patrol )
- لئو (Leo)
- داستان اسباببازی (Toy Story)
- خرسهای مهربون (The Care Bears)
- زندگی یک حشره (A Bug’s Life)
- شگفتانگیزان (The Incredibles)
- اژدهای آرزو (Wish Dragon)
- انیمیشن درون و بیرون
- شرک (Shrek)
- در جستجوی نمو (Finding Nemo)
- رفقای بد (The Bad Guys)
- ماشینها (Cars)
مزایای آموزش زبان انگلیسی به کودکان از طریق کارتون:
انیمیشن و بازی تاثیر بسیار زیادی روی کودک دارد و او را تا ساعتهای طولانی بدون خستگی سرگرم میکند. حالا فرض کنید بخواهید زبان انگلیسی را به وسیله انیمیشن های جذاب آموزشی به فرزندتان نشان دهید. قطعا این روشها بسیار تاثیرگذار هستند و پس از مدتی میتوانید نتیجه این اقدام را ببینید.
با انیمیشن انگلیسی علاوه بر یاددادن زبان به کودک، آنها را برای ساعتی سرگرم یک تفریح سالم و آموزنده میکنید.
با تماشای انیمیشنهای انگلیسی، کودک کاربرد زبان انگلیسی در موقعیتهای مختلف را یاد میگیرد. همچنین با تلفظ درست کلمات نیز آشنا میشود. ازاینرو میتوان گفت آموزش زبان انگلیسی برای کودکان از طریق انیمیشن بهترین روش است.
طبق تحقیقات انجام شده، کودکان در برابر بزرگسالان سرعت بیشتری برای یادگیری دارند. ازاینرو تماشای فیلم و انیمیشن به کودک زبان انگلیسی را میآموزد بهطوریکه بعد از مدتی کودک بهراحتی مانند یک کودک انگلیسیزبان صحبت میکند و میشنود.
یکی دیگر از مزایای انیمیشنهای انگلیسی برای کودکان، آشناکردن آنها با فرهنگهای مختلف است. این گونه کودک با عقاید و طرز فکر مردم در تمام دنیا آشنا شده و قدرت درک و تفکر او پرورش میابد.
اگر شناختی نسبی از زبان انگلیسی دارید، آموزش مقدماتی آن به کودکان چندان چالشبرانگیز نیست و میتوانید خودتان با کمک ویدیوهای آموزشی، با آنها کار کنید.پس از اینکه، کودک به درکی نسبی از این زبان جدید رسید. بهتر است که به سراغ انیمیشنهایی بروید که برای او جذابیت بیشتری دارند. میتوانید برایش انیمیشنهای مختلف، حتی با دوبله فارسی پخش کنید و ببینید به کدام علاقهی بیشتری نشان میدهد. مثلا آقا پسرها معمولا به مجموعه «ماشینها» علاقهی زیادی دارند. از اینجا به بعد، راهنمایی و نظارت شما هم نقشی کلیدی دارد. شما باید این انیمیشن را به زبان انگلیسی پخش، و سعی کنید رفته رفته کلمات و اصطلاحات آن را به کودک یاد دهید.
با توجه به جذابیت این آثار، کودکان هم خوششان میآید که جملات شخصیتها را با همان ادا و اصول تکرار کنند. میتوانید انیمیشن را بخشبخش کنید، کلمات جدید را به او آموزش دهید یا حتی بخواهید که دیالوگها را تکرار کند. مسلما اگر این آموزشها با جایزه همراه باشد، تاثیرگذارتر خواهد بود. تا حد ممکن، کودک را در این فضا نگه دارید و او را تشویق کنید که خجالت نکشد، تمرکز کند و واژهها و جملات را یاد بگیرد.
تکرار این پروسه، به کودک کمک میکند تا زبان خود را تقویت کند و از همین کودکی، گوشش با زبان انگلیسی آشنا باشد. فیلم و انیمیشن شاید به تنهایی کافی نباشد اما محرک خوبی است، خصوصا اگر بتوانید قلق فرزندتان را پیدا کنید و ببینید چه چیزی بیشتر روی او جواب میدهد. در ضمن! خودتان هم میتوانید در این مسیر، زبان یاد بگیرید و پا به پای کودکتان پیش بروید.
انیمیشن های مناسب آموزش زبان برای کودکان:

سگهای نگهبان (PAW Patrol ): انیمیشن سینمایی «سگهای نگهبان: فیلم بزرگ» گزینهی ایدهآلی خواهد بود. این انیمیشن با بودجهی ناچیز 30 میلیون دلاری، به فروش حیرتانگیز 205 میلیون دلاری رسید و هر کودکی را مجذوب خود میکند. قصه حول محور ماجراجوییهای اعضای محبوب گروه گشت پنجهای جریان دارد که قدرتهای فراطبیعی بهدست میآورند و یک گروه ابرقهرمانی تشکیل میدهند. «سگهای نگهبان: فیلم بزرگ» چندان خلاقانه نیست اما هر کودکی را راضی میکند وتشویق میشوند تا جملات آن را یاد بگیرند.

لئو (Leo) : انیمیشن حالخوبکنی است. ماجراها درباره یک سوسمار پیر به نام لئو (آدام سندلر) است که در کلاس پنجم مدرسهی فورت مایرز زندگی میکند. او یک روز از والدین میشنود که سوسمارها تنها 75 سال عمر میکنند. لئو که 74 ساله است، متوجه میشود که فاصلهی زیادی تا پایان زندگی ندارد و متاسفانه تا اینجا، آنطور که میخواست زندگی نکرده، دنیا را ندیده و آرزوهایش را هم دنبال نکرده است. هنگامی که معلم مدرسه عوض میشود و معلم جدید به بچهها اجازه میدهد تا لئو را آخر هفتهها به خانه ببرند، مسیر زندگی او تغییر پیدا میکند. «لئو» برای کودکان مناسبتر است اما مخاطب بزرگسال را هم سرگرم میکند.

داستان اسباببازی (Toy Story): بسیاری از کودکان نسل قبل، با «داستان اسباببازی» بود که اندکی انگلیسی یاد گرفتند. در آن روزها، ما که تاکنون انیمیشن سهبعدی ندیده بودیم، ناگهان به جهان اسباببازیهایی قدم میگذاشتیم که وقتی صاحبشان -اندی- حاضر نیست، جان میگیرند و زنده میشوند. وودی، گاوچرانی دوستداشتنی است که پس از ورود یک اسباببازی فضایی به نام باز لایتیر، موقعیتش به خطر میافتد اما دشمنی او با لایتیر در نهایت به دوستی ختم میشود. همهچیز در این انیمیشن، جادویی به نظر میرسید و هنوز هم حسوحال دیگری دارد.

خرسهای مهربون (The Care Bears): نخستین انیمیشنی بود که بر اساس این سری اسباببازی پرطرفدار ساخته شد و کودکان زیادی را با این مجموعه آشنا کرد. راوی قصه آقای چریوود (میکی رونی) است که یک یتیمخانه را اداره میکند. او یک شب، قصهی خرسهای مهربون را روایت میکند که در سرزمینی میان ابرها زندگی میکنند. هنگامی که نیکلاس، دستیار یک جادوگر، تصادفا یک روح شیطانی را فرا میخواند و شستشوی مغزی میشود و تصمیم میگیرد تا مهربانی را از جهان پاک کند، خرسها وارد عمل میشوند تا نیکلاس را نجات و این روح شیطانی را شکست دهند.

زندگی یک حشره (A Bug’s Life): زندگی یک حشره در روزهای اکران تا حد زیادی محبوب بود، به هر شکل در آن دوران، انیمیشنهای سهبعدی همچنان جدید به حساب میآمدند و همانطور که بالاتر هم اشاره ش، کودکان با «داستان اسباببازی» به استودیوی پیکسار علاقهمند شده بودند. با وجود این، زندگی یک حشره سریعا به دست فراموشی سپرده شد و این روزها کمتر پیش میآید که نام آن در کنار آثار شاخص پیکسار قرار بگیرد. این انیمیشن شاید حالا کمی منسوخ به نظر برسد اما به دلیل قصهی احساسی و خلاقیتهایی که در آن وجود دارد، هنوز هم تماشایی است و اتفاقا گزینهی بسیار مناسبی برای یادگیری زبان به حساب میآید.

شگفتانگیزان (The Incredibles): یک انیمیشن شگفتانگیز! ماجراها پیرامون خانوادهای اتفاق میافتد که همهی اعضای آن را ابرقهرمانان تشکیل میدهند و حالا با این قوانین جدید، آنها باید بازنشسته شوند و یک زندگی عادی را آغاز کنند. این سبک زندگی جدید برای پدر خانواده سختتر است و او آرزو دارد که دوباره به آقای شگفتانگیز تبدیل شود. یک روز، یک زن به نام میراژ (الیزابت پنا) به سراغ او میآید و جناب شگفتانگیز استخدام میشود تا با یک ربات فراری مبارزه کند و اینگونه است که خانوادهی شگفتانگیزان بار دیگر وارد میدان مبارزه میشود. «شگفتانگیزان» مانند دیگر ساختههای پیکسار، سرشار از لحظات اکشن مهیج است و علاوه بر کودکان، بزرگسالان هم میتوانند از آن کلمات جدید انگلیسی یاد بگیرند.

اژدهای آرزو (Wish Dragon): آنطور که باید دیده نشد اما یک انیمیشن مناسب آموزش زبان برای کودکان است. دین سانگ دوران کودکی خوبی را در کنار دوستش لینا وانگ سپری کرد تا اینکه خانوادهی دخترک به محلهی دیگر نقلمکان کردند و آنها از یکدیگر دور شدند. سالها بعد، دین سانگ حالا یک دانشجو است که به دلیل مشکلات مالی، مجبور شده برای یک شرکت حمل و نقل کار کند و کالاها و بستههای پستی را به مقصد برساند؛ او همچنان آرزو دارد که بار دیگر لینا وانگ را ببیند اما آیا امکانپذیر است؟ یک روز، دین با پیرمرد عجیبی روبهرو میشود که ادعا میکند خدا است، او به جای پول، به دین یک قوری چای میدهد که از قضا درون آن یک اژدها به نام لانگ زندگی میکند.این اژدها مانند غول چراغ جادو، میتواند آرزوها را برآورده کند. بنابراین دین سانگ از فرصت استفاده میکند تا بار دیگر با لینا ملاقات کند و در همین حین، با آدمهایی روبهرو میشود که میخواهند این قوری چای را به سرقت ببرند و صاحب اژدها شوند.

انیمیشن درون و بیرون: نه تنها یکی از بهترین ساختههای استودیوی پیکسار است بلکه از احساسات متناقض ما در دوران کودکی برداشت دقیقی ارائه میدهد و میتواند بزرگسالان و کودکان را به یک اندازه جذب کند. رایلی (کایل مکلاکلن) دختربچهای است که از خانهی دوران کودکیاش دور شده و حالا مجبور است که شروع تازهای داشته باشد. او باید به مدرسهی جدید برود، دوستان تازه پیدا و به زندگی در یک منطقهی متفاوت عادت کند. این تغییرات، احساسات دخترک را دستخوش تغییر میکند و این احساسات در قالب شخصیت عرضه شدهاند. ما شادی، غم، ترس، نفرت و البته خشم را داریم که هر کدامشان دخترک را به یک سمت هل میدهند.

شرک (Shrek): نه تنها یکی از مهمترین انیمیشنهای قرن بیستویکم است بلکه یکی از بهترین انیمیشنهای فانتزی تاریخ هم به حساب میآید. قصه دربارهی یک موجود سبزرنگ عجیبوغریب اما دوستداشتنی به نام شرک است که همراه با یک خر، پرنسس فیونا را از دستان یک اژدها نجات میدهد و آنها به تدریج عاشق یکدیگر میشوند. «شرک» جایزه اسکار بهترین انیمیشن را به خانه برد و در گیشه هم به موفقیت غیرمنتظرهای رسید. تفاوت «شرک» با آثار دیگر این است که در واقع یک پارودی از آثار فانتزی افسانهای فانتزی کلاسیک به حساب میآید و سازندگان به آثار قدیمی و مشهور دیزنی هم به شکلی محترمانه طعنه زدهاند.

در جستجوی نمو (Finding Nemo): با برداشت واقعگرایانه و غنی خود از اقیانوسها و زندگی زیر آب، سینمادوستان را حیرتزده کرد و به یکی از ماندگارترین انیمیشنهای قرن بیستویکم تبدیل شد. هنوز هم باورکردنی نیست که پیکسار در سال 2003 اقیانوسها را چنین رنگارنگ و پرجزئیات به تصویر کشیده است. مارلین (آلبرت بروکس) یک دلقکماهی است که همسر و تقریبا همهی فرزندانش توسط یک ماهی کوتر کشته میشوند. تنها کسی که جان سالم به در میبرد، نمو (لن دیجنرس) است و مارلین تصمیم میگیرد که همهی زندگی و انرژی خود را صرف محافظت از او کند. این مسئله باعث میشود که نمو آزادی نداشته باشد و اغلب عصبانی باشد، زیرا احساس میکند اجازهی انجام دادن هیچکاری را ندارد. هنگامی که یک حادثه باعث میشود که نمو به دام بیفتد و به منطقهی دیگری منتقل شود، مارلین شجاعانه آبهای آزاد را طی و با همکاری یک ماهی آبیرنگِ فراموشکار به نام دوری (لکساندر گلد) هرآنچه در توان دارد را به کار میگیرد تا فرزندش را پیدا کند و او را به خانه بازگرداند.

رفقای بد (The Bad Guys): انیمیشن رفقای بد یا همان بچههای بد (The Bad Guys) از آثار درجهیک اخیر استودیوی دریمورکس است که در آن امضاهای آثار سینمایی کلاسیک، فیلمهای پیرامون سرقت و مضامین رایج ژانر کودک به چشم میخورد. قصه دربارهی چند دوست خلافکار است که میخواهند بزرگترین سرقتِ زندگی خود را انجام دهند، کاری که آنها را با چالشهای اخلاقی و رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میکند. این انیمیشن هیجانانگیز ادعاهای فراوانی ندارد اما کودکان را هیجانزده میکند و یرای تقویت زبان هم کارآمد خواهد بود.

ماشینها (Cars): شاید در نگاه اول از انیمیشنهای ضعیف پیکسار به نظر برسد اما از نظر فروش محصولات جانبی -از لباس تا اسباببازی و ماگ و تابلو- یکی از موفقترین مجموعههای آنها است. قسمت اول که سال 2006 روی پرده رفت، جهانی را متصور میشود که در آن تنها ماشینها زندگی میکنند. داستان پیرامون لایتنینگ مککوئین (اوون ویلسون)، یک خودرو مسابقهای جوان و جاهطلب اتفاق میافتد که به دنبال موفقیت در مسابقات رانندگی است و جز این هدف، چیزی برایش اهمیت ندارد. لایتنینگ که قصد شرکت در مسابقات بعدی را دارد، در مسیر گم میشود و اتفاقی به شهری کوچک به نام رادیاتور اسپرینگز میرسد. لایتنینگ آنجا با شخصیتهای گوناگونی آشنا میشود، از جمله ماتر که یک یدککش سادهدل اما شلوغکار است، سالی، پورشه جوانی که وکیل شهر به حساب میآید و دکتر هادسن، یک خودروی هادسن هورنت پیر که خودش قبلا از قهرمانان جام پیستون بود اما در یک سانحهی تلخ آسیب دید و مجبور شد که بازنشسته شود.
کلام آخر: ذهن کودکان در سنین پایین آمادگی یادگیری دارد و خیلی زود میتوانند مسائل آموزشی را فرا بگیرند اما نباید فراموش کنیم که آنها دغدغه آموزش را ندارند. بنابراین ممکن است زمانی که در حال آموزش هستند، خیلی زود احساس خستگی کنند. پس باید روشی مناسب برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان به کمک کارتون در نظر بگیریم که هم خسته نشوند و هم لذت ببرند.تماشای کارتون و انیمیشنهایی که ریتمیک هستند و تصویرسازیهای فوقالعادهای را به کودکان نشان میدهند، باعث میشود آنها نسبت به دیدن کارتون علاقه نشان بدهند و بخواهند که قصه آن کارتون را همراه با شخصیتهای مورد علاقهشان پیگیری کنند.







