معرفی کتاب «خلق رفتارهای ماندگار؛ تبدیل شدن به فردی که دوست دارید باشید»
معرفی کتاب «خلق رفتارهای ماندگار؛ تبدیل شدن به فردی که دوست دارید باشید»
بسیاری از ما، هر سال، با کولهباری از اهداف و انگیزههای نو، تصمیم میگیریم که زندگی خود را متحول سازیم. ما برای «شنبههای بهتر» یا «شروع از ماه آینده» برنامهریزی میکنیم، اما اغلب اوقات، قبل از آنکه این تغییرات جدید به بخشی پایدار از زندگی ما تبدیل شوند، ناگهان در میانههای راه محو میشوند و ما به نقطهی شروع باز میگردیم. آیا ضعف در این تلاشها نشاندهندهی کمبود اراده، یا نقص در شخصیت ماست؟
دکتر مارشال گلداسمیت، نویسنده برجسته این کتاب «خلق رفتارهای ماندگار؛ تبدیل شدن به فردی که دوست دارید باشید»، پاسخی متفاوت ارائه میدهد و مشکل را نه در خودمان، بلکه در روشهای ناکارآمد تغییر رفتار میداند.
در این مقاله از مجله ویانامگ، به معرفی کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» (Triggers) اثر مارشال گلداسمیت و مارک رایتر میپردازیم؛ کتابی که فاش میکند چرا تغییرات ما دائمی نیستند و چگونه میتوانیم کنترل خود را بر زندگی روزمره بازیابیم.

چگونه تبدیل به فردی شوید که دوست دارید باشید؟
مشکل اصلی اغلب افراد، ندانستن هدف نیست، بلکه ناتوانی در پل زدن میان «آن کسی که میخواهیم باشیم» و «آن کسی که در عمل هستیم» است. این شکاف مداوم میان آرمان و عمل، منبع اصلی احساس گناه و افسوس درونی است.
گلداسمیت وعده یک مسیر ساده و کوتاهمدت را برای تغییر نمیدهد، بلکه یک روش درست و یک سیستم پایدار برای پیگیری این مسیر را ارائه میکند. او تاکید دارد که شکستهای قبلی در ایجاد تغییر، نه لزوماً نشاندهنده نقص در ذات فرد، بلکه نشانگر نقص در رویکرد و روش مورد استفاده بوده است.
یکی از نکات عمیق کتاب، استفاده از حس پشیمانی (Regret) به عنوان یک اهرم قدرتمند است. این کتاب ما را مجبور میکند که با افسوس خوردن بابت انتخابهای بهتعویق افتاده و استعدادهای ناپرورده روبرو شویم و به جای سرکوب این احساس، از آگاهی حاصل از آن به عنوان سوخت اولیه برای اقدام و ایجاد تغییرات ضروری در زندگی استفاده کنیم.
مفهوم محوری کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» که نام اصلی آن (Triggers) است، بر «محرکها» متمرکز است. محرکها به زبان ساده همان عوامل محیطی، مردمی، شرایط یا اتفاقات غیرمنتظرهای هستند که بدون آگاهی ما، ارادهمان را به تسخیر در میآورند و رفتارهای ما را شکل میدهند.
این عوامل بیرونی غالباً خارج از کنترل به نظر میرسند و باعث میشوند که ما خودمان را قربانی شرایط و اسیر سرنوشت تصور کنیم.
به عنوان مثال، هنگامی که محرکهای منفی متعددی از محیط اطراف به ما وارد میشوند-مانند دریافت یک خبر بد ناگهانی، فشار کاری غیرمنطقی، یا آشفته بودن فیزیکی محیط خانه-قویترین تصمیمات ما برای حفظ آرامش، سلامت یا نظم نیز از بین میروند و ما را وادار به واکنشهای تند یا رفتارهای ناسالم (مثل پناه بردن به غذای ناسالم) میکنند.
کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» یک راهنمای کوچینگ سطح بالا است که به ما میآموزد چگونه این نیروهای محیطی را شناسایی، پیشبینی و مدیریت کنیم تا بتوانیم یک تغییر مثبت و معنادار و از همه مهمتر، ماندگار در زندگیمان ایجاد کنیم.

معرفی کتاب «خلق رفتارهای ماندگار؛ تبدیل شدن به فردی که دوست دارید باشید»
محیط؛ نیرومندترین برانگیزاننده رفتار ما
گلداسمیت به طور قاطع استدلال میکند که محیط پیرامون ما، نیرومندترین سازوکار برانگیزنده در زندگی است و نقشی بسیار مهم در تعیین موفقیت یا شکست ما ایفا میکند.
این تحلیل نشان میدهد که بسیاری از رفتارهای نامطلوب ما نه از ضعف ذاتی، بلکه از تأثیر محرکهایی نشأت میگیرد که در جهت منافع ما عمل نمیکنند.
برای مثال، اگر فردی مصمم باشد که پس از اتمام کار روزانه به باشگاه ورزشی برود، فشار فرهنگی محیط کار برای ماندن دیروقت و قبول مسئولیتهای اضافی از سوی همکاران، تبدیل به یک محرک منفی میشود که در نهایت او را از تعهدش نسبت به سلامتی بازمیدارد.
مثالهای دیگری نیز در کتاب مطرح میشود؛ مثلاً زمانی که تصمیم میگیریم با فرزندان یا همسر خود صبورتر رفتار کنیم، اما مواجهه با صدای بلند تلویزیون، خانه به هم ریخته و گوشی مدام در حال ویبره، آرامش ما را به هم میریزد و اجرای رفتار خوشرو و صبورانه را تقریباً غیرممکن میسازد.
ما اغلب این شکستها را حوادثی تصادفی یا ناشی از بدشانسی میدانیم، در حالی که الگوی منظم این محرکها، کنترل ما بر رفتارمان را تصاحب کرده است. درک این مسئله اولین گام برای رهایی از این تصور غلط است.
فرآیند سهگانه مدیریت محرکها
اولین گام برای تغییر رفتار این است که واقعیت تأثیر شدید محرکهای محیطی بر اعمالمان را بپذیریم. این پذیرش، ما را از سرزنش بیپایان خود به دلیل «کمبود اراده» آزاد میکند، زیرا میفهمیم که مشکل در سیستم است، نه در شخصیت.
گلداسمیت برای مقابله مؤثر با این «غولهای محیطی»، یک استراتژی سهگانه را پیشنهاد میکند که فرد را از قربانی بودن به مهندس محیط خود تبدیل میکند.
مرحله اول حذف محرکهای منفی است؛ اگر تصمیم به تغذیه سالم گرفتهایم، باید محرک فیزیکی خوردن غذای ناسالم (مانند نگهداری پیتزای باقیمانده در یخچال) را حذف کنیم.
مرحله دوم پیشبینی محرکهای اجتنابناپذیر است؛ برای محرکهایی که نمیتوان آنها را حذف کرد، باید واکنش مناسب را از قبل برنامهریزی کرد.
اگر میدانید گوش دادن به پادکستهای سیاسی در صبح باعث عصبانیت شما میشود، باید پیشبینی کنید و به جای آن، یک پادکست آرامشبخش جایگزین کنید تا از واکنشهای تند و درگیریهای ناخواسته جلوگیری شود.
مرحله سوم جایگزینی محرکهای جدید و مثبت است، یعنی خلق سرنخهای محیطی که به طور خودکار ما را به سمت رفتارهای دلخواه هدایت میکنند.
افسوس؛ محرکی قدرتمند برای شروع تغییر
مارشال گلداسمیت دیدگاه سنتی مبنی بر اینکه نباید بابت گذشته افسوس خورد را به چالش میکشد. او معتقد است حسرت خوردن بابت انتخابهای بهتعویق افتاده، کوششهای نادیده گرفته شده و استعدادهای ناپرورده-که دوست داشتهایم در زندگی خود بروز دهیم اما امکانش فراهم نشده-یک هشدار حیاتی است.
بسیاری از افراد سعی میکنند این حس گزنده و آزارنده افسوس را سرکوب کنند یا با جملاتی مانند «تاسف خوردن بابت گذشته وقت تلف کردن است، من درسم را گرفتهام و حالا وقت حرکت به جلو است» با آن برخورد کنند.
اما گلداسمیت هشدار میدهد که این نادیده گرفتن، عامل اصلی تکرار همان الگوهای رفتاری شکستخورده در آینده است. او یک رویکرد جایگزین ارائه میدهد: ما باید افسوس را “در آغوش بگیریم” (البته نه بیش از حد) تا دلیل واقعی انحراف رفتاری خود را درک کنیم.
وقتی بدانیم دقیقاً از کدام فرصتهای نادیده گرفته شده پشیمانیم، این آگاهی تبدیل به یک محرک درونی قوی میشود که سوخت لازم برای شروع تمرینات پاسخگویی و ایجاد سیستمهای تغییر را فراهم میکند.

بخشی از کتاب «خلق رفتارهای ماندگار»: قدرت شش سوال روزانه
ابزار کلیدی: مدل پاسخگویی شخصی (Self-Accountability)
بزرگترین چالش پس از تصمیمگیری برای تغییر، حفظ ثبات و پاسخگویی در مواجهه با آشفتگیها و محرکهای محیطی است. گلداسمیت یک ابزار ساده و قدرتمند روزانه به نام «مدل شش سوال روزانه» ارائه میدهد که هدف آن جابجایی کانون توجه از نتایج بیرونی به تلاش درونی است.
هسته این مدل بر این اصل روانشناختی استوار است که چون نتایج بیرونی ما به شدت تحت تأثیر محرکهای غیرقابل پیشبینی محیط هستند، تمرکز بر آنها باعث دلسردی و رها کردن برنامه میشود.
به جای آن، فرد باید خود را بر اساس این معیار قضاوت کند: «آیا امروز بهترین تلاش خود را در این حوزه انجام دادم؟». از آنجایی که «تلاش» کاملاً در کنترل فرد است، حتی در صورت شکست در دستیابی به نتیجه مطلوب، فرد احساس قربانی بودن نمیکند و میتواند با تعهد کامل روز بعد را شروع کند.
مطالعه این بخش از کتاب، مانند شرکت در یک جلسه کوچینگ اختصاصی با برترین مربی مدیران ارشد جهان است. این مدل یک ابزار آگاهیبخش است که راهی روشن برای توسعه هر کسی که بخواهد تغییری مثبت و ماندگار در زندگیاش ایجاد کند، فراهم میکند.
شش سوال طلایی و اجبار به صداقت
چارچوب پاسخگویی روزانه گلداسمیت، شامل شش سوال ساده با پاسخ «بله یا خیر» است که ساختاری قابل تکرار و ساده برای بازتاب فعال بر رفتار فراهم میسازد.
این سوالات جنبههای حیاتی هدفگذاری، پیگیری، احساسات و روابط را پوشش میدهند. مکانیسم کلیدی این ابزار، اجبار فرد به روبرو شدن با واقعیت و جلوگیری از خودفریبی است.
گلداسمیت توضیح میدهد که اگر ما به ارزشی اعتقاد داریم (مثلاً متعهد به ورزش روزانه هستیم)، میتوانیم آن را در لیست سوالات بگذاریم و آن را اجرا کنیم؛ در غیر این صورت، باید واقعیت را پذیرفته و دست از فریب خود برداریم.
اگرچه این سوالات در ابتدا برای افزایش تعهد و درگیری مدیران عامل طراحی شدهاند، اما اصول اساسی آنها (مانند هدفگذاری روشن و ساخت روابط مثبت) جهانی بوده و به خوبی در تمام جنبههای زندگی فردی و حرفهای کاربرد دارند. این روش، یک سپر دفاعی قوی در برابر آشفتگیهای محیطی فراهم میکند.
پیادهسازی و استمرار برای خلق عادتهای ماندگار
موفقیت این مدل به اجرای روزانه و بدون وقفه آن بستگی دارد. تمرین بازتاب روزانه با استفاده از این شش سوال، خود یک «عادت اتمی» در سطح ذهنی محسوب میشود که قدرت تغییرات کوچک تجمعی را به کار میگیرد.
با تکرار مداوم این تمرین، فرد به طور خودکار نسبت به محرکهای اطراف خود حساس شده، آنها را پیشبینی میکند و رفتارهای جدید را تثبیت میسازد.
هدف نهایی کتاب فراتر از رسیدن به یک هدف خاص است؛ بلکه تبدیل شدن به شخصیتی است که آن رفتارها را به طور طبیعی و پایدار از خود بروز میدهد. هر بار که فرد به این سوالات پاسخ «بله» میدهد، در واقع، هویت و شخصیت جدیدی را که آرزویش را دارد، تأیید و تقویت میکند.
این مدل کاربردی تضمین میکند که تغییرات مثبت ما از طریق یک سیستم منظم و متمرکز بر تلاش، در برابر تلاطمهای محیطی مقاوم باقی بمانند و به خلق رفتارهای ماندگار منجر شوند.
شش پرسش روزانه مارشال گلداسمیت برای سنجش تعهد رفتاری
| شماره | سوال گلداسمیت (تلاش محور) | حوزه تمرکز | ارتباط با مدیریت محرکها |
| ۱ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای تعیین اهداف روشن انجام دادم؟ | وضوح مسیر | جلوگیری از سردرگمی و عدم تمرکز که نتیجه هجوم محرکهای محیطی است. |
| ۲ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای پیشرفت به سمت اهدافم انجام دادم؟ | اقدام عملی | مقابله با اهمالکاری و تنبلی که اغلب پس از رویارویی با محرکهای منفی رخ میدهد. |
| ۳ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای یافتن معنا انجام دادم؟ | انگیزه درونی | تقویت تابآوری در برابر شکستها و ناامیدیها (setbacks). |
| ۴ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای شاد بودن انجام دادم؟ | تنظیم وضعیت احساسی | کنترل واکنشهای احساسی سریع به محرکها (مانند عصبانیت در خانه یا کار). |
| ۵ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای ایجاد روابط مثبت انجام دادم؟ | تعاملات اجتماعی | مدیریت محرکهای ناشی از تعارضات بین فردی، که اغلب باعث از دست رفتن تمرکز میشوند. |
| ۶ | آیا امروز بهترین تلاش خود را برای متعهد بودن انجام دادم؟ | درگیری کامل و حضور | پرهیز از بیتفاوتی و اطمینان از حضور کامل در لحظه برای اجرای سیستم تغییر. |
دربارهی نویسنده و ناشر کتاب
مارشال گلداسمیت؛ مربی مدیران ارشد جهان
دکتر مارشال گلداسمیت به دلیل تخصصش در علوم رفتاری و کوچینگ مدیران عامل، به عنوان یکی از مورد احترامترین کارشناسان این حوزه در سطح جهانی شناخته میشود. مارشال گلدسمیت، متولد ۲۰ مارس ۱۹۴۹، مربی رهبری اجرایی و نویسنده ی آمریکایی است.
او دارای مدرک دکترا از دانشگاه UCLA است و سابقه تدریس در برنامه آموزش اجرایی مدرسه کسبوکار تاک در دارتموث را دارد. او همچنین یکی از بنیانگذاران شبکهای از مربیان اجرایی سطح بالا است که اعتبار علمی و عملی متدهای او را تأیید میکند.
اعتبار گلداسمیت در کوچینگ اجرایی نشان میدهد که رویکرد او نه بر انگیزههای لحظهای، بلکه بر راهکارهای اثباتشده در علوم رفتاری و سازمانی بنا شده است.
یکی دیگر از آثار مهم او، کتاب پرفروش بینالمللی «آنچه شما را به اینجا رسانده، شما را به آنجا نخواهد رساند» (What Got You Here Won’t Get You There) است که در آن ۲۰ عادت بازدارنده رفتاری را که مانع پیشرفت بیشتر افراد موفق میشوند، معرفی میکند.
این سوابق حرفهای، اعتماد به نفس و اطمینان مخاطب را نسبت به اثربخشی روشهای مطرح شده در کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» افزایش میدهد.
مارک رایتر و گستره مخاطبان کتاب
مارک رایتر به عنوان نویسنده همکار، در کنار گلداسمیت، در نگارش این کتاب همکاری کرده است. با وجود پسزمینه حرفهای گلداسمیت در کوچینگ مدیران ارشد، تاکید اصلی کتاب بر جهانشمول بودن مفاهیم آن است.
این کتاب صرفاً برای رهبران حوزه کسبوکار نوشته نشده است، بلکه برای هر فردی که میخواهد یک تغییر مثبت و معنادار در زندگی خود ایجاد کند، کارایی دارد.
مفاهیم محرکها، کنترل درونی و پاسخگویی شخصی، ابزارهایی هستند که به سازمانها در بهبود عملکرد و به افراد در تبدیل شدن به کسی که واقعاً میخواهند باشند، کمک میکنند.
در واقع، هدف این کتاب ارائه یک ابزار آگاهیبخش است که مدیران عامل را برای رهبری موفقتر هدایت میکند و همزمان به همه افراد جامعه کمک میکند تا کنترل خود را بر زندگی بازیابند. این جامعیت کاربرد، کتاب را به یک راهنمای توسعه فردی ضروری برای همه تبدیل میکند.
کلام آخر
در ایران، این اثر مهم توسط ناشران متخصص در حوزه توسعه فردی منتشر شده است. انتشارات آریانا قلم و انتشارات اندیشه احسان از جمله ناشرانی هستند که این کتاب را به بازار عرضه کردهاند.
انتشارات آریانا قلم به طور خاص در زمینه انتشار کتابهای توسعه فردی متمرکز و تخصصی فعالیت دارد. این انتخاب نشان میدهد که ترجمه و کیفیت محتوای منتشر شده، با استانداردهای بالای محتوای کاربردی و عمیق همخوانی دارد.
در نهایت، کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» این پیام را به ما میدهد که به جای اینکه هرسال منتظر یک «شنبه متفاوت» بمانیم یا دائماً خود را قربانی محرکهای محیطی بدانیم، میتوانیم کنترل را به دست بگیریم.
این کتاب با ارائه یک سیستم عملی و قابل اجرا، نقشه راه ماست تا با مدیریت محیط و تقویت پاسخگویی درونی، فردی شویم که در رؤیاهایمان دوست داشتیم باشیم.









