انیمیشن مینیونها و هیولاها؛ ادای احترام پیر کافین به تاریخ هالیوود

انیمیشن مینیونها و هیولاها؛ ادای احترام پیر کافین به تاریخ هالیوود
«مینیونها و هیولاها» (Minions & Monsters) سومین فیلم ایلومینیشن است که مینیونها را در مرکز داستان قرار میدهد؛ اما این بار پیر کافین، نویسنده و کارگردان فیلم، فقط به خلق یک ماجراجویی تازه برای موجودات زردرنگ محبوب فکر نکرده است. بخش مهمی از فیلم ادای احترامی به تاریخ هالیوود و فیلمهایی است که کافین در دوران کودکی و نوجوانی با آنها آشنا شده است.
کافین در گفتوگویی با Den of Geek توضیح داده که ایده استفاده از تاریخ سینما از همان مراحل ابتدایی تولید فیلم شکل گرفت. حتی نمایش لوگوی یونیورسال در ابتدای فیلم نیز به نسخههای قدیمی لوگوی این استودیو در سالهای ابتدایی فعالیتش بازمیگردد.
او میگوید هدفش این بوده که انیمیشن «مینیونها و هیولاها» در عین حفظ فضای کمدی همیشگی مجموعه، حس متفاوتی داشته باشد و صرفاً تکرار فیلمهای قبلی نباشد. به همین دلیل، بسیاری از اتفاقات فیلم به دورههای مختلف تاریخ هالیوود و سینمای کلاسیک ارجاع میدهند.
از هیولاهای یونیورسال تا بلاب
یکی از مهمترین منابع الهام کافین، فیلمهای هیولایی کلاسیک هالیوود بودهاند. او از دوران کودکی به آثاری مانند «فرانکنشتاین»، «مومیایی» و «مگس» علاقه داشته و معتقد است این فیلمها تأثیر زیادی بر شکلگیری ایدههای «مینیونها و هیولاها» داشتهاند.

فیلم «مومیایی» محصول ۱۹۳۲، با بازی بوریس کارلوف، جایگاه ویژهای در میان آثار موردعلاقه کافین دارد و ردپای آن نیز در فیلم جدید دیده میشود. با این حال، یکی از مهمترین الهامهای او خارج از مجموعه هیولاهای یونیورسال قرار دارد: فیلم «بلاب» (The Blob) محصول ۱۹۵۸.
کافین تعریف میکند که در دهه ۱۹۷۰ و در دوران کودکی، تماشای «بلاب» او را بهشدت ترسانده بود. همین خاطره بعدها به ایده طراحی هیولای اصلی «مینیونها و هیولاها» کمک کرد؛ موجودی که ظاهری عجیب و تا حدی شبیه هیولاهای لاوکرفتی دارد.
چاپلین، کیتون و لوید؛ ریشههای کمدی مینیونها
بخش مهم دیگری از فیلم به تاریخ کمدی صامت اختصاص دارد. کافین معتقد است سبک کمدی فیزیکی مینیونها ریشه در آثار ستارههایی مانند چارلی چاپلین، باستر کیتون و هارولد لوید دارد؛ بنابراین تصمیم گرفت مستقیماً به آثار این چهرههای بزرگ سینما ادای احترام کند.

یکی از صحنههای مهم فیلم، ماجرای فرار مینیونها با یک قطار است که به فیلم «سرقت بزرگ قطار» محصول ۱۹۰۳ اشاره دارد. حضور پلیسهای کیاستون نیز یکی دیگر از ارجاعات مستقیم به کمدیهای کلاسیک اوایل قرن بیستم است.
در ادامه، فیلم چند صحنه معروف از آثار کمدی کلاسیک را با سبک مخصوص مینیونها بازآفرینی میکند. از جمله میتوان به صحنه آویزان شدن هارولد لوید از برج ساعت در «ایمنی آخر از همه!»، فرو ریختن ساختمان در اطراف باستر کیتون در «استیمبوت بیل جونیور» و حضور چارلی چاپلین در میان ماشینآلات صنعتی در «عصر جدید» اشاره کرد.
کافین میگوید این ارجاعات صرفاً برای شوخی یا نمایش اطلاعات سینمایی نبودهاند. او میخواسته این ایده را مطرح کند که شاید مینیونها از ابتدا در اتفاقات مهم تاریخ سینما حضور داشتهاند و حتی بخشی از آن خرابکاریهای معروف را آنها رقم زدهاند.
«آواز در باران» و عصر طلایی هالیوود
«مینیونها و هیولاها» تنها به سینمای صامت محدود نمیشود و به دوره ورود صدا و شکلگیری هالیوود مدرن نیز اشاره دارد. یکی از نمونههای قابل توجه، صحنهای با حضور گروهی از دختران با لباسهای صورتی است که از «آواز در باران» (Singin’ in the Rain) الهام گرفته شده است.

کافین در این بخش به فیلمهایی مانند «بابیلون» و «آرتیست» نیز اشاره میکند که هر دو درباره دوره گذار سینما از فیلم صامت به فیلم ناطق هستند. البته به گفته او، ایده اولیه این صحنه بیشتر از فیلم «مهمانی» ساخته بلیک ادواردز و فضای مهمانیهای پرزرقوبرق هالیوود الهام گرفته بود.
کازابلانکا و همشهری کین در دنیای مینیونها
در بخش دیگری از فیلم، ارجاعات به آثار مهم عصر طلایی هالیوود ادامه پیدا میکند. «همشهری کین» یکی از فیلمهایی است که کافین از همان مراحل ابتدایی طراحی «مینیونها و هیولاها» در ذهن داشته است.

او همچنین از «کازابلانکا» و دیگر آثار کلاسیک آن دوران الهام گرفته است. حتی برخی شخصیتهای فیلم با الهام از مدیران قدیمی استودیوهای هالیوودی طراحی شدهاند. برای نمونه، شخصیتهایی که یادآور جک و هری وارنر هستند، بخشی از ادای احترام فیلم به تاریخ استودیوهای بزرگ هالیوود محسوب میشوند.
کافین همچنین تأکید دارد که هدفش تبدیل این شخصیتها به کاریکاتورهای ساده نبوده است. او تلاش کرده در کنار شوخی و اغراق، ویژگیهای انسانی نیز به آنها بدهد.
چرا باید کودکان با فیلمهای کلاسیک آشنا شوند؟
شاید این سؤال مطرح شود که ارجاع به فیلمهایی مانند «همشهری کین»، «عصر جدید» یا آثار باستر کیتون چه فایدهای برای کودکان و نوجوانانی دارد که احتمالاً حتی نام این فیلمها را نشنیدهاند.

کافین معتقد است مخاطب برای لذت بردن از شوخیهای فیلم الزاماً نیازی به شناخت این آثار ندارد. با این حال، او امیدوار است «مینیونها و هیولاها» بتواند کنجکاوی نسل جدید را برانگیزد و آنها را به سمت کشف تاریخ سینما هدایت کند.
از نگاه او، اگر کودکی پس از تماشای فیلم درباره یک صحنه یا شخصیت کنجکاو شود و برای پیدا کردن پاسخ سراغ آثار باستر کیتون یا چاپلین برود، فیلم به هدف مهمی دست پیدا کرده است.
کافین همچنین میگوید فیلمهای کلاسیک، حتی پس از گذشت چندین دهه، همچنان توانایی سرگرم کردن مخاطب را دارند. او این موضوع را هنگام نمایش آثار سیاهوسفید به فرزندانش تجربه کرده است؛ کودکانی که در ابتدا به سیاهوسفید بودن تصاویر واکنش نشان میدادند، اما خیلی زود جذب داستان و کمدی فیلم میشدند.

نتیجهگیری
«مینیونها و هیولاها» در ظاهر یک ماجراجویی تازه برای مینیونهاست، اما صحبتهای پیر کافین نشان میدهد این فیلم در لایهای عمیقتر، نامهای عاشقانه به تاریخ سینما محسوب میشود. از هیولاهای کلاسیک یونیورسال و فیلم «بلاب» گرفته تا آثار چاپلین، باستر کیتون، هارولد لوید، «آواز در باران»، «کازابلانکا» و «همشهری کین»، بخشهای مختلف فیلم به میراث سینمایی چند نسل گذشته متصل شدهاند.
کافین امیدوار است این ارجاعات فقط برای مخاطبان بزرگسال جذاب نباشند و بتوانند کودکان را نیز به کشف آثار کلاسیک ترغیب کنند؛ آثاری که به باور او، با وجود گذشت دههها، همچنان میتوانند مخاطبان امروزی را سرگرم و شگفتزده کنند.










