سد دفاعی دمای بدن ۳۷ درجه؛ تنها دلیلی که ما هنوز خوراک قارچها نشدهایم!
سد دفاعی دمای بدن ۳۷ درجه؛ تنها دلیلی که ما هنوز خوراک قارچها نشدهایم!
تا به حال فکر کردهاید که چرا بدن ما هزینهی سنگینی بابت سوختوساز بالا میپردازد تا دمای خود را دقیقاً روی ۳۷ درجه سانتیگراد حفظ کند؟ این عدد صرفاً یک ویژگی فیزیولوژیک ساده نیست؛ بلکه یک سد دفاعی استراتژیک در برابر تهاجم بیگانگان است. در دنیایی که هزاران گونه قارچ میکروسکوپی در انتظار فرصتی برای تجزیه بافتهای زنده هستند، دمای بدن انسان مانند یک «میدان مغناطیسی محافظ» عمل میکند که اجازه نمیدهد این مهمانان ناخوانده، ما را از درون به خاکستر تبدیل کنند. اگر این گرمای درونی نبود، بدن انسان به بهشتی برای رشد قارچها تبدیل میشد و ما در چشمبهمزدنی، به تسخیر این موجودات فرصتطلب درمیآمدیم.در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا بررسی کنیم چگونه تکامل، با انتخاب این دمای خاص، ما را از سرنوشتی ترسناک نجات داده است.

چرا دمای بدن ۳۷ درجه برای قارچها بنبستِ مرگ است؟
عدد ۳۷ روی نمایشگر دماسنج، برای اکثر ما نماد آرامش و تندرستی است؛ اما پشت این رقم ساده، یکی از گرانترین پروژههای مهندسی طبیعت نهفته است. بدن ما مانند نیروگاهی عمل میکند که بخش عظیمی از سوخت (غذا) خود را صرفاً برای حفظ این حرارت دائمی میسوزاند. اما چرا تکامل، ما را مثل خزندگان، ارزان و کممصرف طراحی نکرد تا با دمای محیط هماهنگ شویم؟ یا چرا با دمایی بالاتر، خود را به یک دژ نفوذناپذیر تبدیل نکردیم؟
پاسخ این معما، در یک «معامله زیستی» ظریف پنهان شده است. داستانی که از اشتباهات محاسباتی یک پزشک در قرن نوزدهم آغاز شده و به نبردی پنهان با ترسناکترین تجزیهکنندگان طبیعت ختم میشود. دمای ۳۷ درجه، دقیقاً همان نقطه طلایی است؛ جایی که بدن نه آنقدر سرد است که فرشِ قرمزی برای تهاجم قارچها پهن کند و نه آنقدر داغ که پروتئینهای حیاتی خود را ذوب نماید.
اما واقعیتِ تکاندهندهتر اینجاست که این استاندارد همیشگی، در حال فروپاشی است. در حالی که زمین هر روز داغتر میشود، آمارهای پزشکی نشان میدهند که بدن انسان مدرن در حال سرد شدن است.

میراثِ ووندرلیش؛ وقتی یک خطای قرن نوزدهمی به قانون جهانی تبدیل شد
همه چیز از سال ۱۸۶۸ میلادی در قلب آلمان آغاز شد. پزشک سختکوشی به نام «کارل راینهولد آگوست ووندرلیش»، دست به ماموریتی عظیم زد که پیش از آن سابقه نداشت. او با وسواسی کمنظیر، بیش از یک میلیون مرتبه دمای بدن ۲۵ هزار بیمار را ثبت کرد. نتیجهی این حجم غولآسا از دادهها، تولد کتابی بود که عدد ۳۷ درجه سانتیگراد را به عنوان امضای سلامت انسان در تاریخ پزشکی حک کرد. اگرچه ووندرلیش با هوشمندی نوسانات دمایی بدن در طول روز را کشف کرده بود، اما عددی که او به عنوان «استاندارد طلایی» معرفی کرد، روی ستونهایی لرزان بنا شده بود.
ابزاری که ووندرلیش از آن استفاده میکرد، دماسنجی جیوهای به طول ۳۰ سانتیمتر بود که بیشتر به یک خطکش شباهت داشت تا تجهیزات پزشکی دقیق. این دماسنجهای اولیه فاقد سیستمِ «تثبیت دما» بودند؛ یعنی به محض خروج از زیر بغل بیمار، سطح جیوه فروکش میکرد. این موضوع پزشک را ناچار میکرد تا در شرایطی دشوار و در حالی که ابزار هنوز به بدن بیمار چسبیده بود، عدد را بخواند که طبیعتاً با خطای دید همراه میشد.

علاوه بر این، تکنولوژی آن زمان بسیار کُند بود. بیماران ناچار بودند ۲۰ تا ۲۵ دقیقه با دماسنج زیر بغل خود کلنجار بروند تا جیوه به تعادل برسد. در این بازه زمانی طولانی، هر عاملی از جریان هوای سرد اتاق گرفته تا بیقراری بیمار، میتوانست دقت آزمایش را مخدوش کند. نکته نهایی و غافلگیرکننده اینجاست که بررسی دماسنجهای قدیمی او در «موزه موتر» فاش کرد که این ابزارها اساساً ۱.۵ تا ۲ درجه سانتیگراد بالاتر کالیبره شده بودند.
در واقع، استانداردی که جهان برای قرنها به آن اعتماد کرده بود، بیش از آنکه ریشه در واقعیت بیولوژیک داشته باشد، حاصل محدودیتهای فنی و ابزارهای خطای قرن نوزدهم بود. با این حال، تمام ماجرا به اشتباهات ووندرلیش ختم نمیشود؛ شواهد تکاندهندهای وجود دارد که ثابت میکند فیزیک بدن ما واقعاً در حال دگرگونی است.
از ۳۷ درجه به ۳۶.۶؛ تغییر عجیب فیزیک بدن انسان؛ چرا ما از اجدادمان سردتر شدهایم؟
بدنهایی که به خواب زمستانی میروند
آیا ما از نظر بیولوژیک با اجدادمان در قرن نوزدهم تفاوت داریم؟ پاسخ علم فیزیولوژی به این پرسش مثبت است. تحقیقات گسترده نشان میدهند که دمای بدن انسان مدرن به شکلی مستمر در حال کاهش است؛ به بیان سادهتر، ما در حال تبدیل شدن به موجوداتی «خنکتر» نسبت به گذشتگان خود هستیم.
رمزگشایی از کاهش دمای بدن در مطالعات استنفورد
پژوهشگران دانشگاه استنفورد با بررسی سه پایگاه دادهی عظیم تاریخی—از سربازان جنگ داخلی آمریکا تا بیماران دهه اخیر—به نتایج خیرهکنندهای دست یافتند. طبق این یافتهها، دمای بدن انسان در هر دهه حدود ۰.۰۳ درجه سانتیگراد افت کرده است. این یعنی مردانِ امروز حدود ۰.۶ درجه سانتیگراد خنکتر از اجداد خود در ۲۰۰ سال پیش هستند. اما چه چیزی کوره درونی ما را خاموش کرده است؟
دو عامل کلیدی در «سرد شدن بیولوژیک» ما:
۱. پایانِ دورانِ جنگهای التهابی: در قرن نوزدهم، زندگی با بیماریهای عفونی گره خورده بود. سل، مالاریا و حتی پوسیدگیهای سادهی دندان، سیستم ایمنی بدن را در وضعیت آمادهباش دائمی قرار میدادند. این نبرد مداوم باعث ترشح «سایتوکاینها» (پیامرسانهای پروتئینی التهابزا) میشد که مانند بنزین روی آتش متابولیسم عمل میکردند. امروزه به لطف آنتیبیوتیکها، واکسنها و بهداشت محیط، بدن ما از شر این «مالیات سنگین التهابی» خلاص شده و دیگر نیازی به روشن نگه داشتن کورهی متابولیک برای مقابله با عفونتهای مزمن ندارد.

۲. زندگی در حبابهای حرارتی: دومین دلیل، رفاهی است که تکنولوژی برای ما به ارمغان آورده است. ما امروزه در محیطهایی زندگی میکنیم که با سیستمهای گرمایشی و تهویه مطبوع، همیشه در حالت تعادل حرارتی هستند. بدن انسانِ مدرن دیگر مجبور نیست برای تولید گرما بجنگد یا برای خنک شدن انرژی مضاعف صرف کند. این «آسایش حرارتی» باعث کاهش نرخ متابولیسم پایه (RMR) شده است؛ وقتی انرژی کمتری میسوزانیم، طبیعتاً گرمای کمتری هم تولید میکنیم.
استاندارد جدید چیست؟
به نظر میرسد زمان آن رسیده که عدد ۳۷ درجه را به خاطرات بسپاریم. مطالعات جدید پیشنهاد میکنند که میانگین دمای «نرمال» برای انسان امروز، عددی در بازه ۳۶.۴ تا ۳۶.۶ درجه سانتیگراد است. ما سردتر شدهایم، اما این سرد شدن، بهایی است که برای زندگی در دنیایی تمیزتر، ایمنتر و راحتتر میپردازیم
سپرِ ضدِ قارچ؛ چرا بدن ما نباید سردتر شود؟
قارچها: شکارچیانِ خاموشِ دنیایِ سرد
با وجود اینکه بدن ما کمی خنکتر از قبل شده، اما همچنان در محدودهی ۳۷ درجه باقی مانده است. شاید بپرسید چرا تکامل اجازه نداد دمای بدن ما تا حد محیط (مثلاً ۲۵ درجه) پایین بیاید تا در مصرف انرژی صرفهجویی کنیم؟ پاسخ در نبردی پنهان با فرمانروایانِ بیصدایِ زمین نهفته است: قارچها.
روی زمین بیش از ۱.۵ میلیون گونه قارچ وجود دارد که با دقتی هولناک، گیاهان و حشرات را از پا در میآورند. اما نکتهی خیرهکننده اینجاست: از این ارتش میلیونی، تنها چند صد گونه راهی برای ورود به بدن انسان پیدا کردهاند. راز این مصونیت چیست؟ تبِ همیشگیِ ما. اکثر قارچها دماهای معتدل (۱۲ تا ۳۰ درجه) را دوست دارند و حرارتِ بالای بدن ما برای آنها حکم یک کوره مرگبار را دارد.

میدانِ نیرویِ ۳۷ درجه
دکتر «آرتورو کاسادوال» و «آویو برگمن» با معرفی نظریه «منطقه ممنوعه حرارتی» ثابت کردند که دمای ۳۷ درجه مانند یک سپر دفاعی نامرئی عمل میکند. این حرارت پیش از آنکه سیستم ایمنی ما حتی متوجه حضور دشمن شود، آنها را از بین میبرد. جالب است بدانید به ازای هر ۱ درجه افزایش دما، توانایی تکثیر ۶ درصد از قارچها به کل از بین میرود.
چرا ما وارثان زمین شدیم؟ (درس تاریخ از برخورد شهابسنگ)
این تئوری، یکی از بزرگترین رازهای تاریخ را فاش میکند: چرا پستانداران پس از نابودی دایناسورها حاکم زمین شدند؟
تصور کنید ۶۶ میلیون سال پیش، پس از برخورد آن شهابسنگ عظیم، زمین تاریک و سرد شد. با مرگ گیاهان، سیاره ما به یک توده عظیم از مواد در حال فساد تبدیل شد؛ بهشتِ مطلقِ قارچها. در آن دوران، یک «انفجار قارچی» تمام زمین را فرا گرفت.
خزندگان که خونسرد بودند، در آن سرمای استخوانسوز نتوانستند دمای بدنشان را بالا ببرند و احتمالاً پیش از آنکه از گرسنگی بمیرند، توسط عفونتهای قارچی از درون خورده شدند. اما پستانداران اولیه با «موتورخانههای گرمِ» درونیشان، از این فیلتر مرگبار گذشتند. ما امروز زندهایم و نفس میکشیم، چون اجدادمان به معنای واقعی کلمه «داغ» بودند.
لبهی پرتگاه بیولوژیک؛ چرا دمای بالاتر ما را از درون ذوب میکند؟
بازی با آتش در قلمرو آنزیمها
اگر حرارت بالا سلاح ما علیه قارچهاست، چرا تکامل دمای بدن را روی ۵۰ درجه تنظیم نکرد تا کاملاً نفوذناپذیر شویم؟ پاسخ ساده و در عین حال هولناک است: چون در آن دما، ما از درون از هم میپاشیم. بدن ما نه یک کوره سنگی، بلکه مجموعهای از ماشینآلات ظریف پروتئینی است که روی لبهی باریکِ «تعادل و نابودی» حرکت میکنند. ۳۷ درجه سانتیگراد، دقیقاً همان نقطهای است که حیات روی آن بندبازی میکند.
برای اطلاعات بیشتر درباره آشنایی با بزرگترین حیوانات تاریخ که تاکنون بر روی زمین زندگی کردهاند به این مطلب مراجعه کنید.

پروتئینها؛ ماشینهایی در مرز فروپاشی
تمام فعالیتهای حیاتی ما توسط پروتئینها مدیریت میشود. این مولکولها برای کار کردن باید شکلی سهبعدی و انعطافپذیر داشته باشند.
- در سرما: پروتئینها سفت و منجمد میشوند و چرخدندههای حیات از کار میافتد.
- در گرمای زیاد: پیوندهای مولکولی گسسته میشوند و پروتئین دچار «دناتوره شدن» یا همان تغییر شکلِ ویرانگر میگردد.
بسیاری از اجزای ضروری بدن ما دارای «پایداری حاشیهای» هستند؛ یعنی دقیقاً در مرزِ متلاشی شدن کار میکنند. برای مثال، هموگلوبین (حمال اکسیژن در خون) در دمایی کمی بالاتر از ۳۷ درجه، شروع به تغییر شکل و لخته شدن میکند. اگر تب شما به ۴۲ درجه برسد، سیستم اکسیژنرسانی عملاً فلج میشود.
وقتی نگهبانان بدن تسلیم میشوند
شاید ترسناکترین بخش، مربوط به پروتئین p53 باشد؛ «نگهبانِ ژنوم» که وظیفه دارد جلوی سرطانی شدن سلولها را بگیرد. این پروتئین به شدت به دما حساس است و در حرارت بالا ساختار خود را از دست میدهد. این یعنی تبِ شدید و طولانی، عملاً دژهای دفاعی ما در برابر سرطان را از کار میاندازد.
غشاهای سلولی: حبابهای چربی در دمای بحرانی
حتی پوستهی سلولهای ما (غشا) که ترکیبی از چربی و کلسترول است، برای این دمای خاص تنظیم شده است. غشای سلول باید در حالتی بماند که به آن «مایعِ منظم» میگویند؛ حالتی شبیه به روغن ولرم. در دمای ۳۷ درجه، این غشا نه آنقدر سفت است که راه ورود مواد مغذی را ببندد و نه آنقدر شُل که سلول متلاشی شود. ما دقیقاً در نقطهای ایستادهایم که پروتئینها در اوجِ کارایی هستند، بیآنکه اسکلتِ سلولی ما ذوب شود.

فرمول طلایی بقا؛ چرا ۳۶.۷ درجه، عددِ سرنوشتسازِ ماست؟
معاملهای در ترازوی تکامل
تا اینجا دریافتیم که دمای بدن ما حاصل کشمکش میان دو نیروی متضاد است. از یک طرف، بدن مایل است داغتر باشد تا قارچها را ریشهکن کند و سرعت واکنشهای زیستی را بالا ببرد؛ از سوی دیگر، تمایل دارد خنکتر بماند تا در مصرف انرژی صرفهجویی کرده و از فروپاشی پروتئینهای حساس جلوگیری کند.
دکتر «کاسادوال» و «برگمن» با استفاده از مدلسازیهای پیچیده ریاضی نشان دادند که نقطه تلاقیِ این دو فشار، یعنی جایی که «بیشترین امنیت» با «کمترین هزینه» بهدست میآید، دقیقاً روی عدد ۳۶.۷ درجه سانتیگراد قرار دارد. ما در واقع پاسخِ زندهی یک معادلهی سختِ ریاضی هستیم که طبیعت طی میلیونها سال آن را حل کرده است.
پرندگان؛ برندگانِ داغ اما گرسنه
البته انسان تنها راهکارِ طبیعت نیست. پرندگان مسیر متفاوتی را انتخاب کردهاند؛ دمای بدن آنها اغلب بین ۴۰ تا ۴۲ درجه است. این حرارتِ بالا، عضلات آنها را برای پروازهای سنگین آماده نگه میدارد و آنها را تقریباً در برابر تمام قارچهای زمین بیمه میکند. اما این امنیتِ مطلق، بهای گزافی دارد: گرسنگی ابدی. یک پرنده باید تقریباً تمام وقت خود را صرف خوردن کند تا سوختِ لازم برای این کوره پرمصرف را تأمین کند. اگر منبع غذایی آنها فقط مدت کوتاهی قطع شود، بدنشان به سرعت از کار میافتد.
استراتژی هوشمندانه انسان: مغز در برابر پرواز
انسان بهعنوان گونهای که برای بقا به «مغز بزرگ» خود متکی است نه بالهایش، مسیر میانهرو را برگزیده است. مغز ما به تنهایی بخش عظیمی از انرژی را مصرف میکند، بنابراین نمیتوانستیم مثل پرندگان یک سیستم گرمایشیِ فوقلوکس داشته باشیم. تکامل دمای ما را در نقطهای تنظیم کرد که:
۱. بهاندازهی کافی گرم باشد تا از تهاجم قارچها در امان بمانیم
2. بهاندازهی کافی خنک باشد تا در دوران قحطی و کمبود غذا، فوراً از پا در نیاییم.
در واقع، ما یک ماشینِ بهینه هستیم؛ نه آنقدر پرمصرف که همیشه در خطر گرسنگی باشیم و نه آنقدر سرد که طعمهی دنیای میکروسکوپی شویم.

کودتای حرارتی؛ چرا بدن گاهی علیه دمای بدن عدد ۳۷ درجه شورش میکند؟
تب: خروج موقت از مدار آسایش
اگر دمای ۳۷ درجه همان نقطه طلایی و ایدهآل است، پس چرا هنگام بیماری بدن ما داغ میشود؟ پاسخ اینجاست که تب یک نقص فنی نیست، بلکه یک استراتژی جنگی است. به محض اینکه سیستم ایمنی حضور یک بیگانه (باکتری یا ویروس) را شناسایی میکند، پیامی فوری به «هیپوتالاموس» میفرستد. هیپوتالاموس که در واقع ترموستات مرکزی مغز است، تصمیم میگیرد دمای استاندارد را موقتاً بالا ببرد. در این حالت، بدن با لرزیدن و منقبض کردن رگها، تلاش میکند تمام گرمای ممکن را درونی کرده و کوره را داغتر کند.
چرا بدن خود را به آتش میکشد؟
این افزایش دمای عمدی، دو هدف استراتژیک را دنبال میکند:
۱. ایجاد محیطی جهنمی برای دشمن: بسیاری از میکروبها و ویروسها در دماهای بالاتر از ۳۷ درجه قدرت تکثیر خود را از دست میدهند.
۲. شتابدهنده سیستم ایمنی: حرارت بالا مانند یک «توربوشارژ» عمل میکند و سرعت و کارایی سلولهای دفاعی را برای سرکوب مهاجمان به شدت افزایش میدهد.
قمار با پروتئینهای حیاتی
در حقیقت، تب یک «وضعیت اعلامجنگ» است. بدن آگاهانه این ریسک را میپذیرد که پروتئینهای حساس خود (مانند نگهبان ضدسرطان p53) را در معرض آسیب یا دگرگونی قرار دهد، تا از یک تهدید بزرگتر و فوریتر یعنی نابودی توسط عفونت جلوگیری کند. به همین دلیل است که پزشکان تبهای بسیار شدید یا طولانیمدت را خطرناک میدانند؛ چرا که در این حالت، گرمای میدان نبرد ممکن است پیش از دشمن، خودِ دژ (بدن) را ذوب کند.
در یک کلام، تب یعنی تعلیق موقت قراردادِ امنِ ۳۷ درجه برای نجات کل سیستم؛ تلاشی کنترلشده توسط مغز که پس از پایان نبرد، دوباره فرمان بازگشت به تعادل را صادر میکند.

چرا بدن ما ۳۷ درجه است؟ رازی که ما را از خورده شدن نجات داد!
شکافی که در حال بسته شدن است
به مدت ۶۶ میلیون سال، بقای ما در گرو یک اختلافِ دمای حیاتی بود: فاصله میان دنیای سردِ بیرون (با میانگین ۱۵ درجه) و کوره ۳۷ درجهای درونِ ما. این تضادِ حرارتی، مانند یک «شوک الکتریکی» عمل میکرد که هر قارچی به محض ورود به بدن ما، با آن مواجه و تار و مار میشد. اما امروز، این سپرِ نامرئی در حال فروپاشی است.
تغییرات اقلیمی: مدرسهای برای قارچهای قاتل
گرمایش جهانی فقط باعث ذوب شدن یخها نمیشود؛ بلکه در حال «آموزش دادن» به قارچهاست. با داغتر شدن تابستانها، قارچهای محیطی مجبور شدهاند برای زنده ماندن، تحملِ حرارتی خود را بالا ببرند. این یعنی مرزِ ایمنی ما هر روز کوچکتر میشود.
ظهور ناگهانی قارچ مقاوم و ترسناک «کاندیدا اوریس» (Candida auris) در سال ۲۰۰۹، زنگ خطری بود که جهان را تکان داد. دانشمندان معتقدند این اولین نمونه از قارچهایی است که توسط گرمایش زمین «تربیت» شده تا سد دفاعی ۳۷ درجه را بشکند. وقتی محیط بیرون داغ میشود، قارچها یاد میگیرند که در دمای بدن ما هم زنده بمانند؛ و این یعنی سلاح اصلی ما (گرمای ذاتی بدن) در حال بیاثر شدن است.
وقتی زمین داغ میشود و ما سرد!
یک اتفاق عجیب در حال رخ دادن است: در حالی که سیاره زمین گرمتر میشود، بدن انسانهای امروزی در حال سردتر شدن است! به دلیل بهداشت بیشتر و زندگی در خانههایی با کولر و بخاری، بدن ما دیگر نیازی به آن متابولیسم سنگین قدیم ندارد و میانگین دمای ما به حدود ۳۶.۶ درجه رسیده است. از طرف دیگر، گرمایش زمین در حال «تربیت کردن» قارچهاست. قارچها مجبور شدهاند با گرما سازگار شوند و حالا یاد گرفتهاند که در دماهای بالاتر هم زنده بمانند. این یعنی سپر دفاعی ۳۷ درجهای ما در حال تضعیف است و شکاف دمایی که میلیونها سال از ما محافظت کرده بود، در حال بسته شدن است.

کلام آخر
در نهایت، باید دانست که عدد ۳۷ درجه صرفاً یک دمای ساده روی دماسنج نیست؛ بلکه یادگار نبردی دهها میلیون ساله برای بقاست که ما را از سقوط در چنگال تجزیهکنندگان طبیعت نجات داده است. این دمای جادویی، نقطه تلاقیِ هوشمندی تکامل است؛ جایی که بدن ما آموخته میان «صرفهجویی در انرژی» و «ایمنی در برابر مهاجمان» تعادلی ظریف برقرار کند. اما امروز که زمین رو به گرمی و بدنهای ما رو به سردی نهادهاند، این ترازوی قدیمی در حال تغییر است. ما اکنون با چالشی نوین روبرو هستیم: آیا سیستم ایمنی انسان میتواند در دنیایی که قارچهایش هر روز با حرارت سازگارتر میشوند، همچنان پیروز میدان باشد؟ پاسخ این سوال در گرو درک عمیقتر ما از این سپر حرارتی است که قرنهاست بدون آنکه بدانیم، از جان ما محافظت کرده است.
سوالات متداول
۱. آیا کاهش دمای بدن انسان در قرن اخیر خطرناک است؟
خیر، این کاهش لزوماً به معنای بیماری نیست؛ بلکه نشاندهنده انطباق بدن با سبک زندگی سالمتر، کاهش التهابهای مزمن و رفاه حرارتی در محیط زندگی است. در واقع بدن ما در دنیای امروز برای حفظ سلامت، نیاز به تلاش و سوختوساز کمتری نسبت به گذشته دارد.
۲. اگر قارچها با گرمای زمین سازگار شوند، سیستم ایمنی ما چگونه دفاع میکند؟
این یکی از بزرگترین چالشهای پزشکی آینده است. با تضعیف سپر حرارتی، سیستم ایمنی بدن باید بیش از گذشته بر شناسایی بیولوژیک میکروبها تکیه کند. همچنین دانشمندان در حال تحقیق بر روی نسل جدیدی از داروهای ضدقارچ و واکسنها هستند تا جای خالی این دیوار دفاعی طبیعی را پر کنند.
۳. چرا دمای بدن پرندگان از انسان بالاتر است اما آنها نمیسوزند؟
پرندگان تکامل یافتهاند تا در دماهای ۴۰ تا ۴۲ درجه زندگی کنند. پروتئینها و آنزیمهای بدن آنها نسبت به پستانداران ساختار مقاومتری در برابر گرما دارد. این دمای بالا به آنها قدرت عضلانی فوقالعادهای برای پرواز میدهد، اما بهای آن نیاز همیشگی و شدید به مصرف غذاست.






