اوج عملکرد مغز انسان از 55 تا 65 سالگی
نتایج غیرمنتظره پژوهش جدید نشان می دهد که اوج عملکرد مغز انسان در چند سالگی است؟!
اوج عملکرد مغز انسان از 55 تا 65 سالگی
اوج عملکرد مغز انسان از 55 تا 65 سالگی است در واقع عملکرد ذهنی کلی انسانها در این فاصله به اوج میرسد و پس از حدود 65 سالگی بهتدریج کاهش پیدا میکند. این کاهش معمولاً بعد از 75 سالگی سرعت بیشتری پیدا میکند.
نتیجه تحقیقات نشان داده برخی ویژگیها بسیار دیرتر از چیزی که تصور میشد به نقطه اوج خود میرسند. برای مثال، وظیفه شناسی در حدود 65 سالگی در بالاترین سطح قرار دارد و پایداری هیجانی حدود 75 سالگی به اوج میرسد.
حتی تواناییهایی مانند استدلال اخلاقی و مقاومت در برابر سوگیریهای شناختی (که موجب تصمیمهای نادرست میشوند) تا 70 و حتی 80 سالگی زندگی نیز روبهرشد باقی میمانند.

مطالعات محققان نشان دادند که انسان از نظر جسمی معمولاً در اواسط دهه 20 تا اوایل دهه 30 زندگی خود در بهترین وضعیت قرار دارد. از سوی دیگر، تواناییهای ذهنی خام مانند سرعت پردازش اطلاعات، حافظه کوتاهمدت و استدلال منطقی از حدود 20 سالگی روبهکاهش میرود. حالا این تحقیق جزئیات جدیدی برای درک این موضوع فراهم کرده است.
نتایج تحقیقات جدید نشان می دهند که باید دیدگاه موجود نسبت به میانسالی را تغییر دهیم. همچنین افراد زیادی در این دوره به بیشترین میزان بهرهوری و عمق فکری رسیدهاند. برای مثال، «چارلز داروین» در 50 سالگی منشأ انواع گونهها را منتشر کرد و بتهوون در 53 سالگی و در حالیکه ناشنوا بود، سمفونی نهم خود را ساخت.
نویسنده این پژوهش، پروفسور جیلز ژینیاکمی گوید:
پس از گذر از سنین جوانی، ممکن است که ترس از افزایش سن به سراغتان بیاید. اما تحقیقات ما دلیلی بسیار خوب برای امیدواری را نشان میدهند. برای بسیاری از ما، اوج عملکرد روانشناختی کلی در واقع بین ۵۵ تا ۶۰ سالگی است. شاید زمان آن رسیده که دیگر به میانسالی به چشم یک شمارش معکوس نگاه نکنیم و آن را بهعنوان یک قله ببینیم.
مطالعات پیشین حاکی از آن است که انسانها در اواسط ۲۰ سالگی تا اوایل ۳۰ سالگی به اوج آمادگی بدنی میرسند؛ به همین علت ورزشکاران دوران حرفهای نسبتاً کوتاهی دارند. اما در مورد اوج تواناییهای شناختی، وضعیت به این روشنی نیست.

در مرور تحقیقات گذشته، تیم پژوهشی ۱۶ ویژگی اصلی شناختی و مرتبط با شخصیت را شناسایی کرد که همگی دارای «مسیرهای تغییر سنی کاملاً مستندشده» هستند. این ۱۶ ویژگی شامل استدلال اخلاقی، حافظه، سرعت پردازش، دانش و هوش هیجانی بودند. آنها همچنین شامل ویژگیهای معروف به «پنج عامل بزرگ» شخصیت یعنی برونگرایی، ثبات هیجانی، وظیفهشناسی، گشودگی به تجربه و توافقپذیری میشدند.
پروفسور ژینیاک در مقالهای در نشریه The Conversation می گوید:
با استانداردسازی این مطالعات روی یک مقیاس مشترک، توانستیم مقایسههای مستقیمی انجام دهیم و چگونگی تحول هر ویژگی را در طول عمر ترسیم کنیم.

به گفته این محقق، زمانی که مسیرهای سنی هر ۱۶ بُعد را با هم ترکیب کردند؛ یک «الگوی شگفتانگیز» پدیدار شد.
همان طو که گفتیم عملکرد کلی ذهنی بین ۵۵ تا ۶۰ سالگی به اوج خود می سد و از حدود ۶۵ سالگی به بعد کم می شود. این کاهش پس از ۷۵ سالگی بارزتر شد که نشان میدهد کم شدن عملکرد در سنین بالا، پس از شروع میتواند شتاب بگیرد.
چندین مورد از ویژگیهای مورد اندازهگیری در سنین بسیار بالاتری به اوج میرسند، از جمله وظیفهشناسی (اوج در حدود ۶۵ سالگی) و ثبات هیجانی (حدود ۷۵ سالگی). ویژگیهایی که کمتر در مورد آنها صحبت شده، مانند استدلال اخلاقی نیز به نظر میرسد که در سنین بالاتر، حدود ۷۰ سالگی و پس از آن، به نقطه اوج میرسند.
اگرچه عملکرد کلی ذهنی پس از ۷۵ سالگی افت قابل ملاحظهای میکند، اما توانایی مقاومت در برابر سوگیریهای شناختی، میانبرهای ذهنی که ممکن است منجر به تصمیمات غیرمنطقی شوند، میتواند تا اواخر دهه ۷۰ و حتی ۸۰ زندگی نیز به بهبود ادامه دهد.
این یافتهها که در نشریه Intelligence منتشر شدهاند، میتوانند دلیل متصدی بودن بسیاری از نقشهای رهبری تجاری چالشبرانگیز توسط افراد در دهههای پنجاه و شصت زندگیشان را توضیح دهند. بهترین افراد برای نقشهای رهبری، قضاوت یا اجرایی با ریسک بالا، احتمالاً بین ۵۵ تا ۶۰ سال سن دارند و بعید است که کمتر از ۴۰ یا بیشتر از ۶۵ سال داشته باشند.

با این وجود، افراد مسنتر پس از دست دادن شغل، برای بازگشت به بازار کار با دشواریهای بیشتری روبرو میشوند، شاید به این دلیل که کارفرمایان تصور میکنند آنها به زودی بازنشسته خواهند شد.
اگرچه بسیاری از مطالعات بر کاهش تواناییهای شناختی سیال در اوایل بزرگسالی تأکید دارند، یافتههای ما نشان میدهد که با در نظر گرفتن ویژگیهای انطباقی گستردهتر، حداکثر ظرفیت عملکردی انسان در میانسالی است. این موضوع بسیاری از پیشفرضهای متداول درباره سن و توانایی را به چالش میکشد و نشان میدهد که میانسالی ممکن است نقطه اوج واقعی آمادگی روانی برای نقشهای پیچیده باشد.
به طور کلی، محققان بر تفاوت میان «هوش سیال» و «هوش متبلور» توافق دارند؛ مفاهیمی که در سال ۱۹۴۳ توسط روانشناس اهل بیرمنگام، ریموند کاتل، معرفی شدند. هوش سیال که به عنوان «قدرت پردازش خام» توصیف میشود، توانایی پردازش سریع اطلاعات و حل مسئله است، در حالی که هوش متبلور از طریق تجربیات و یادگیری قبلی کسب میشود.
هوش سیال معمولاً در دهه بیست سالگی به اوج میرسد، در حالی که هوش متبلور با افزایش سن و کسب تجربه بیشتر، افزایش پیدا میکند.
پروفسور ژینیاک می گوید:
وقتی فراتر از قدرت پردازش خام را در نظر میگیریم، تصویر متفاوتی آشکار میشود. ارزیابیها باید به جای مفروضات مبتنی بر سن، بر تواناییها و ویژگیهای واقعی افراد متمرکز شوند.
کلام آخر:
طبق یک مطالعه جدید، در بیشتر افراد عملکرد کلی ذهن بین سنین 55 تا 60 سال به نقطه اوج خود میرسد. به گفته پژوهشگران، یافته آنها توضیح میدهد چرا افراد در این بازه سنی معمولاً در حل مسائل پیچیده و نقشهای رهبری عملکرد درخشانی دارند.







