هنر و کتاب

مهمترین آثار زیگموند فروید

بنیان‌گذار روان‌کاوی و یکی از تاثیرگذارترین متفکران قرن بیستم

مهمترین آثار زیگموند فروید که باید بخوانیم

مهمترین آثار زیگموند فروید را در این مقاله با هم مرور می کنیم.زیگموند فروید بنیان‌گذار روان‌کاوی و یکی از تاثیرگذارترین متفکران قرن بیستم بود؛ کسی که جرئت کرد ذهن انسان را نه از زاویه‌ی منطق و خودآگاهی، بلکه از اعماق تاریک و ناشناخته‌ی ناخودآگاه مورد مطالعه قرار دهد.

فروید در سال ۱۸۵۶ در جمهوری چک فعلی به دنیا آمد، در وین بزرگ شد و به‌عنوان متخصص مغز و اعصاب آموزش دید. در زمانی که انواع بیماری‌های روانی اغلب به عنوان «هیستری» صرف رد می‌شد، او به خود جرئت داد تا بگوید که عمیق‌ترین ترس‌ها، خواسته‌ها و آسیب‌های ما در سطح زیرینی از ذهن پنهان شده‌اند و بر هر کاری که انجام می‌دهیم تأثیر می‌گذارند. او همچنین محصول دوران ویکتوریا بود؛ دوران سرکوب جنسی. دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از نظریه‌های او حول امیال سرکوب‌شده مخصوصاً امیال جنسی می‌چرخد. بااین‌حال، علی‌رغم تعصبات فرهنگی او، ایده‌هایش به طرز شگفت‌انگیزی با دوران ما نیز مرتبط هستند. ما هنوز با سؤالاتی در مورد انگیزه‌ی ناخودآگاه، وزن تجربیات دوران کودکی و تنش بین غریزه و تمدن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

نقش فروید در تولد روان‌درمانی مدرن را نمی‌توان نادیده گرفت. پیش از او، اختلالات روانی بیشتر در حیطه‌ی پزشکی یا دین بررسی می‌شدند. اما فروید با تاکید بر گفتگو، روان انسان و تحلیل بخش ناخودآگاه ذهن، درمان را به فرآیندی گفتگومحور و بینافردی تبدیل کرد. «روان‌درمانی از طریق گفتگو» یا «تداعی آزاد» هنوز در بسیاری از رویکردهای تحلیلی (مانند روان‌درمانی پویشی یا لاکانی) مطرح است.

تاثیر فروید بر هنر و ادبیات نیز خیره‌کننده است. در واقع از یک نقطه به بعد، تاثیر او روی هنر و ادبیات از تاثیر او روی روان‌کاوی و روان‌شناسی مدرن به‌مراتب بیشتر شد. مفاهیم ناخودآگاه، رویا، سرکوب و نمادگرایی به‌سرعت وارد تحلیل‌های هنری شدند. آثار نویسندگانی چون داستایوفسکی، پروست و کافکا از منظر فرویدی بازخوانی شدند. در قرن بیستم، روان‌کاوی به ابزار مرسوم نقد ادبی بدل شد و نظریه‌پردازانی چون هارولد بلوم و نورثروپ فرای از نظریه‌های فروید در تحلیل متون ادبی بهره گرفتند. سینماگرانی مانند هیچکاک، برگمان و حتی دیوید لینچ نیز در روایت و تصویرسازی خود از فضای ذهن، الهاماتی مستقیم یا غیرمستقیم از فروید داشته‌اند.

در فرهنگ عامه، مفاهیمی چون عقده، سرکوب، دفاع روانی، رویای نمادین و حتی تعبیر لغزش‌های زبانی (Lapsus) به بخشی از زبان روزمره تبدیل شده‌اند. برنامه‌های تلویزیونی، کارتون‌ها و رمان‌های عامه‌پسند، بارها شخصیت‌هایی را نمایش داده‌اند که برای نیت پشت کارهایشان توضیح کاملاً فرویدی ارایه می‌شود.

حتی اگر هیچ‌گاه اثری از فروید نخوانده باشید، در جهانی زندگی می‌کنید که در آن مفهوم «خود» از طریق واژگان و مفاهیم فرویدی درک می‌شود.

این ترتیب منعکس‌کننده‌ی سفر فکری خود فروید است؛ از مشاهده‌های عجیب‌‌غریب در زندگی روزمره تا ساخت نظریه‌های پیچیده در روان‌کاوی. این ترتیب نظریه را با مثال‌های دنیای واقعی نشان می‌دهد.در ادامه تعدادی از مهم‌ترین آثار زیگموند فروید را در دسته‌بندی‌های مختلف معرفی می‌کنیم.

تفسیر رویاها (The Interpretation of Dreams)

سال انتشار: ۱۸۹۹
این کتاب نقطه‌ی آغاز روان‌کاوی به‌عنوان نظریه‌ای منسجم برای شناخت ذهن انسان است. فروید در آن برای نخستین بار نظریه‌ی «ناخودآگاه» را به‌صورت نظام‌مند ارائه می‌دهد و رویا را جلوه‌ای از امیال سرکوب‌شده می‌خواند. مفهوم «کار رویا» شامل چگالش، جابجایی و نمادگرایی (که بالاتر آن را توضیح دادیم)، در همین کتاب شرح داده می‌شود. کتاب، آمیزه‌ای‌ست از تحلیل رویاهای بیماران و همچنین ریاهای خود فروید، از جمله رویای معروف «ایرمار». این اثر نشان می‌دهد ذهن چطور از مسیر رویا، تعارض‌های درونی را به‌شکلی نمادین و قابل تحلیل بیان می‌کند.

سه رساله درباره‌ی نظریه‌ی جنسی (Three Essays on the Theory of Sexuality)

سال انتشار: ۱۹۰۵
در این رساله‌ها، فروید دیدگاه انقلابی‌اش درباره‌ی میل جنسی را شرح داد: او برای نخستین‌بار تاکید کرد که کودک نیز موجودی جنسی‌ست و رشد روانی در مسیر عبور از مراحل مختلف میل جنسی (دهانی، مقعدی، آلتی و غیره) صورت می‌گیرد. این نگاه، تابوهای اخلاقی دوران را شکست و باعث طرد شدن و در عین حال توجه گسترده به روان‌کاوی شد.

 روان‌شناسی جمعی و تحلیل ایگو (Group Psychology and the Analysis of the)

سال انتشار: ۱۹۲۱
فروید در این کتاب مفهومی مهم را مطرح می‌کند: این‌که فرد در بستر جمع، بخشی از خودآگاهی‌اش را از دست می‌دهد و جای آن را «همانندسازی» با رهبر یا گروه می‌گیرد. او نشان می‌دهد که ساختارهای جمعی مانند کلیسا یا ارتش، روان‌شناسی خاصی دارند که با ساز و کارهای درونی فرد مرتبط‌اند. این اثر نقطه‌ی اتصال روان‌کاوی با جامعه‌شناسی و سیاست نیز هست.

 توتم و تابو (Totem and Taboo)

سال انتشار: ۱۹۱۳
«توتم و تابو» یکی از بلندپروازانه‌ترین آثار فروید است که در آن او کوشید با تحلیل پدیده‌هایی چون توتم‌پرستی، تابو، قتل پدر نخستین و پیدایش قانون، نقش روان را در پیدایش نهادهای اجتماعی اولیه بررسی کند. او از کشته شدن پدر به دست پسران (به‌مثابه‌ی گناه نخستین بشر) سخن می‌گوید و بعدها این ایده را در نظریه‌ی عقده‌ی ادیپ گسترش می‌دهد. این اثر، روان‌کاوی را وارد حوزه‌ی انسان‌شناسی کرد.

 تمدن و ملالت‌های آن (Civilization and its Discontents)

سال انتشار: ۱۹۳۰
در این کتاب، فروید سراغ پرسشی عمیق‌تر می‌رود: چرا بشر با وجود پیشرفت‌های تمدن، همچنان رنج می‌برد؟ او نشان می‌دهد که تمدن، اگرچه خشونت را مهار می‌کند، اما در عوض باعث سرکوب امیال غریزی و احساس گناه مزمن می‌شود. فروید تعارض میان اصل لذت و اصل واقعیت را در بستر تمدن به کار می‌گیرد. این کتاب از لحاظ فلسفی، نزدیک‌ترین اثر فروید به اگزیستانسیالیسم و نقد فرهنگ است.

زیگموند فروید را شاید بتوان یکی از جنجالی‌ترین و در عین حال تاثیرگذارترین چهره‌های تاریخ علم و اندیشه دانست. اگرچه جایگاه او به‌عنوان بنیان‌گذار روان‌کاوی تقریباً بدون مناقشه است، اما فراتر از آن، ردپای تفکر او در حوزه‌هایی چون فلسفه، ادبیات، هنر، جامعه‌شناسی و حتی سیاست نیز به‌وضوح دیده می‌شود. فروید روان انسان را از قلمروی کنش‌های قابل مشاهده و سطحی، به حوزه‌ای پیچیده، چندلایه و نامریی بسط داد و قسمتی از ذهن را به ما شناساند که در آن تعارض‌ها، سرکوب‌ها و امیال نهان در حال گداختن‌اند و اگر حواس‌مان نباشد، روزی فوران خواهند کرد.

نظریه‌های او – از ناخودآگاه و ساختار روان گرفته تا عقده‌ی ادیپ و مکانیزم‌های دفاعی – هم ابزاری برای فهم بیماری‌ها و اختلال‌های روانی هستند، هم دریچه‌هایی برای فهم خودآگاهی انسان مدرن. فروید نشان داد که آنچه به زبان نمی‌آوریم، نمی‌دانیم یا نمی‌خواهیم بدانیم، می‌تواند بیش از آنچه به زبان می‌آوریم، می‌دانیم یا فکر می‌کنیم که می‌دانیم، هویت ما را تعریف کند.

با این حال انتقادهایی که در زمان زندگی‌اش مطرح شدند، تا به امروز به قوت خود باقی‌اند. انتقادهای جدی به علمی نبودن، مردمحور بودن و محدود بودن داده‌ی آماری نظریاتش سبب شد که روان‌کاوی بارها مورد بازنگری قرار گیرد و عده‌ی بسیاری به کارآمد بودن آن شک داشته باشند. اما حتی این انتقادها نیز نشانه‌ای از اهمیت تاریخی اوست: فروید به‌قدری تاثیرگذار بود که رد کردن یا بازخوانی‌اش، به‌اندازه‌ی پذیرش‌اش، برای جنبش‌های مختلف خوراک فکری فراهم کرد.

در جهانی که انسان هر روز بیش از پیش با بحران هویت، اضطراب، سرکوب اجتماعی و معناباختگی مواجه است، بازگشت به فروید، نه‌به‌معنای پذیرش بی‌چون‌وچرای نظریاتش، بلکه به‌مثابه‌ی گفتگویی انتقادی با یکی از معماران اندیشه‌ی مدرن است و هر روز ضروری‌تر از پیش به نظر می‌رسد.

مقدمه‌ای بر روانکاوی

کتاب «مقدمه‌ای بر روانکاوی» بر اساس کلاس‌های عمومی فروید در سال ۱۹۱۵ است و مروری عمیق بر کار پیشگامانه‌ی او در زمینه‌ی روانکاوی محسوب می‌شود. فروید شصت‌ساله در این سخنرنی‌ها پیچیدگی‌های روانکاوی را برای افراد غیرمتخصص بیان می‌کند. سخنرانی‌ها ابتدایی و تقریباً محاوره‌ای هستند و به خوانندگان این امکان را می‌دهند که به راحتی‌ایده‌ها و مفاهیم توضیح داده شده را درک کنند.

سخنان فروید صریح و مستقیم است و به خوانندگان این امکان را می‌دهد تا بدون غرق شدن، نکات ظریف روانکاوی را درک کنند. آن‌ها نتایج سال‌ها تحقیق متعهدانه و پرزحمت را ردیابی و خلاصه می‌کنند و یک نمای کلی از کار در طول عمر فروید ارائه می‌دهند. بینش او نسبت به روان انسان از زمان خود بر نسل‌های روان‌شناس تأثیر گذاشته است و تأثیر او هنوز در رویکرد‌های روان‌شناختی معاصر دیده می‌شود.

بخشی از جذابیت «مقدمه‌ای بر روانکاوی» در دسترس بودن آن است. بیانات فروید واضح و سرراست است و به خوانندگان این امکان را می‌دهد تا مفاهیم مورد توضیح را به راحتی درک کنند. این باعث می‌شود این کتاب نقطه شروع خوبی برای کسانی باشد که تازه وارد رشته روان‌شناسی شده‌اند یا به دنبال گسترش دانش خود از روانکاوی فرویدی هستند.

به طور کلی، «مقدمه‌ای بر روانکاوی» برای هر علاقه‌مند به رشته روانشناسی ضروری است. این کتاب مقدمه‌ای عالی برای روانکاوی است و لحن آرام آن باعث می‌شود که هم قابل دسترس و هم قابل هضم باشد. این کتاب برای هر کسی که به دنبال تعمیق درک خود از روان انسان و تاریخ روانشناسی است یک منبع عالی است.

آسیب‌شناسی روانی زندگی روزمره

نویسنده با مطالعه انحرافات مختلف از کلیشه‌های رفتار روزمره، نقص‌ها و نارسایی‌های عجیب و غریب، و همچنین خطا‌های به ظاهر تصادفی، به این نتیجه می‌رسد که آن‌ها نشان‌دهنده آسیب‌شناسی زیربنایی روان است.

فروید در مقدمه خود می‌نویسد:

در طول سال ۱۸۹۸ من مقاله کوتاهی در مورد مکانیسم روانی فراموشی منتشر کردم. اکنون محتوای آن را تکرار می‌کنم و آن را به عنوان نقطه‌ی شروع برای بحث بیشتر در نظر می‌گیرم. من در آنجا تجزیه و تحلیل روانشناختی یک مورد رایج فراموشی موقت را انجام داده‌ام. به این نتیجه رسیده‌ام که این وقوع مکرر و عملاً بی‌اهمیت نقص عملکرد روانی – حافظه – توضیحی را می‌پذیرد که فراتر از استفاده مرسوم از این پدیده است. باید از روانشناس خواسته شود توضیح دهد که چگونه اتفاق می‌افتد که ما اغلب نامی را که مطمئن هستیم به خاطر می‌آوریم به خاطر نمی‌آوریم، او احتمالاً به این پاسخ بسنده می‌کند که نام‌های خاص بیش از هر محتوای دیگری از حافظه فراموش می‌شوند. ممکن است دلایل قابل قبولی برای این «ترجیح فراموشی» برای نام‌های خاص ارائه کند، اما او هیچ عامل تعیین‌کننده عمیقی برای این فرآیند در نظر نمی‌گیرد.

فروید معتقد بود که انحرافات مختلف از کلیشه‌های رفتار روزمره تجلی افکار و انگیزه‌های ناخودآگاه است. تبیین «اقدامات نادرست» با کمک روانکاوی، درست مانند تعبیر خواب، می‌تواند به طور مؤثر برای تشخیص و درمان استفاده شود. با توجه به موارد متعدد این گونه انحرافات، او به این نتیجه می‌رسد که مرز بین روان عادی و غیرعادی انسان ناپایدار است و همه ما کمی روان رنجور هستیم. چنین علائمی می‌توانند غذا خوردن، کار و ارتباط با دیگران را مختل کنند. فروید در آخرین فصل کتاب خود به مسأله جبر روانی می‌پردازد و برای آن موردی را مطرح می‌کند.

روانشناسی خواب

خواب برای قرن‌ها موضوع مورد توجه انسان‌ها بوده است. با این حال، تنها در سال‌های اخیر است که علم شروع به کشف راز‌های بسیاری در مورد خواب کرده است. از دوران باستان تا دانشمندان امروزی، بسیاری در مورد ماهیت واقعی خواب، کارکرد‌های آن و چرایی نیاز ما به آن حرف زده‌اند. در میان بسیاری از نظریه‌هایی که در طول سال‌ها مطرح شده است، یکی از جذاب‌ترین آن‌ها متعلق به پدر روانکاوی، زیگموند فروید است.

فروید پیشنهاد کرده که رویا‌ها اشکال تحقق آرزو‌ها هستند. وقتی خواب می‌بینیم، سعی می‌کنیم نوعی تعارض را حل کنیم یا نیاز یا خواسته‌ای برآورده نشده را که ممکن است داشته باشیم، برآورده کنیم. این خواسته‌ها می‌تواند مربوط به رویداد‌های اخیر در زندگی ما یا درگیری‌های عمیق‌تر باشد که از دوران کودکی ما یا دوره‌های اولیه‌ی زندگی ما نشات می‌گیرد.

اطلاعاتی که برای حل این تعارضات نیاز داریم در ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره می‌شود. ضمیر ناخودآگاه مخزن عمیقی از دانش، خاطرات و اطلاعات است که به آسانی در دسترس ذهن خودآگاه ما نیست. این اطلاعات اغلب به شکلی نامنظم و اغلب آزاردهنده هستند و وجود سانسور در ناخودآگاه اجازه نمی‌دهد بدون تغییر به خودآگاه منتقل شود.

ناخودآگاه در طول خواب وظیفه‌ی فیلتر کردن و تفسیر این اطلاعات را انجام می‌دهد. خواب حالت ملایم‌تری نسبت به ساعات بیداری است، اما همچنان وظیفه سانسور و تفسیر اطلاعات را بر عهده دارد. ناخودآگاه برای انجام سانسور باید معنای اطلاعات خود را تحریف کند و آن را از شکل طبیعی خود خارج کند.

بنابراین، رویا‌ها نتیجه این فرآیند فیلتر کردن، سانسور و تفسیر اطلاعات در ناخودآگاه هستند، تصاویر موجود در رویا‌ها آن چیزی نیستند که به نظر می‌رسند و از آنجا که آن‌ها در واقع در مورد ساختار‌های ناخودآگاه اطلاع‌رسانی می‌کنند، نیاز به تعبیر عمیق‌تری دارند. کتاب «روان‌شناسی خواب» به نحوه و روش این تعبیر پرداخته است.

تفسیر خواب

رویا‌ها راهی برای ر‌هایی ذهن از محدودیت‌های بیداری است. در طول خواب، هوشیاری ما از محدودیت‌های زمانی و مکانی ر‌ها می‌شود و این به ذهن ما اجازه می‌دهد تا‌ ایده‌ها و احساسات را کشف کند. به همین دلیل است که رویا‌ها می‌توانند بسیار واضح و تخیلی باشند – زیرا آن‌ها با محدودیت‌های فیزیکی و عاطفی مشابهی که در زندگی روزمره‌ی خود تجربه می‌کنیم محدود نمی‌شوند.

«تفسیر خواب» نوشته‌ی زیگموند فروید اثری قابل توجه است که خود را به عنوان یکی از وزنه‌های ادبیات روان‌شناختی تثبیت کرده است. این کتاب که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ منتشر شد برخی از اساسی‌ترین سؤالات در مورد روان انسان و ماهیت غیرقابل توضیح رفتار انسان را بررسی می‌کند. تعبیر فروید از رویا‌ها همچنان درک ما از خواب را شکل می‌دهد و به ابزاری ضروری برای روانکاوان در سراسر جهان تبدیل شده است.

رویا‌ها اشکال برآورده شدن آرزو‌ها، نوعی حل تعارض از طریق پردازش ناخودآگاه مشکلات گذشته و حال هستند. فروید استدلال می‌کرد که افکار ضمیر ناخودآگاه، که سرکش و آزاردهنده هستند، توسط ضمیر ناخودآگاه سانسور می‌شوند و از انتقال بدون تغییر به ضمیر خودآگاه جلوگیری می‌کنند. رویا‌ها مکانیسمی هستند که به موجب آن افکار ضمیر ناخودآگاه در حالتی دگرگون شده به ذهن خودآگاه منتقل می‌شوند و بنابراین نیاز به تفسیر از طریق روانکاوی دارند. «تفسیر خواب» اگرچه از اولین انتشارش نقد‌های متفاوتی دریافت کرده است، بدون شک یک اثر اولیه مهم در موضوع تحلیل رویا است.

این کتاب به پاسخ به این سؤال می‌پردازد که چرا اصلاً رویا می‌بینیم و خواب‌ها چه معنایی برای سلامت روانی و عاطفی ما دارند. فروید در تحقیقات خود چندین رویا رایج را که مردم تجربه می‌کنند شناسایی کرد. با تحقیقات پیشگامانه فروید، رویا‌ها در کانون توجه قرار گرفتند و به خودی خود موضوع تحقیق علمی شدند. اکنون روانکاوان در سراسر جهان از تعبیر خواب به عنوان ابزاری برای درک خواسته‌ها و ترس‌های ناخودآگاه بیماران خود استفاده می‌کنند.

فروید این ‌ایده را مطرح کرد که یک تحلیلگر می‌تواند بین محتوای آشکار و محتوای پنهان یک رویا تفاوت قائل شود. محتوای آشکار اشاره به روایت به یاد ماندنی دارد که در خود رویا پخش می‌شود. محتوای نهفته به معنای زیربنایی رویا اشاره دارد. در طول خواب، ناخودآگاه متراکم می‌شود، جابه جا می‌شود و نمایش‌هایی از محتوای رویا را شکل می‌دهد که محتوای نهفته آن اغلب پس از بیدار شدن برای فرد قابل تشخیص نیست.

منتقدان استدلال کرده‌اند که نظریه فروید در مورد رویا‌ها نیاز به تفسیر جنسی دارد. با این حال، فروید این انتقاد را به چالش کشید و خاطرنشان کرد که این ادعا که همه‌ی رویا‌ها نیاز به تعبیر جنسی دارند، که منتقدان بی‌وقفه از آن شکایت دارند، در هیچ کجای تعبیر خوابش دیده نمی‌شود و در تضاد آشکار با سایر دیدگاه‌های بیان شده در آن است.

به طور کلی، تحقیقات پیشگام زیگموند فروید در دنیای رویا‌ها، درک ما از ذهن انسان را تغییر داده است. نظریه او مبنی بر اینکه رویا‌ها ابزاری برای کاوش در ناخودآگاه هستند، راه‌های جدیدی را برای دانشمندان و روان درمانگران باز کرده است. با رمزگشایی از زبان نمادین رویا‌ها، به بینش‌هایی در مورد عملکرد درونی ذهن خود دست یافته‌ایم که قبلاً غیرقابل تصور بود.

فراسوی اصل لذت

«فراسوی اصل لذت» اثری محوری از زیگموند فروید است که در سال ۱۹۲۰ منتشر شد و نقطه‌ی عطفی قابل توجه در توسعه نظریه‌های روانکاوی او ایجاد کرد. این مقاله تفکر جدید فروید را در رابطه با انگیزه‌های رفتار انسانی ارائه می‌کند که اصل لذت را در تقابل با انگیزه مرگ یا تاناتوس قرار می‌دهد. انگیزه‌ای که بر میل به تخریب و نابودی تأکید می‌کند. در طول مقاله، فروید یک تجدید نظر اساسی در نظریه‌های قبلی خود انجام می‌دهد و این فرضیه را مطرح می‌کند که روان انسان صرفاً با انگیزه‌های مرتبط با لذت جنسی و شهوانی برانگیخته نمی‌شود، بلکه بیشتر توسط مجموعه‌ای از انگیزه‌های متضاد که پیوسته برای تسلط مبارزه می‌کنند، ایجاد می‌شود.

مدل فروید از روان انسان تاکنون عمدتاً مبتنی بر‌ایده‌هایی در مورد اروس بود که او آن را انگیزه غریزی اساسی زندگی توصیف می‌کرد. بر اساس اصل لذت، ذهن انسان برای تداوم زندگی و دوری از درد و ناراحتی دائماً به دنبال تجربیات لذت بخش است. با این حال، در «فراسوی اصل لذت»، فروید این مدل را اصلاح می‌کند تا ‌ایده‌ی انگیزه‌ی تاناتوس را که نشان دهنده میل به تخریب، خشونت و پرخاشگری است در آن بگنجاند.

معرفی محرک مرگ توسط فروید یک چالش بزرگ برای نظریه‌های قبلی او بود. به طور خاص، او پیشنهاد می‌کند که روان نه تنها توسط میل به زندگی و لذت بردن از تجربیات لذت بخش، بلکه توسط نیرویی که به دنبال خنثی کردن و از بین بردن همان تجربیات است، هدایت می‌شود. بازنگری فروید در اصل لذت با درک این موضوع که انگیزه‌های مخرب به همان اندازه که تمایلات جنسی و شهوانی برای تجربه انسانی اساسی هستند به گسترش و تعمیق درک او از ماهیت انسان کمک می‌کند.

به عقیده فروید، در موجودات زنده و همچنین در نگرش ما نسبت به دنیای اطراف، یک انگیزه ذاتی به سمت تعادل و ثبات وجود دارد. ما در تلاش هستیم تا احساس ثبات و تداوم را در زندگی خود حفظ کنیم. انگیزه مرگ زمانی که تعادل به خطر می‌افتد یا احساس هرج و مرج را در دنیای اطراف خود تجربه می‌کنیم، خود را نشان می‌دهد. به این معنا، مرگ نه تنها به عنوان یک پایان، بلکه به عنوان یک منبع بالقوه برای تسکین و ر‌هایی از مبارزات زندگی تلقی می‌شود.

فروید در سراسر این مقاله استدلال می‌کند که رفتار انسانی محصول تعامل بین انواع انگیزه‌ها است نه اینکه صرفاً توسط یک اصل واحد و فراگیر مانند لذت برانگیخته شود. این شناخت به ارائه‌ی درک دقیق‌تر و گسترده‌تری از طبیعت انسان کمک کرد. فروید با گنجاندن ‌ایده‌ی مرگ در مفهوم‌سازی خود از روان انسان، توانست رفتاری را توضیح دهد که تنها با اصل لذت قابل توضیح نیست.

 لئوناردو داوینچی

«لئوناردو داوینچی» نوشته زیگموند فروید یک نمونه‌ی برجسته در میان زندگینامه‌های روانکاوانه است. این اثر فروید زندگی عاطفی یکی از بزرگترین شخصیت‌های تاریخ بشر، لئوناردو داوینچی را از سال‌های اولیه زندگی خود بازسازی می‌کند. فروید به عنوان یک روانکاو به درک روان افراد علاقه‌مند بود. وقتی پای درک روان یک شخصیت معروف وسط باشد حتی خوانندگان و علاقه‌مندان عام روانکاوی را هم جذب می‌کند چه رسد به اندیشمند نابغه‌ای چون فروید. وقتی تحقیقات روانکاوانه به شخصیت‌های بزرگ بشریت نزدیک می‌شود به دنبال درک ویژگی‌های شخصیتی پیچیده فرد مورد نظر است.

این کتاب به بررسی زندگی لئوناردو داوینچی می‌پردازد و مطالعه‌ای روانکاوانه درباره‌ی این نقاش مشهور دوره رنسانس در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد. فروید از طریق تجزیه و تحلیل نقاشی‌های لئوناردو داوینچی، بینش‌های منحصر به فردی را در مورد نحوه‌ی کار ذهن هنرمند ارائه می‌دهد. این کتاب کند و کاوی جذاب در یکی از بزرگترین ذهن‌های تاریخ بشر است که مورد توجه محققان و خوانندگان علاقه‌مند به درک زندگی و آثار لئوناردو داوینچی قرار گرفته.

یکی از موضوعات اصلی کتاب این‌ایده است که هیچ کس آنقدر بزرگ نیست که از قوانین طبیعت معاف باشد. این مفهومی است که در درک روان افراد بزرگ بسیار مهم است. این ‌ایده را می‌توان در شیوه‌ی تحلیل فروید از دستاورد‌های هنری لئوناردو داوینچی و زندگی شخصی او مشاهده کرد. فروید از طریق تحلیل خود نشان می‌دهد که داوینچی از قوانین طبیعت مستثنی نبوده و دستاورد‌ها و مبارزات او بخشی از الگوی بزرگتر رفتار انسانی بوده است.

لطیفه و ارتباطش با ناخودآگاه

خنده پدیده‌ای است که در طول تاریخ فیلسوفان، دانشمندان و هنرمندان را متحیر کرده است. چرا می‌خندیم؟ چه چیز‌هایی در مورد برخی چیز‌ها باعث این واکنش در ما می‌شود؟ این‌ها سؤالاتی هستند که در زمینه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اما به ندرت به آن‌ها پرداخته شده است. زیگموند فروید در کتاب خود با عنوان «لطیفه و ارتباطش با ناخودآگاه» به رابطه پیچیده بین شوخ طبعی و روان انسان می‌پردازد.

مفهوم لطیفه فقط یک سرگرمی سطحی نیست بلکه بیانی عمیق از خواسته‌ها و ترس‌های ناخودآگاه ما است. هنگامی که به یک جوک می‌خندیم، نه تنها به محتوای سطحی آن واکنش نشان می‌دهیم بلکه به قلمرو عمیق‌تری از فعالیت ذهنی که برای آگاهی آگاهانه ما قابل دسترسی نیست نیز نزدیک می‌شویم. هدف فروید در «جوک‌ها و رابطه آن‌ها با ناخودآگاه» درک مکانیسم‌هایی است که زیربنای این پدیده را تشکیل می‌دهند. شوخی‌ها صرفاً یک انحراف بیهوده نیستند بلکه موضوعی جدی هستند که مستلزم بررسی دقیق است. برای این منظور، او از همان تکنیک‌هایی استفاده می‌کند که در کار‌های قبلی‌اش معرفی کرده بود. تکنیک‌هایی که شامل تحلیل فرآیند‌های ناخودآگاهی می‌شوند که رفتار و تجربه ما را شکل می‌دهند.

شوخ طبعی می‌تواند به عنوان دریچه ر‌هایی برای احساسات و تمایلات سرکوب شده عمل کند و کمدین‌ها اغلب از طنز به عنوان وسیله‌ای برای مقابله با درگیری‌های درونی خود استفاده می‌کنند. جوک‌ها به ما اجازه می‌دهند درونی‌ترین خواسته‌ها‌ی خود را به شکلی مبدل بیان کنیم. برای مثال، شوخی در مورد یک شخصیت مهم ممکن است راهی برای ابراز خشم یا ناامیدی از سیستم بدون نیاز به مواجهه مستقیم با آن باشد.

تحلیل فروید از لطیفه صرفاً کاوشی در ماهیت طنز نیست، بلکه تفسیری بر وضعیت انسان است. شوخ طبعی یک جنبه ضروری از زندگی ذهنی ما و ابزار قدرتمندی برای مقابله با چالش‌ها و تضاد‌هایی است که ما به عنوان انسان با آن روبرو هستیم. فروید از طریق بررسی دقیق کار شوخی و فرآیند‌های ناخودآگاهی که زیربنای آن است، دیدگاه جدیدی در مورد تعامل پیچیده بین ذهن و فرهنگ ارائه می‌دهد.

توتم و تابو

«توتم و تابو» نوشته‌ی زیگموند فروید اثری جذاب است که در سال ۱۹۱۳ منتشر شد. این کتاب روانشناسی جوامع و افراد بدوی را بررسی می‌کند. فروید استدلال می‌کند که شباهت‌هایی بین روانشناسی افراد این گروه‌ها و روانشناسی افراد مبتلا به اختلالات روانی وجود دارد. تحقیقات او در این زمینه او را به این نتیجه می‌رساند که توتم و تابو ریشه در ترس‌های ذهنی جوامع بدوی دارد و با علائم برخی اختلالات روانی ارتباط تنگاتنگی دارد.

هسته‌ی اصلی بحث فروید این ‌ایده است که کشتن «پدر نخستین» یک رویداد تعیین‌کننده در شکل‌گیری تاریخ قبیله‌ای بشر و خواسته‌های سرکوب شده‌ی انسان‌ها است. این عمل منشأ چیزی است که او آن را «عقده ادیپ» می‌نامد، عقده‌ای که او معتقد است اساس همه اختلالات روانی است. این عقده نیز از نظر فروید خاستگاه دین، اخلاق، جامعه و هنر است.

توتمیسم نوعی سیستم اعتقادی است که حول محور استفاده از نماد‌ها یا توتم‌ها برای نشان دادن یک گروه یا قبیله شکل گرفتند. این توتم‌ها معمولاً حیوانات، گیاهان یا سایر‌اشیاء طبیعی هستند که اعتقاد بر این است که رابطه خاصی با گروه یا قبیله دارند. توتمیسم ارتباط نزدیکی با عقده ادیپ دارد. در جوامع بدوی، این میل به توتم منتقل می‌شود که به نمادی برای پدر است. سپس توتم برای اعضای قبیله که نباید آن را بکشند یا مصرف کنند تابو می‌شود. ازدواج درون گروهی نیز حرام می‌شود.

به تفسیر فروید از رابطه‌ی بین توتمیسم و عقده ادیپ انتقاداتی شده است. برخی استدلال می‌کنند که او پیچیدگی و تنوع اعمال توتمی را در فرهنگ‌ها و دوره‌های تاریخی بیش از حد ساده می‌کند. با این وجود، کار فروید دیدگاه ارزشمندی را در مورد ابعاد روان‌شناختی توتمیسم و سایر نظام‌های اعتقادی ارائه می‌کند. تابو‌ها، مانند توتم‌ها، می‌توانند به عنوان بیان خواسته‌ها و ترس‌های سرکوب‌شده درک شوند.

ایده‌های فروید همچنین منشأ نظم اجتماعی و شکل‌گیری جوامع انسانی را روشن می‌کند. به طور کلی، توتم و تابو اثری قابل تأمل است که ابعاد روان‌شناختی سیستم‌های اعتقادی و رابطه آن‌ها با نظم اجتماعی و سلامت روان فردی را بررسی می‌کند. علیرغم جنبه‌های بحث برانگیز آن، ‌ایده‌های فروید همچنان الهام بخش محققان و محققان در انسان‌شناسی، روانشناسی و سایر زمینه‌ها است.

تاملاتی درباره جنگ و مرگ

«تأملاتی درباره جنگ و مرگ» اثری مهم است که توسط زیگموند فروید در طول دوره‌ی پرآشوب جنگ جهانی اول نوشته شده است. این مقاله مشاهدات فروید در مورد تأثیر جنگ بر روانشناسی انسان و همچنین در مورد نگرش‌های اجتماعی اساسی نسبت به جنگ و مرگ است.

در «تأملاتی درباره جنگ و مرگ»، تز اصلی فروید بر تغییرات عمیق و گاه ویرانگری است که جنگ می‌تواند در افراد و جامعه ایجاد کند. این مقاله بازتابی است در مورد چگونگی تغییر دیدگاه مردم نسبت به مرگ و جهان در نتیجه تجربیات آن‌ها در جنگ. فروید توجه ویژه‌ای به این موضوع دارد که چگونه مردم با اجتناب ناپذیری ناگهانی مرگ خود در زمان جنگ کنار می‌آیند و چگونه این اجتناب ناپذیری می‌تواند منجر به احساس افسردگی و ناامیدی شود.

به طور کلی، «تأملاتی درباره جنگ و مرگ» یک مقاله‌ی ارزشمند است که دیدگاه منحصر به فردی را در مورد تأثیر جنگ بر روانشناسی و نگرش‌های اجتماعی انسان ارائه می‌دهد. در حالی که این مقاله در طول جنگ جهانی اول نوشته شده است، بینش‌های آن هنوز هم امروزه قابل استفاده است. وحشت و بی‌رحمی جنگ همچنان بر میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد و باعث آسیب‌های روحی و روانی عمیق می‌شود. به عنوان یک جامعه، درک تأثیرات جنگ بر افراد و همکاری با یکدیگر برای ایجاد سیستم‌های حمایتی که بهبود و بهبودی را ارتقا می‌دهند، بسیار مهم است. مطالعه‌ی این کتاب برای هر کسی که به تأثیر جنگ بر روانشناسی انسان علاقه‌مند است سودمند است.

چرا جنگ؟

در قرن بیستم، دو روشنفکر مشهور جهان، زیگموند فروید و آلبرت اینشتین، با هم مکاتبه کردند و طرز تفکر مردم را در مورد جنگ و بشریت تغییر دادند. تأثیر این نامه‌نگاری تا به امروز ادامه دارد و دیدگاه‌های متفاوت دو ذهن بزرگ را آشکار می‌کند. کتاب «چرا جنگ؟ » شامل مکاتبات آن‌ها و کاوشی عمیق در ماهیت انسان، خشونت و همانطور که از عنوانش مشخص است درباره‌ی چرایی جنگ است.

به نظر فروید انسان‌ها موجوداتی منطقی نیستند بلکه موجوداتی هستند که توسط غرایز و احساسات پست هدایت می‌شوند. جنگ و خشونتی که بشریت را از همان روز‌های اولیه‌اش گرفتار کرده است، ناشی از تهاجم فردی و تلاش برای کسب قدرت است. او رفتار انسان، به ویژه رفتار خشونت‌آمیز و پرخاشگرانه را محصول غرایز طبیعی می‌داند. ظاهراً برای فروید، این ‌ایده که انسان می‌تواند از طریق دگرگونی اجتماعی بر تمایلات خشونت‌آمیز غلبه کند، دور از ذهن و ساده لوحانه است.

این کتاب بررسی نافذی از پیچیدگی غرایز انسان و مبارزه برای مدیریت آن‌ها ارائه می‌دهد. تلاش می‌کند تا هرج و مرجی را که قرن‌ها بشریت را تحت تأثیر قرار داده، معنا کند. فروید و انیشتین از طریق «چرا جنگ؟ » بازتاب خیره‌کننده‌ای درباره وضعیت انسان به ما ارائه می‌کنند. آن‌ها دیدگاه‌هایی نسبت به طبیعت انسان ارائه می‌دهند و همینطور ایده‌های عمیقاً ریشه‌ای در مورد منشأء جنگ که نشان‌دهنده‌ی مبارزه مداوم بشریت برای کنار آمدن با انگیزه‌های خشونت‌آمیز است که دائماً تلاش‌ها برای صلح را مخدوش کرده است.

کلام آخر

در نتیجه فروید به ما می‌آموزد که ذهن خود را زیر سؤال ببریم: چرا من به دیدن آن رؤیا ادامه می‌دهم؟ چرا من اینقدر به آن نظر واکنش نشان دادم؟ خواندن او به معنای پذیرش هر نظریه به‌عنوان حقیقت نیست. خواندن آثار او در مورد یادگیری و دیدن لایه‌های پنهان درون خودمان است؛ آرزوها، ترس‌ها و خاطراتی که در زیرین‌ترین لایه‌های ناخودآگاه وجود دارند.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا